فاجعه تجاوز نظامي امپراطوري
روس به " خانات خيوه" و " گوک دفه" از زبان پروفسور محمت سراي
تهيه و تنظيم
از: ت.آتابايدوشنبه 26 ديماه
، 1384 منبع : وبلاگ ياغتي ترکمنصحرا
در قرن 17 ميلادي دولت روسيه تزاري سياست گسترش قلمرو خود بسوي جنوب را تشديد مي
نمايد. در اين مقطع در ضلع شرقي پيشروي روسها حکومت خانات خيوه قرار داشت که تا حدودي
استقلال خود را حفظ کرده بود. روسها دو بار در سالهاي 1718 و 1839 کوششهايي براي
فتح خيوه انجام داده بودند ولي هر دو بار نيز با مقاومت شديد مدافعان خيوه مواجه
شده بودند. به لحاظ سياسي نيز فتح خيوه نگراني هايي را براي حکومت استعماري انگليس
که هندوستان را در اختيار داشتند ايجاد مي نمود و اين امر را خانات خيوه به خوبي
درک نموده بودند و بنا بر اين راه مذاکره و مشاورت با انگليسي ها را بخوبي پيش مي
بردند. دولت تزاري روس که حمايت غير مستقيم انگليسي ها را در دفاع از خيوه مانعي
براي پيشروي خود مي ديد اينبار سياست معامله گري و سازش با انگليسي ها را به جاي
مقابله تغيير مي دهند. انگليسي هاهم که منافع و امنيت خود در هندوستان و درياي عمان
را در ارجحيت قرار مي دادند مايل بودند تا با روسها به کنار آمده و به سازش بپردازند.
بدنبال اين تحولات در روسيه چرخش وقوع حوادث مربوط به سرنوشت خيوه سرعت مي گيرد و
در پايان 1872 حاکمان کل ترکستان و اورن برگ و نائب السلطنه قفقاز به سنت پطرزبورگ
مي آيند تا با وزير جنگ وقت برنامه هاي مورد نظر عمليات بر ضد خيوه را مورد ملاحظه
قرار بدهند. تصميم گرفته مي شود که عمليات نظامي از دو جناح آغاز شود: از شرق با
سپاه منطقه ترکستان و از غرب و شمال با نيروهاي مشترک مناطق قفقاز و اورن برگ.
نمايندگان بريتانيا در پايتخت روسيه از گردهمايي حاکمان کل در سنت پطرزبورگ در باره
فتح خيوه آگاهي يافته و به لندن گزارش مي نمايند. مقامات بريتانيايي که هميشه با
هرگونه پيشروي روسيه در جهت اشغال هند مخالف بودند فشار ديپلماتيک بر بر روسيه را
براي بدست آوردن فتوحات بيشتر تشديد مي نمايند. آنها از روسيه قول مي گيرند تا بعد
از تصرف خيوه به مناطق تحت نفوذ انگليسي ها پيشروي ننمايند. بر اساس توافقات اين
دو قدرت امپرياليستي و با توجه به خصومت هاي ديرينه حکومت مرکزي ايران با خانات ترکستان
در واقع مدافعان حکومت خيوه تنها مي مانند و......
در حاليکه بريتانياييها پيروزي ديپلماتيک خود را در لندن جشن مي گرفتند روسها تا
اواسط مارس 1873 تدارکات نهايي شان را براي فتح خيوه کامل مي کنند و ژنرال کوفمن
به سر فرماندهي منصوب مي شود. نيروي اعزامي روسها مرکب از 53 گروهان پياده و 25 سوتنيا(
صد) قزاق و 54 توپ و6 خمپاره انداز همراه با دو مسلسل مالتي لول و دو واحد موشک انداز
و 4450 اسب و 19200 شتر با نيروي تکميلي تقريبا 14000 مرد بود.
جمعيت خانات خيوه را عمدتا ازبکها و ترکمنهاي يموت تشکيل مي دادند. بر سر تقسيم آب
و زمين و همچنين بر سر تعيين جانشين خان درگيري هايي در بين ترکمنها و ازبکها صورت
مي پذيرفته است که گاها نيز مورد سوء استفاده روسها قرار مي گرفته است. البته کميت
جمعيت ازبکها تا حدي بيشتر بوده است. يکي از دشواري هاي خوانين خيوه در واقع متحد
و يکدل نگهداشتن اين دو مليت بوده است. يکبار نيز و در سال 1856 بعد از يک گردهمايي
طولاني دو طرف ترکمنهاي خشمگين با ترک پايتخت خانات خيوه نارضايي خودشان را از سهم
زمين و آب نشان داده بودند. يموتها همچنين به تخت خاني رسيدن يک ترکمن را نيز در
خيوه خواستار بوده اند. وقتي خواسته هاي آنان توسط ازبکها رد مي شود آنها اتا مراد
يکي از روساي مقتدر قبايل خود را به عنوان خان خود اعلام نموده و قوتلو-مراد خان
ازبک را نيز از پاي در مي آورند و........ اين چنين بوده است مناسبات و نحوه زندگي
مدافعان خانات خيوه در آنزمان.
وقتي خطر حمله روسها را خيوه اي ها جدي مي بينند ماموران و قاصد هايي را به هند و
ترکيه مي فرستند ولي موفق نمي شوند تا حمايت مستقيم آنان را جلب بنمايند. روسها کماکان
به پيشروي خود ادامه داده و خيوه را که حمايت هيچ قدرت بيروني را با خود نداشت مورد
تهاجم قرار مي دهند. در اواخر ماه مه 1873 روسها در اطراف خيوه پايتخت خانات آخرين
نقطه دفاع خيوه ايها را با توپخانه سنگين مي کوبند و بر جاندار و بي جان رحم ننموده
و شهر را به نابودي مي کشانند. توپخانه هاي دفاعي خيوه هرچند تلفاتي را بر مهاجمين
وارد مي نمايند ولي تاب و توان مقاومت را در مقابل ارتش منظم و تا دندان مسلح روس
را پيدا نمي نمايند. با مشاهده ميزان تلفات و خرابي ها سيد محمد خان قاصد هايي نزد
روسها مي فرستد و خواهان آتش بس مي شود در مقابل روسها نيز طلب مي نمايند که اول
مي بايستي خان از سمت خود استعفا بدهد و ثانيا نيز شهر از مدافعين مسلح خالي شود
خان خيوه با پيشنهاد روسها موافقت مي نمايد. در نهم ژوئن ژنرال کوفمن وارد خيوه مي
شود.
سقوط خيوه و تسليم شدن خان به نوبه خود خشم ترکمنان يموت را که حاظر نبودند به روسهاي
مهاجم تسليم شوند فراهم مي آورد. ترکمنها به دفاع مي پردازند و از خيابان به خياباني
ديگر به نبرد پراکنده با روسها مي پردازند.
بنا به گزارش " ماک گاهان" خبرنگار امريکايي در اين نبرد و بعد از تسليم خان تنها
ترکمنهاي يموت بودند که مي جنگيدند. کوفمن که از عکس العمل ترکمنها به خشم آمده بود
دستور مي دهد تا جواب مقاومت را با بي رحمي تمام پاسخ بدهند. ارتش متجاوز روسيه تزاري
به جاي جنگيدن با ترکمنان مسلح به خيابانها و حوالي خيوه رفته و به قتل عام ترکمنان
بي دفاع مي پردازند. نه تنها مردان و بلکه پيرزنان و کودکان در گهواره نيز از دم
تيغ گذرانيده مي شوند. به ياش اولي هاي ترکمن که التماس کنان خواهان قطع کشتار بودند
تکليف مي شود که در عرض مدت بسيار کمي خساراتي معادل سيصد هزار روبل ( برابر با 42500
پوند) بپردازند . با تصرف خيوه روسها ترکمنهاي يموت را به خک ذلت نشانده و بر جان
و مال آنان رحم نمي نمايند.....ملت ترکمن هرگز چنين جنايت و قتل عام روسها را فراموش
نخواهد نمود.
پيشروي روسها و چگونگي تجاوز به خاک " ترکمنستان"
....... روسها با ايجاد منطقه ماوراي خزر در سال 1874 يعني اندکي بعد از تسلط خيوه
نيمي از کشور ترکمن را به امپراطوري خود ضميمه مي نمايند. آنان در عمل حکومتي با
نام " ماوراي خزر" تشکيل داده و ژنرال لوماکين را نيز به فرماندهي آن منصوب نموده
بودند. روسها توسط قواي نظامي لوماکين مصمم بودند تا بقيه ترکمنستان را نيز ضميمه
خاک خود بکنند!. لوماکين بهنگام رسيدن به شهر بندري شاه قدم " کراسنووسک دوره شوروي"
به رهبران ترکمنهاي آخال چنين مي نويسد:
" شاهزاده ميخائيل برادر شاه روسيه و سرفرمانده سپاه قفقاز به من در اترک و گرگان
اختيار تام داده است. او همچنين به من دستور داده است تا به همه قبايل ترکمن اعلام
بکنم تا فرامين شاه کبير روسيه تزاري را اجرا بنمايند و...
لوماکين با بهانه قرار دادن عدم امنيت و آرامش در منطقه در نامه خود خواستار آن مي
شود تا راههاي تجاري روسيه – خيوه از طريق ترکمنستان تضمين گردد. منظور لوماکين با
قولها و فريبکاري هايش بسيار روشن بود و روسها اين بار آمده بودند تا ترکمنستان را
زير سلطه خود بگيرند. ترکمنها صرفا مبهوت بودند و نا مصمم و نمي دانستند که چه نوع
سياستي را در قبال روسها تعقيب کنند. اين وضعيت بويژه در ميان ترکمنها آخال که در
مجاورت روسها قرار گرفته بودند واضح تر بوده است. سرانجام مدتي بعد از دريافت نامه
لوماکين رهبران ترکمنهاي آخال نامه اي به ژنرال روسي مي نويسند و بايشان مي گويند
که آنها يک هيئت نمايندگي را به "شاه قدم" خواهند فرستاد تا پيشنهادات روسها را بررسي
نمايند. بدين ترتيب در پايان ماه مه 1874 هيات نمايندگي ترکمن به رهبري صوفي خان
( رئيس قزيل آروات) حئوض مراد ( داقما سردار) جنگاور مشهور ترکمن و رئيس طايفه بورما
و قاراجاخان ( رئيس آرچمان) نزد ژنرال لوماکين اعزام مي شوند. ژنرال لوماکين هيات
نمايندگي ترکمن را بحضور مي پذيرد و در دادن قولهاي خوش نيز سخاوتمندي نشان مي دهد.
او به ترکمنها شرط صلح را تسليم شدن ترکمنها اعلام مي نمايد!!. هيات نمايندگي ترکمنها
نيز بي درنگ محل را ترک کرده و پيام و پيشنهاد روسها را به اطلاع نوربردي خان مي
رسانند.
نوربردي خان و ساير ترکمنهاي تکه آخال پس از آگاهي از هدفهاي حقيقي روسها شخصيتهاي
بزرگ مردم خود را به يک گردهمايي عمومي در گوک دفه دعوت مي نمايند تا در مورد بکارگيري
سياست معين در برابر روسها بحث نمايند. حاصل اين گردهمايي عمومي بشرح زير بوده است:
اگر چه قتل عام فجيع ترکمنهاي يموت در خيوه بدست روسها برخي از طوايف را هراسان نموده
بود و برخي نيز از جمله اقشار متمول ترکمن راههاي صلح آميزي را طلب مي نمودند ولي
آنچه که مسلم بود يافتن شيوه مشترک و همگاني مقابله با فشارهاي روسها چندان ساده
نبوده است. خود نوربردي خان سه سال بعد در سال 1877 طي مصاحبه اي با سياح ترک محمت
افندي چنين مي گويد: " بسياري از مردم ما گفتند که نبايد تسليم دشمن دين خود شويم
بلکه بايد تا آخرين نفس بجنگيم ولي با اينهمه بعضي از بزرگان مردم با اين عقيده مخالف
بودند و مي گفتند که حتي خانات قدرتمند نتوانستند در برابر روسها ايستادگي کنند و
بنا بر اين ما نبايد در ايستادگي بکوشيم. آنها مي گفتند اگر ايستادگي کنيم و در جنگ
مغلوب شويم روسها با شکنجه و تحقير ما را نابود خواهند کرد. پس بايد بکوشيم با روسها
به يک توافق صلح آميز برسيم". " در پايان بعد از مصلحت با مردم مان تصميم گرفتيم
در برابر روسها ايستادگي کنيم. اما روسها آگاهي يافتند که کساني در ميان ما هستند
که مايلند با انها به توافق برسند. پس انها کوشيدند با دادن رشوه بصورت پول و وعده
ان اشخاص را از ما جدا کنند و ايستادگي ما را تضعيف نمايند. بخش شش صفحه 150 از سطر
4 .
بعد از تشکيل گردهمايي عمومي نوربردي خان به مرو مي رود و در انجا در باره سياست
ترکمنها در قبال روسها با کوشيد ( قوشيت خان) رهبر بزرگ ترکمنها تبادل نظر مي نمايد.
هر دو رهبر تصميم مي گيرند تا در صورت حمله روسها از کشور و مردم شان دفاع نمايند.
قوشيد خان بلافاصله پسرش بابا خان را با چند نامه به کابل مي فرستد و به امير کابل
اطلاع مي دهد که روسها اماده مي شوند از جانب امو دريا و درياي خزر به ترکمنستان
حمله نمايند. ايشان ضمن نامه خواستار حمايت و مساعدت انان در مقابل روسها مي شود.
او همچنين چند نماينده همراه نوربردي خان به اخال مي فرستد و به تکه هاي اخال اخطار
مي کند که اگر چنانچه با روسها ارتباط برقرار نمايند شديدا تنبيه خواهند شد. اين
سياست پر حرارت کوشيد خان و نوربردي خان اقتدار و يگانگي ترکمنها اخال و مرو را قوت
مي بخشد
در 1876 رهبران ترکمن يعني کوشيد خان و نوربردي خان با تشخيص شدت خطر روسها ماموران
مخفي خود را به افغانستان و ايران نيز مي فرستند و در برابر روسها از انها استمداد
مي نمايند. افغانها قول مساعد مي دهند و اما حکومت ايران عليرغم تشخيص موقعيت ترکمنها
از ترس تهديدات روسها جا مي زند و دستوراتي به حکام ايراني خراسان دال بر عدم دخالت
مي دهد.
ترکمنهاي يموت که در هنگام حمله روسها به خيوه و قتل عام شدن بدست انان از کمکهاي
برادران تکه خود در مرو و اخال محروم بوده اند مورد توجه روسها قرار مي گيرند و روسها
بدانان اخطار مي نمايند تا بي طرف بمانند( همان تاکتيکي که در حمله به خيوه براي
منزوي کردن خود يموتها بکار گرفته بودند.) ابتدا يموتها مرعوب روسها قرار مي گيرند
ولي چون بي طرفي و يا هر نوع همکاري انان با روسها به ضرر مقاومت ترکمنها بوده شديدا
مورد غضب واقع مي گردد. سر انجام نيز يموت ها با چشم پوشي از آنچه که در جريان خيوه
اتفاق افتاده بود به اتحاد عمومي ترکمنها مي پيوندندد.
در 24 اکتبر 1874 يعني حدودا 132 سال پيش ژنرال لوماکين و کلنل ايوانف که از حملات
جسته و گريخته خود نتايجي نگرفته بودند گزارشي را از طريق قفقاز به سن پطرزبورگ مي
فرستند و در باره لزوم حل فوري مسئله تکه که به موقعيت روسها در خيوه مربوط مي شود
مي فرستند. انها به حکومت روس اشغال فوري چند نقطه کليدي را در اترک و براي پيشروي
اينده روسها در ترکمنستنان پيشنهاد مي نمايند. با اينهمه احتمالا براي اجتناب از
هرگونه اعتراض از سوي ايراني ها و مخصوصا بريتانياييها که توجه بيشتري را در مورد
فعاليتهاي روسها در منطقه داشتند فرمان به تاخير انداختن عمليات و اشغال نظامي صادر
مي گردد.
در تابستان و پائيز 1875 ژنرال لوماکين دو سفر تجسسي انجام مي دهد و ظاهرا با عکس
العمل يموتها روبرو نمي شود. لوماکين نتايج مطلوب اين سفر را به ميخائيل دوک بزرگ
و سر فرمانده سپاه قفقاز گزارش مي دهد. ميخائيل دوک بزرگ پس از خواندن گزارش لوماکين
بررسي اقدامات جديدي را براي ارام کردن ترکمنها در اخال شروع مي کند. براي اين منظور
در 24 ژانويه 1876 به ميليوتين وزير جنگ مي نويسد که دولت روس بايد نيروهاي تقويتي
بيشتري را به منطقه قفقاز بفرستد. با اينهمه دولت روسيه مخالف اقدامات فوري در ماوراء
خزر بوده و به دوک بزرگ مي نويسد "عجله در پيشبرد امور در آسياي مرکزي اشتباه است
و گذشت زمان لازم است تا نفوذمان را استحکام بخشيم". صفحه 154 پاراگراف اول.
از سر گيري خصومت ديرين بين تکه ها و يموتها يکي از هدفهاي عمده ژنرال لوماکين بوده
است. او در 16 فوريه 1877 اعلاميه اي خطاب به ترکمنهاي جعفرباي و آتاباي قبيله يموت
صادر مي کند و نزد آنان تکه ها را متجاوز و دشمن يموتها تصوير نموده و حکومت روس
را امنيت دهنده و حامي يموتها معرفي مي نمايد!!.
لوماکين بعد از اتمام تدارکاتش و حيله هاي سياسي که براي تفرقه اندازي در بين ترکمنان
بکار مي برد با سپاهيان خود از چله کن به قزل آروات به حرکت در مي آيد و با در پيش
گرفتن راه ملا قارا و آآيدين در 7 ماه 1877 قلعه قزل آروات را اشغال مي کند. ترکمنها
در 12 ماه مه به رهبري نوربردي خان بمنظور بيرون راندن آنها به روسهاي مستقر در قرل
اروات حمله مي برند اما آتش سنگين توپخانه روسها آنها را با تلفات سنگين مجبور به
عقب نشيني مي نمايد.
نوربردي شجاع از ناکامي در اين نبرد دلسرد نشده و به تدارکاتش براي حمله جديد به
دسته روسها در قزل آروات ادامه مي دهد. نوربردي خان بعد از اتمام تدارکاتش در گوک
دفه و در آغاز ماه ژوئن از آنجا به قزل اروات حرکت مي کند. وقتي به آنجا مي رسند
قلعه را خالي و دشمن را رفته مي بينند.ژنرال لوماکين در پايان ماه با مشاهده کمبود
آذوقه اش از قزل آروات به ملا قارا و از آنجا به شاه قدم و چله کن عقب نشيني نموده
بود.
اين عقب نشيني روس ها علت ديگري نيز داشت چرا که در همان موقع ارتش روسيه شديدا درگير
نبرد با ترکهاي عثماني بوده است و خود ژنرال لوماکين نيز به تفليس احضار مي گردد.
آخرين جنگ ترکمنها و سقوط گوک دفه
بعد از توافق آنگلو-روس در جبهه شمالي افغانستان در ژانويه 1873 مقامات بريتانيايي
فکر مي کردند که روسها پيشروي شان را در جهت هند متوقف خواهند کرد. روسها به آنها
اطمينان داده بودند که ديگر هيچ سرزميني در آسياي مياني را تسخير نخواهند نمود با
اين وجود روسها طبق روال قبلي بقولشان عمل نکرده و در ماههاي بعد خانات خيوه را فتح
و ترکمنهاي يموت را نيز قتل عام مي نمايند.
د ر اواخر 1874 دولت بريتانيا کاپيتان ناپيير يکي از قابل ترين و مبتکرترين افسران
زمان خود را به مرز ايران-ترکمنستان مي فرستد تا تصويري واقعي از اوضاع ترکمنستان
را بدست آورد و در صورت امکان ترکمنها را به پذيرش حاکميت ايران تشويق نمايد. مجددا
در 1876 نيز بنا به توصيه ناپيير مذاکره نزديکي ترکمنها و ايراني ها فراهم مي گردد
ولي آنطور که قبلا مذکور افتاد حکومت ايران از ترس تهديدات روس وحشت زده مي شوند
و ترکمنها را از داشتن متحدي قابل احتساب محروم مي نمايد. ( بنا به توصيه هاي ناپيير
در همان سال نمايندگان ترکمن به رهبري نوربردي خان به تهران مي روند و با دولت ايران
موافقت نامه امضا مي نمايند و حتي حاکميت ايران بر ترکمنستان را نيز طي شرطهايي مي
پذيرند!.) صفحه 188 و پاراگراف اول
سستي و عدم توجه جدي انگليسي ها در امورات اين منطقه و بسنده کردن به تنها برخي ابتکارات
سياسي! در اظهار نظرات لرد ليستون ( نائب السلطنه هند) و برادران تامسون ( نمايندگان
بريتانيا در ايران) و همچنين " رولينسون" که نقش بهبود دهنده مناسبات ايران و انگلستان
را ايفا مي نموده است نيز منعکس شده است.
در همان ايام يکي از حوادث غم انگيزي که ضربه روحي شديدي بر ملت ترکمن وارد مي نمايد
مرگ نابهنگام قوشيد خان بود. قوشيد خان که استقلال ترکمنها را هم در برابر ايران
و هم خانات خيوه با سياستمداري و سلحشوري هايش حفظ نموده بود و خود توانسته بود اکثر
طوايف بزرگ ترکمن چون تکه ها و يموت ها را متحد نمايد از بين مي رود
بعد از کوشيد خان هرچند پسر بزرگ ايشان بنام بابا خان مي توانست رهبر سنتي ترکمنها
گردد ولي " مجمع عمومي" ترکمنها نوربردي خان را به رهبري مي پذيرند. و عوض مئراد
( داقمه سردار) که در قديم 5 سال بدست حاکم خراسان اسير شده بود و در جنگها رشادت
هاي زيادي نشان داده بود به رهبري نظامي برگزيده مي شود.
در همان دوران حساس که روسها هم با ديپلماسي فعال و هم با تدارکات بي سابقه نظامي
مصمم بودند تا به هر قيمتي به اشغال ترکمنستان بپردازند وبراي به عمل در آوردن نقشه
خود دولت ايران را هم يا به رضايت و يا به سکوت کشانيده بودند دولت عثماني که هنوز
هم در جبهه هاي قفقاز و کريمه با روسها مي جنگيد ماموراني به منطقه مي فرستد. سياست
ترکها اين بوده است که با تشکيل جبهه اي از کشورهاي مسلمان چون ايران و ترکمنستان
و افغانستان در مقابل روسها مقاومت گردد. حتي در تابستان 1877 احمد حلوصي افندي مامور
سزي سلطان ترکيه با شيرعلي خان خاکم افغانستان مذاکره مي نمايد. صفحه 163 پاراگراف
دوم.
در اوائل فوريه 1879 وقتي کميته مخصوص دولت روس تصميم به لشکر کشي به ترکمنستان مي
گيرد به مقامات قفقاز و ماوراي خزر دستور داده مي شود تا تدارکات لازمه را بعمل آورند.
ژنرال لازارف به فرماندهي نيروهاي روس تعيين مي شود. در همان موقع ژنرال کوفمن حاکم
ترکستان بوده است. بعد از فعل و انفعالاتي در جريان جنگ طولاني ترکمنها با روسهاي
متجاوز محاصره کامل نيروهاي ترکمن در گوک دفه فراهم مي گردد. حمله نهايي روسها نيز
تحت فرماندهي ژنرال قسي القلب بنام اسکوبلوف کامل مي گردد.
در جريان محاصره گوک دفه روسها به توپخانه و خمپاره و موشک اندازهاي بسيار مدرن که
در جنگهاي برابر بکار گرفته مي شود مسلح بوده اند و ترکمن ها صرفا به اسلحه هاي بسيار
قديمي و... چند توپ کهنه که در جريان جنگ با ارتش ايران بدست آورده بودند با اين
احوال قلعه گوک دفه ماههاي زيادي را مقاومت مي نمايد.
ارتش متجاوز روسي که حمايت نيروهاي پشتيبان خود در ماوراي درياي خزر و قفقاز را داشته
است موفق شده بود تا هم به لحاظ تجهيزات و حمايت هاي لوژستيکي و هم به لحاظ آذوقه
رساني موقعيت ممتازي را داشته باشد. علاوه بر اين نيز با ايجاد توافق در امورات مرزي
با حکومت ايران و استقرار برخي از نيروهايش در داخل خاک ايران از قسمت جنوب نيز "
ترکمنستان" را محاصره نموده بود.
محاصره گوک دفه که چندين ماه بطول انجاميد همراه با جنگ و گريزهاي مکرر بوده است.
ترکمنهاي بي دفاع که در مضيقه آب و آذوقه قرار گرفته بودند و مهمات و انبار باروت
آنان در خال ته کشيدن بود خود را براي آخرين نبرد تن بتن با دشمن متجاوز روس آماده
نموده بودند و........
روسها سر انجام با قرار دادن مقدار زيادي باروت و مواد منفجره بخشي از ديوار قلعه
را تخريب مي نمايند و جنگ به داخل قلعه کشيده مي شود. مقاومت هاي سرداراني چون نوربردي
خان و داقمه سردار و قاراباتر و بسياري ديگر که از جان مايه گذاشته بودند هرگز از
خاطره ها محو نخواهد گرديد.
در جريان نفوذ نيروهاي سکوبلوف و کوماروف به داخل قلعه ( ژانويه سال 1879) که به
قتل عام هزاران نفر از مدافعان قلعه انجاميد بزرگاني چون اراز محمد خان که مقام وزارت
داشت و همجنين قربان مراد ايشان ( قاضي اعظم) و آق بردي ( پسر بزرگ داقمه سردار )
و بسياري از عزيزان به دست متجاوزان روس کشته مي شوند. زنان و کودکان و بزرگ سالان
ترکمن از تيغ گذرانيده مي شود و به فجيع ترين شکل مورد سرکوب و اهانت قرار مي گيرند.