وبلاگ ترکمن دوشنبه، 15 اسفند،
1384 اين روزها تلويزيون نگاه نميکنم: پر است از اخبار کذبي که آدم دقيقا برعکسش
را در جامعه و کشور ميبيند! آدم عقش ميگيرد از اينهمه دروغ و کذب و حرفهاي عجيب
و غريب! واقعا زمانه غريبي شده است! نميدانم چرا تا به اينحد مردم را احمق و ساده
و بياطلاع فرض ميکنند؟ نميدانم تا کي ميخواهند با اين دروغها ادامه حيات دهند؟
نميدانم مردم ايران با چه اميدي زندگي مي کنند؟
اين روزها روزنامه نميخوانم: پر است از اخبار قتل و دزدي و غارت و تجاوز
به ناموس مردم. آقا! مگر اينجا مملکت امام زمان نيست!؟ پس چرا اينقدر فقر و فحشا
و ستم و دزدي و قتل و تجاوز و ... اتفاق ميافتد؟ آقايان سياسي هم که فارغ از اينهمه
بدبختيهاي جامعه تنها بيلان کاري ميدهند و دم از عدالت ورزي و انکار ديگران و
اثبات خود ميزنند! آيا همينها بودند که امام زمان ليست آنها را امضا کرده بود؟
آيا همينها بودند که ادعاي اسلامشان ميشد!! پس چرا وقتي که به منصب ميرسند بيعدالتيها
رشدي تصاعدي مييابند؟ اينروزها حال هيچ چيزي را ندارم! آخر چه اميدي؟ جامعه ايران
به کجا ميرود! فعلا که صاحبان قدرت در ايران در حال افزودن بر قطر شکم و گردن خود
هستند و مردم هم...بيخيال...يعني زماني ميرسد که در ايران سردمداران آن بر اساس
اصول و ارزشهاي بشري و اخلاقي انتخاب شوند و دروغ تحويل مردم ندهند! کي؟ چه وقت؟