تاريخ عئلئملارئنگ کانديداتي- آ. گورگنلي golia@rferl.org
سفير جمهوري اسلامي ايران در ترکمنستان محمدرضا فرقاني:
"تمام نسخ خطي مختومقلي به الفباي فارسي است." سخنراني
در آشغابات 21 مه 2007آقاي فرقاني! آيا نمي دانيد که زبان
فارسي الفباي مخصوص به خود ندارد. آيا با اضافه کردن دو نقطه به " ز" و "ج"
و "ب" و " َ" به "ک" حروف عربي و تبديل آنها به به ژ، چ، پ، گ ميتوان ادعا کرد که
اين الفبا فارسي است؟ پس عربها چه الفبايي دارند؟
آقاي فرقاني! تمامي نسخ دستنويسهاي مختومقلي به زبان
ترکمني وبه نوشتار عربي است. اساسا در بين ترکمنها تا اين 200 سال اخير از علائم
پ، ژ، گ، چ استفاده نمي شده، بيشتر ب، ز، ک، ج بکار برده ميشد " بالتا" بجاي "پالتا"،
" کؤل" بجاي "گؤل" ...
از اين گذشته برخي از فارسگرايان افراطي (شوونيستها)
ادعا ميکنند که زبان آباء و اجدادي آنان پهلوي است. اين پهلوي زبانان در کجاي دنيا
زندگي ميکنند؟ چرا به اين الفبا چيزي نمي نويسند و نشر نمي کنند؟اگر خط و زبان پهلوي
رايج باشد چرا اين افراطيون الفباي اجدادشان را بر نمي گزينند؟ زبان فارسي امروزي زاده تلاش
سلطان محمود ترک غزنوي بنام زبان "دري" (درباري) و رواج آن بوسيله تاجيکان در افغانستان
و آسياي ميانه مي باشد. بعدها در تهران زمان رضاشاه با گرفتن پول و مواجب فراوان-
البته در بين آنها ترکان آذري نيز هست- زبان فعلي فارسي را رواج دادند.
بقول دکتر ضيا صدر الاشرافي:
"درترکي
آذربايجاني فقط يک فعل بي قاعده که فعل "بودن" است وجود دارد و يک فعل دستورصرف وفعل
سازي براي تمام افعال بسيط ۲۲۰۰۰ گانۀ ترکي است. حال آن که درفارسي هيچ فعلي
دستور لغت سازي براي فعل ديگرنيست (افعال بسيط فارسي تنها ۳۶۰ عدداست). درفارسي همواره
با وجود استثناء ها، جزافعالي که به "ايدن= ئيدن"(با استثناء :گُزيدن) وگاه "دن"
ختم مي شوند، تقريباً هيچ فعلي دستور صرف و فعل سازي براي هيچ فعل بسيط ديگر نيست.
درترکي ازهرفعل بسيط معمولاً پنج وگاه شش فعل بسيط ديگرمي توان ساخت که براي اكثرآنها
مترادف فارسي جزدرموارد استثنائي وجود ندارد و بيان آنها به جمله سازي نيازمند است.
مثلاً: از"يازماق" (نوشتن): "يازيلماق"(نوشته شدن)، "يازيشماق " (مکاتبه کردن که
مترادف باب مُفاعلهْ عربي است که بين دويا چندنفرميگذردودرزبان فارسي موجودنيست،
(آيندۀ نزديک = "يازارام"نيزوجودندارد)،"يازدير- ماق" (نويسانيدن)وبالاخره، "يازديديرماق"(بزورنويسانيدن
يا گفتن به کسي که اوكاتب را بنويساند) ميايد. درمورد فعل"يوماق "(شستن) شکل ششم
فعل بسيط ترکي را داريم که "يووونماق " است، يعني آنچه درفارسي با جملهْ "خود
را شستن" بيان مي کنيم. درفارسي ازفعل "خوردن"، خوراندن و خورانيدن مي آيد
اما از"رفتن" نمي توان رفتاندن ورفتانيدن، و از گفتن، گفتاندن وگفتانيدن و...
آورد!
ميتوانيدازهمان کسروي دانشمند،
درمورد برتري زبان ترکي درمقايسه بازبان فارسي به کتاب – هاي: "زندگاني من و ده سال
درعدليه- صفحات ۲۳۲-۲۳۱" و "زبان پاک" صفحۀ ۲۸ و "آذري يا زبان باستان آذربايگان"
صفحات ۵۷-۵۶ مراجعه فرمائيد" ( ايران و مسائل ايران)
آقاي سفير محترم!
اگر از روحيه و روان ترکمن آگاهي نداشته باشيد به کتابهايي
که در اين باب توسط مراکز مردمشناسي خودتان در تهران تهيه شده مراجعه فرمايئد. بقول
رودکي:
هر که ناموخت از گذشت روزگار
هرگز نآموزد از هيچ آموزگار