Turkmensahra

  ترکمنصحرا

مقابله با سياست تحقير ملي



نويسنده مطلب : آتــيــلا
ايميل : atilatkmn@yahoo.de
منبع: سايت ايل- گون
جمعه، 5 خرداد 1385
 
انتشار کاريکاتوري و متن همراه آن با مضموني راسيستي و ضدترکي در شماره 3649 جمعه22 ارديبهشت در روزنامه دولتي ايران عکس العمل گسترده ترک زبان ها در ايران و بخصوص در ميان دانشجويان ترک در دانشگاه هاي ايران را برانگيخت. طي روزهاي گذشته شهرهاي تبريز، اروميه، ماکو و بسياري شهرهاي ترک نشين ديگر شاهد اعتراضات گسترده مردمي برعليه سياستهاي نژادپرستانه حاکم بر ايران بود که همچنان نيز ادامه دارد.

برخي انتشار اين کاريکاتور اهانت آميز را توطئه غرب براي ضربه زدن به وحدت ملي ايرانيان و بعضي ديگر آنرا اشتباه و خطايي در هيئت تحريريه روزنامه ايران قلمداد کردند. روزنامه ايران در پي اعتراضات مردمي بابت چاپ اين مطلب پوزش طلبيد. اما چاپ مطلبي درچند شماره بعد همان روزنامه نشان از آن داد که اين امر نه توطئه غرب و نه يک اشتباه و خطايي ناآگاهانه بوده، بلکه يک حرکت سياسي و کاملا سازمان يافته بوده است. جالب توجه اين که اين مطالب در بخش کودکان و نوجوانان روزنامه ايران چاپ مي گردد. هر دو اين مطالب با مضموني بسيار نفرت انگيز، همراه با آموزش فساد و لمپني است که علاوه بر سياستهاي شوونيستي نشان از معرفت نازل اخلاقي نويسندگان آن مطالب دارد.

البته اين رويکرد و روشي تازه از جانب مبلغان سياستهاي راسيستي نيست. حدود 65 سال پيش نازيستهاي نژادپرست در آلمان، يهوديان را درست به همينگونه با چاپ کاريکاتورهايي بصورت سوسک و يا کرم خاکي و مشابه ان تحقير ميکردند. اينگونه است که راسيستهاي ميهني ما آن نسخ کهنه استادان قديمي خود را به مرحله عمل در آوردند.
از آن زماني که رضاخان ميرپنچ به مقام سردار سپه گماشته شد و بنا به تصميم اربابان انگليسي خود بسوي قدرت پادشاهي خيزبرداشت، پروژه ايجاد دولت مرکزي قدرتمند در دستور کار قرار گرفت. اين سياست نه از طريق مسالمت آميز و شيوه هاي انساني،بلکه باتوسل به زور، قهرو سرکوب پيش برده شد. در راستاي پيشبرد اين سياست افراد مشخصي نيز در اروپا و بخصوص در آلمان تربيت يافتند که وظيفه آنان نابودي فرهنگ و زبان مليتهاي غيرفارس و يا به بياني ديگر تخريب و تسخير روحي و معنوي آنان بود.

حاکميت شاهنشاهي و در ادامه آن حاکميت جمهوري اسلامي داراي يک سابقه 80 ساله در عرصه سياست سرکوب و تحقير مليتهاي غيرفارس در ايران هستند. مطالعات و تحقيقات بسياري براي پيشبرد اين سياستها صورت پذيرفته است. علاوه بر سرکوب هر فعاليت اجتماعي و دستگيري فعالين فرهنگي وسياسي در مناطق ملي ، ايجاد جوکهاي رکيک و توهين آميز در مورد ترک زبانان از جمله پروژه هاي اين مرکز تحقيقات است.

در اين راستا است که آقاي احمدي نژاد عيد نوروز را به فارسي زبانان تبريک ميگويد و يا تيم ملي فوتبال ايران بعد از پيروزيها و موفقيت براي شرکت در جام جهاني فوتبال نام "ستارگان پارسي" را بخود ميگيرد. يا اينکه آقاي رئيس جمهور در مسافرت به گنبد کاوس مردم شهر،بخصوص ترکمنها و نماينده ترکمن در مجلس را با اعلام نصب سوت قطار در شهر گنبد بجاي اتصال راه آهن سراسري مورد تمسخر قرار داده و تحقير مي کند.

اين مرکز عظمت طلبي پارسي، نابودي فرهنگ و زبان غيرفارس و از جمله ترک زبانان را در دستور خود قرار داده است و در اين راه از تمامي امکانات فرهنگي، آموزش و تبليغاتي خود بهره مي جويد و تا کنون در مقياس قابل توجه اي نيز موفق بوده اند. خانواده هاي ترک زبان کم نيستند که تحت تأثير اين تبليغات با فرزندان خود به فارسي حرف ميزنند تا فرزندان شان از زمينه هاي بهتري جهت رشد اجتماعي پيدا کنند. اين والدين غافل از اين هستند که زماني که اين نو نهالان پاي به جامعه مي نهند با توجه به مجموعه شرايط جامعه ايران دچار بي هويتي و سرگرداني خواهند شد. اين نژادپرستاني که سياست استحاله ملتهاي ديگر و بخصوص ترک زبانان را بخشا با موفقيت به پيش برده اند، حتي آنهايي را هم که به سياست استحاله آنان آگاهانه و يا ناآگاهانه گردن نهاده و با زبان مادري خود بيگانه شده و بقول معروف فارسيزه شده اند را مورد اهانت قرار ميدهند و آنها را بعنوان سوسکهايي که زبان خودشان را هم بلد نيستند معرفي مي کنند.

گردانندگان اين سياستهاي نژادپرستانه بعد از آن همه توهين، تحقير و توطئه و عدم عکس العمل از جانب مليتهاي تحت ستم جسورترشده،و با چاپ اين کاريکاتور بار ديگر سياست شوونيستي خود را عريان به نمايش گذاشتند.اما اين بار، اقدام گستاخانه وسياستهاي توهين آميزبه ترکها با مقاومت گسترده همراه بود. حاکميت انتظار اين عکس العمل گسترده را نداشت. روزنامه ايران عذر خواهي کرد. آنرا بطور موقت تعطيل کردند. کاريکاتوريست و سردبير آن را بازداشت نمودند. آقاي پورمحمدي وزير کشورو حتي آقاي شريعتمداري سردبير معروف روزنامه کيهان با ترکها احساس همدردي نمودند. شعار توهين به ترک توهين به ولايت فقيه است را براه انداختند. بعنوان اعتراض به توهين به ترک ها اعلام راهپيمايي دولتي کردند تا شايد بتوانند با اين ترفندها اين موج عظيم اعتراض مردمي را مهار کنند.

شايد بتوان که اين حرکت حق طلبانه و مقاومت در مقابل تحقير انساني را آرام ساخت ولي دگر نميتوان آنرا از بين برد. اين حرکت تجربه اي است براي کارگزاران سياست شوونيستي در ايران، که ملل ديگر به آن حد از رشد و شعور اجتماعي رسيده اند، که تحقير و توهين به آنان براي انحصار هر چه بيشتر قدرت در راستاي عظمت طلبي ره بجايي نخواهد برد. و همچنين تجربه اي است براي کساني که خود را مدعي احزاب سراسري و نمايندگان عموم مردم ايرن ميدانند و براي آناني که با احتمال زير آب رفتن قبر کوروش در صورت اجراي طرحي آبرساني گوش فلک را کر کردند ولي در مقابل سرکوب ملت عرب در ايران و يا اين حرکت اعتراضي عظيم ترکهاي ايران حدالامکان اگر تقابل نکنند، سکوت مي کنند.
اين سياست شونيستي در طي 80 ــ 70 سال گذشته با استفاده ازهمه امکانات دولتي به پيش برده شده و مي شود. تنها با مقابله آگاهانه وخردمندانه، وايستادگي در مقابل آن ميتوان گردانندگان اين سياستها را وادار به عقب نشيني کرد.


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد