Turkmensahra

  ترکمنصحرا

  کنفرانس برلین و قطعنامه آن



جوما بورش               
                                                                                                                  j.bouresh@gmx.de
یکشنبه، 22 مرداد 1385
 
در کنفرانس برلين که در پنجم آگوست 2006 ميلادي در محل پارلمان برلين برگزار گرديد، نمايندگان 19 سازمان و حزب سياسي مليت هاي مختلف ايران شرکت داشتند. بعد از نشست معروف لندن که در سال 2004 ميلادي تشکيل شد، براي دومين بار بود که نمايندگان احزاب و سازمانهاي سياسي مليت هاي ايران  در يک کنفرانس دورهم جمع ميشدند. برخلاف نشست لندن که از آتمسفري متشنج و غيردوستانه برخوردار بود، جو غالب بر کنفرانس برلين در مجموع پر احساس و نسبتآ خوش آيند بود.
 
پر بيراهه نخواهد بود اگر ادعا شود که هدف عمده برگزارکنندگان کنفرانس برلين تصويب قطعنامه از پيش تعيين شده با مضمون سياسي مشخص و کاملآ جهت دار بوده است؛ که در نهايت دستآوردي جز ايجاد فاصله در بين خود نيروهاي مليت ها از يکسوي و فارس ها از سوي ديگر  نخواهد داشت. تاييد و تاکيد نمايندگان 13 گروه و سازمان سياسي مليت ها در سخنراني هاي خود بر " شونيسم فارس" و " اعلان استقلال" و تصويب و تثبيت آن در قطعنامه کنفرانس، بوضوح نشان ميدهد که شکافهاي موجود در جامعه ما بسيار عميق است و راه رسيدن به دموکراسي دور و دورتر بنظر ميرسد.  نمايندگان 6 حزب و سازمان سياسي عضو کنگره مليت هاي ايران ( حزب دموکرات کردستان ايران، کومله ـ سازمان انقلابي زحمتکشان کردستان ايران، کانون فرهنگي آذربايجان، حزب همبستگي دموکراتيک احواز، حزب مردم بلوچستان و سازمان دفاع از حقوق ملي خلق ترکمن ) با دفاع از موضع اصولي خود در کنفرانس و تآکيد بر اينکه لازمه پيروزي بر دشمن بسيج و بکارگيري هدفمند و دورانديشانه همه نيروهاي ملي و دموکراتيک است، از امضاي قطعنامه خودداري کردند.
 
گروه ها  و سازمانهايي  که قطعنامه کنفرانس برلين را امضاء نمودند فهرست طولاني تر همان سازمانهايي هستند که در نشست لندن دو سال پيش با پافشاري انعطاف ناپذير روي"حق تعيين سرنوشت ملل" و برخورد غريب به ملت فارس و سرزمين ايران ، زمينه تفرقه ميان خود نيروهاي مليت ها را فراهم نمودند. کنفرانس برلين نيز بعبارتي دنباله همان نشست لندن بود، منتهي با اين تفاوت که اينبار موضوع مجادله "شونيسم فارس" بود!
 
شونيسم ناسيوناليستي گرايشي کور،افراطي و پرخاشگرانه است که ملت خودي را برتر از ملت هاي ديگر تلقي کرده و به ديگر ملت ها از موضع نفرت برخورد ميکند. مروجين شونيسم ناسيوناليستي در لفافه دفاع از منافع ملت خويش به ملت هاي ديگر پرخاشگري کرده و از اعلام انزجار خود نسبت به آنها نيز خودداري نميکنند. اگر اين خصوصيات برشمرده شونيسم را به سياست مذهبي رژيم انتقال بدهيم، ميتوان به وجود شونيسم مذهبي در سياست جاري جمهوري اسلامي قائل شد تا شونيسم ناسيوناليستي فارس!
 
جاي ترديد نيست که رژيم اسلامي همه مليت هاي ايران را تحت ستم مداوم خود قرارداده و حتي ابتدائي ترين حقوق آنها را نيز هر روز پايمال ميکند؛ ليکن نبايد فراموش کرد که ملت فارس نيز از ظلم و اجحاف روزمره اين رژيم مطلقآ در امان  نيست. از فقدان آزادي ، وجود اختناق و فقر فرهنگي و اقتصادي کمابيش همه به يک نسبت زجر ميکشند.  از اينرو معضل اصلي جامعه ما برخلاف مضمون قطعنامه کنفرانس برلين "شونيسم فارس" نيست؛ مشکل اساسي ميهنمان  وجود رژيم قرون وسطائي ضد دموکراتيک و ضد مردمي است.
 
واژه هاي سياسي از قبيل شونيسم مفهوم و بار سياسي خاصي دارند و لازمه اثبات وجود  شونيسم ناسيوناليستي فراهم بودن همه مؤلفه هاي تشکيل دهنده ان است. از اينرو بکاربردن سبکسرانه آنها جهت تهييج احساسات ملي و دستيابي به اهداف خاص گروهي، پيآمدي جز تضعيف جبهه نيروهاي ملي و دموکراتيک و تقويت ناخواسته نيروي دشمن و طولاني تر کردن عمر آن را در بر نخواهد داشت.
 همچنين کم نيستند تعداد افراد و گروه هاي ناسيوناليست محافظه کاري که  با بهره گيري از اشتباهات سهل انگارانه نيروهاي مليت ها ميکوشند که به اختلافات موجود در ميان آنها  دامن زده و آنان را در مقابل هم قرار دهند. اينان همان نيروهايي هستند که وجود مليت ها را نفي کرده و تحت شرايط خاصي حتي آمادگي همکاري با رژيم اسلامي را نيز دارند.


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد