Turkmensahra

  ترکمنصحرا

چگونگي پديد آمدن ترمينولوژي" ترکمنستان ايران" و" ترکمنهاي ايران"
 ومرور کوتاهي برگذشته وحال آنها


يوسف کـُر 
hamraq@yahoo.de
جمعه، 20 مرداد 1385
 
حکومت رومانف ها در روسيه وقاجارها درايران درجريان ايجاد مرزروسيه وايران درغرب درياي خزر ( طبق عهد نامه ي گلستان بسال 1813)، بر سر ايجاد مرز جغرافيائي ايران و روسيه در شرق درياي خزر نيز به تفاهم ميرسند.  آنها توافق ميکنند  تقاضاي ترکمنها در برسميت شناختن مرز موجود در شرق درياي خزر را نپذيرفته و تلاش آنها درحفظ آنرا درهم شکسته ازطريق تصرف و تقسيم سرزمين ملت ترکمن مرز جديدي در بين خود ايجاد نمايند. در حاليکه درشرق درياي خزر قرنها پيش در نتيجه ي بروز جنگ طولاني مدت شيعه وسني بدنبال حمله ي شا اسماعيل صفوي( در1510) وکشتار بي رحمانه ي سني ها درمرو (همانند سني کشي درتبريز) مرز شيعه و سني شکل گرفته و تبديل به مرز بين ترکمن  وايران گشته بود.
 
در اجراي نقشه ي شوم تصرف و تقسيم سرزمين ملت ترکمن ابتدا تهران فعال شده، جهت عليل و ناتوان ساختن ملت ترکمن علاوه بر اقدام به قتل، غارت وسوزاندن منازل واموال باحمله هاي غافلگيرانه و پراکنده، ونيز اجراي تدابير مرموزانه و پنهاني متعدد ( باهمکاري بيگانگان )، بطوررسمي يکبار به "قارري قلعه"( 1858) و بارديگر به "مرو" (1860) لشگرکشي نموده  شکست ميخورد.  درنتيجه نوبت را به ارتش استعماري روسيه تزاري واگذار کرده اينبار تهران ياري دهنده ميشود وبمناسبت پيروزي نهائي ارتش تزار( يانوار1881) پس ازدوبار ارتکاب گنوسيد( قتل وعام) درمحدوده ي استانهاي " داش آُغوز" و"آخال" فعلي، تهران تبريک نامه فرستاده  رودخانه ي اترک را بعنوان مرز پيشنهاد ميدهد. به اين ترتيب سنت پترز بورگ و تهران دردسامبر1881 پس از68 سال(1813- 1881 ) موفق به امضاي قرارداد "آخال" درمورد ايجاد مرز روسيه وايران درشرق درياي خزرميشوند. و چون ايران توان اعمال حاکميت برسهم خودرا نداشته روسيه سهم ايران را نيز اشغال و درکنترل نگه مي دارد تا ترکمن امکان سربلند کردن در راه کسب حقوق از دست رفته اش نيابد. ارتش روسيه درراستاي اين سياست استعماري در 1916 دراقدام به سرکوب قيام ترکمنها مرتکب گنوسيد( نسل کشي) سوم در" آق قلعه" مي شود.
  
حکومت جديد برخاسته ازانقلاب 1917 روسيه، مرزهاي ايجادشده براساس سياست استعماري روسيه ي تزاري را در1918به رسميت شناخت وبه واحدهاي ارتش درخارج ازآن مرز فرمان بازگشت داد.  ملت ترکمن ازاين فرصت استفاده کرده بلافاصله مدارس سکولار( غيرمذهبي) نوع  اُروپائي بنام "مدارس جديد" که درآنها علوم تجربي نيزبه زبان ترکمني تدريس ميشد راه انداخت وهمزمان در راه  تدارک کنگره ي ملي کوشيد ودر20 ماي 1924 (30 اُرديبهشت1303) اعلام جمهوري کرده دولت تشکيل دادند. ولي حکومت جديد دست نشانده بيگانگان( رژيم پهلوي) درتهران به جاي پذيرش وجود دولت محلي براساس منشورانقلاب مشروطيت ( 1906)، در راه اجراي توافق نامه ي استعماري با روسيه ي تزاري  سه لشگر اعزام نمود ومقاومت را درهم شکست. درنتيجه ترکمنصحرا براي اولين بار درتاريخ به انقياد تهران درآمد و بستن مدارس ترکمني واجراي ديگر تدابيرشوونيستي آغاز گرديد. ازطرف ديگر با پيدايش اتحاد جماهيرشوروي مرزبين ايران و روسيه همانند ديواربرلين ومرزآلمان غربي و شرقي تبديل به مرزبين دواردوگاه سوسياليزم وکاپيتاليزم گرديد. و طولاني شدن اين وضعيت درقرن بيستم بدبختي هاي فراواني را نصيب ملت ترکمن ايران وجمهوري ترکمنستان نمود.   
 
رژيم پهلوي سهم ايران ازتقسيم سرزمين ملت ترکمن طبق قرارداد"آخال"(1881) را بعنوان ملک شخصي رضاشاه به تصويب مجلس دست نشانده رساند ودرنتيجه اداره ي ترکمنصحرا به "اداره ي املاک پهلوي" واگذارشد.  اين اداره ابتدا ترکمنها را درسرزمين خود به بيگاري واداشت  ولي با گسترش مقاومت شروع به فروش زمين به آنها نمود. اينکار پس از اشغال ايران ازجانب متفقين( شوروي، آمريکا و انگلستان) گسترش يافت تا اينکه پس ازکودتاي 28 مرداد 1332( 1953) دربارمحمد رضا شاه برعليه ترکمنها اجراي نقشه هاي شوم جديدي را درپيش گرفت. که طبق آن اسدالله علم وزير دربار مأمور کوچاندن فارسها، بويژه زابلي ها به ترکمنصحرا شد وسرلشگر مزين بعنوان نماينده ويژه ي شاه مأمور فروش زمين به امراي ارتش، افراد ذي نفوذ دستگاه هاي دولتي، قضائي وکلان سرمايه داران گرديد. بدنبال اين تصميم رژيم پهلوي با استقرار واحدي ازگارد ويژه ي سلطنتي بااختصاص هشت هزار هکتار از اراضي مزروعي ( در محدوده ي آق قلعه 1340) کنترل را شدت داد.
 
 درترکمنصحرا تا آمدن افراد سپاه صلح  آمريکا ( اواسط دهه ي 1960 / 1340) کتابخانه اي وجود نداشت وتلاشها هم نتيجه اي نميداد. اين کمبود ونمونه هائي ازاين دست تنها با کمک آمريکائي ها برطرف گرديد. به عنوان مثال براي تمام ترکمنصحرا تنها دودبيرستان وجود داشت. يکي درشهر بندرترکمن که آنرا آلمانيها بعنوان هنرستان راه آهن ساخته بودند که به بهانه ي دستگيري مديرش(عضوگروه 53 نفر) تبديل به دبيرستان گرديده  ولي خوابگاهش بسته ميشود، وديگري درشهرجديد التأسيس گنبدقابوس ( درنزديکي گرگان ويا جرجان قديم) که به قصد فراهم نمودن امکان تحصيلي به فرزندان غيرترکمنهائي که کوچانده شده بودند ايجاد گرديده بود. علاوه براين، مسأله ي تبعيد، زنداني، مسموم کردن واز بين بردن به اشکال ديگر تحصيل کرده هاي خارج ازايران ترکمن پس ازبازگشت نيز با کمک آمريکائي ها برطرف گرديد. بطورکلي تنها پس ازگسترش توافقات بين دواُردوگاه سوسياليزم و کاپيتاليزم برسر کنترل نواحي هايل مرزي و حضور آمريکائي ها درمنطقه، مأموران رژيم شوونيستي پهلوي وادار به حفظ ظاهر شدند.
 
 ترکمنها به جريان انقلاب 1357( 1979) با طرح حقوق فرهنگي وسياسي ازدست رفته شان چون " اُقـو گه رئگ خط گه رئگ، ترکمنچه مکتب گه رئگ،  الدئن گيدئن يئرلري قايتاريپ آلماق گه رئگ" پيوستند. درفاصله ي سرنگوني رژيم شوونيستي ازنوع پادشاهي تا شکلگيري وتحکيم رژيم شوونيستي نوع مذهبي نيروهاي مترقي ترکمن باهمکاري نيروهاي مترقي سراسري توانستند يکسال شرايط "خودمختاري غيررسمي" معروف به " دوره ي کانون و ستاد" را در ترکمنصحرا بوجود آورند که اين دوره با تحميل جنگ نابرابر واعمال جنايت بي شمار ازجانب رژيم ( درفوريه ي 1980)  پايان يافت.
 
با پايان يافتن دوره ي جنگ سرد و فروپاشي اتحاد جماهيرشوروي، در رژيم شوونيزم مذهبي ايران جناح رفرميست رشد کرد و بخش شرقي استان مازندران را بنام استان گلستان جدا نمود ولي نه تنها حاضر به اجراي مواد قانون اساسي مربوط به تدريس زبان غيرفارسها درمدارس نشد برعکس در رابطه با حقوق زباني وفرهنگي اقليتهاي ملي همانند شوونيستهاي پادشاهي عمل نمود.  و در رابطه با ساير موارد چون شرکت دادن ترکمنها درمسئوليتهاي اداري و تعيين حوزه هاي انتخاباتي وغيره درنگاه وعمل حکومت  با زمان قبل از انقلاب 1979 فرقي قابل مشاهده نيست بطوريکه حوزه هاي انتخاباتي همانند زمان رژيم پهلوي باقي ماندند وبرخلاف نسبت ترکيب اتنيکي جمعيت استان درصد بسيار بالائي ازپستهاي دولتي به فارس زبانهائيکه ضد ترکمن و سني ها باشند سپرده ميشود.  ولي بحکم روزگار مبارزه ي حق طلبانه ي ترکمنها همانند ديگرهموطنان خود همچنان جريان دارد. مبارزه ي حق طلبانه ي ترکمنها وديگر مليتهاي تحت ستم ملي درايران ازعناصر تفکيک ناپذير مبارزه در راه دموکراسي و حقوق بشر در ايران، منطقه و جهان است.    
 
--------------------------
* منابع مورد استفاده :
الف )   منابع ترجمه شده از انگليسي
 1- ايران عصرصفوي، اثرRoger Savory ترجمه ي کامبيزعزيزي، انتشارات سحر، چاپ ششم 1378.
 2- ترکمنها درعصرامپرياليسم، اثرM. saray ترجمه ي قدير بردي رجائي، چاپ اول 1378.
ب ) منابع فارسي و ترکمني :
3- ترکمن لرينگ تاريخي، تأليف حاج عبدالغور آخوند آهنگري، انتشارات ايل آرمان، چاپ اول 1382 .
4- مسأله ي ارضي درصحراي ترکمن،  دکتر منصور گرگاني،  چاپ اول 1358  .
5- دونيأدأکي ترکمنلـر، تأليف دکتر محمد قليچ ،  چاپ مؤسسه ي ف. اؤزسان،  بورسا 1997 .


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد