واکنش ها در مقابل اظهارات آقاي احمدي نژاد ، رئيس جمهور ايران، در مقابل گروهي از
ترکمنها که به ديدار وي رفته بودند عکس العمل هاي متفاوتي بدنبال خود داشت.
احمدي نژاد در پاسخ به طرح مطالبات و مشکلات آنها گفته بود که برويد از همان کسي
که در انتخابات از وي حمايت کرديد بخواهيد که به مشکلاتتان رسيدگي کند. منظور آقاي
احمدي نژاد دکتر معين کانديداي اصلاح طلبان و يا رفسنجاني بود.
پاسخ احمدي نژاد، در مقام رياست جمهوري، را اگر به حساب کم تجربگي سياسي وي نگذاريم،
مسلما آنرا بايد بحساب بيگانگي وي با مسئله ملي در کشور چند مليتي ايران و خود محوري
و مطلق گرايي وي گذاشت.
اين شيوه برخورد احمدي نژاد، بعنوان رئيس جمهور ايران، خطاب به بخشي از مردم ايران
بسيار شگفت انگيز بود. اين خبر ابتدا در سايت "روز" منتشر گرديد اما حساسيت کسي را
برنيانگيخت. تا اينکه اين خبر با تيتر درشتي در نشريه "صحرا" در گنبد چاپ شد. بسياري
از ترکمن ها با خواندن اين خبر شگفت زده شدند که چگونه رئيس جمهور کشوري در مقابل
بخشي از ملت اينگونه غيرمسئولانه رفتار مي کند. اين خبر به سرعت باد صحرا را درنورد.
همه جا صحبت آن بود. نشريه صحرا در عرض چند ساعت کمياب شد.
مسئولان حکومتي در منطقه بسرعت اوضاع را دريافتند. آنها متوجه شدند که سخنان آقاي
رئيس جمهور با توجه به حساس بودن منطقه چه صدمات سياسي و اجتماعي ميتواند وارد کند.
آنها تجربه هاي کردستان و خوزستان را پيش روي داشتند. هرچند که شرايط ترکمن صحرا
بسيار متفاوت از آن مناطق است ولي بهر حال تجربه اوقلي دپه و مقاومت مردمي را در
مقابل نيروهاي حکومتي را نيز تجربه کرده بودند و نميخواستند که اين بار در سطح بسيار
وسيعي اعتراضي بهر شکل صورت پذيرد. با توجه به ابعاد گسترش اين خبر در ترکمن صحرا،
مسئولين حکومتي در منطقه در پي محدود کردن صدمات سياسي و اجتماعي ناشي از اين خبر
برآمدند.
استانداري استان گلستان، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي و اداره اطلاعات استان گلستان
در نامه هايي به مدير مسئول نشريه "صحرا" آن خبر مربوط به گفته هاي آقاي احمدي نژاد
را تکذيب نموده و گفتند که مخالفين و دشمنان رئيس جمهور با نشر اين اکاذيب ميخواهند
رئيس جمهور "مردمدار" را در برابر قوميت ها قرار داده و سوء استفاده سياسي نمايند.
مسئولين استاني بر اساس اطلاعات و داده هاي خود منطقه ترکمن صحرا را بخوبي ميشناسند.
آنها بخوبي اگاه هستند که خواستها و مطالبات ترکمن ها آنچنان روي هم انباشته شده
و آنچنان تحت فشار حاکميت قرار دارند که هر حرکت "ناسنجيده اي" ميتواند اين آتش زير
خاکستر را شعله ور سازد.
در حالي مسئولين استاني اين خبر را تکذيب مي کنند که منبع اصلي آن خبر "سايت روز"
هيچگونه تکذيبيه اي از دفتر رياست جمهوري و يا ارگاني ديگر دريافت ننموده است. اين
در حالي است که هر نشريه و يا سايتي را بخاطر کوچکترين خبري که بمذاق رهبران خوش
نيايد تعطيل مي کنند. در اين مورد مسئله مهم تکذيب خبر در ترکمنصحرا و محدود کردن
دامنه تخريب آن بود. در مناطق ديگر همانمند تهران مهم نيست که به مليتهاي ديگراز
جانب مقامات حکومتي چه برخوردهاي غيراصولي و غير اخلاقي صورت مي پذيرد و بدين خاطر
نيز نيازي به تکذيب آن در منبع اصلي خبر را نمي بينند.
در اين ميان،بنا به گزارش "صحرا"، برخورد دفتر آقاي برمک، يکي از نمايندگان ترکمنها
در مجلس، جالب توجه است. حکايت دفتر آقاي برمک در کلاله همان حکايت کاسه داغتر از
آش است. نماينده آقاي برمک با اعتراض به چاپ اين مطلب بصورت بسيار گستاخانه اي مدير
مسئول "صحرا" را تهديد مي کند اين در حالي است که مسئولين درجه اول استاني جرات اينگونه
برخورد را بخود نمي دهند و "بسيار محترمانه" رفتار مي کنند. آقاي برمک انتخاب شده
از جانب همين ترکمن ها هستند و اگر توانايي تذکر به رئيس جمهور در باب اين خبر را
ندارند، حداقل همانند دو نماينده ديگر سکوت اختيار کنند. آقاي برمک و نمايندگان ديگر
ترکمن بايستي فراموش نکنند که آنها براي مدت معيني از طرف همين ترکمنها به نمايندگي
در مجلس انتخاب ميشوند و کارنامه اعمال آنها در نزد مردم و در اذهان آنها خواهند
ماند. فقط تکيه بر اصحاب قدرت بعنوان نماينده مردم نميتواند شيوه مناسبي باشد. ديگر
اينکه نشرياتي همانند "صحرا" که جايگاه مردمي دارند در مسايل اجتماعي بسيار قويتر
از اينگونه نمايندگان ميتوانند تأثير گذار باشند که برخي متأسفانه قادر به درک آن
نيستند وگرنه نماينده آقاي برمک اينگونه با مدير يک نشريه برخورد نمي نمود.
يک پديده اجتماعي تا زماني که بخواهد جايگاه واقعي خود را بيابد بايستي روندي را
طي نمايد. نشريه "صحرا" در بين ترکمن ها جايگاه خود را يافته است. "صحرا" تلاش مي
کند عليرغم مشکلات بسياري رسالت خود را در حد و توان مناسبي با توجه به شرايط مشخص
جامعه ايران و ترکمن صحرا ايفا نمايد. بقول خود مدير مسئول نشريه صحرا "ترکمن ها
مردم قدر شناسي هستند. ترکمنها دير دوست ميشوند اما خوب دوست ميشوند."
بنظر ميرسد که ترکمنها "صحرا " را باور نموده اند. اين باور براحتي حاصل نشده است.
اين "باور" وظايف و احساس مسئوليت بيشتري را از گردانندگان "صحرا" مي طلبد و مسئوليت
اجتماعي آنان را سنگينتر مي کند.
استاندار جديد استان گلستان شاعري نام دارد. آقاي مهميني گرگاني جايش را به آقاي
شاعري بهشهري سپرده است. استاندار جديد در نخستين ملاقاتها و سخنراني هايش گفت که
" در استان چيزي جز محروميت مشاهده نميشود. وي همچنين ادامه داد" براي مديريت مناطقي
که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته اند بايد فکر اساسي کرد. بي تدبيري فرصت ها را به
تهديد تبديل کرده است." (نشريه صحرا شماره 157 )
در اين رابطه مدير مسئول نشريه صحرا در همان شماره "صحرا" نامه سرگشاده اي خطاب به
آقاي شاعري، استاندار جديد نوشته است. در اينجا گوشه هايي از اين نامه را مي آورم.
"اولين و واضحترين آنها (توقعات) قائل شدن حقوق شهروندي درجه اول براي ما است. يعني
ما احساس نکنيم که تفاوتي بين ما و برادران اهل تشيع و غيرترکمنها وجود دارد... نمي
دانم شما درد شهروند درجه دوم بودن را چقدر احساس مي کنيد. اما احساس بسيار تلخي
است. اينکه شما در سرزميني زندگي مي کني که تاريخت در اعماق ان ريشه دارد. در اين
مملکت کار مي کني، خدمت مي کني، نان مي خوري و زندگي مي کني و از ترکمن و فارس و
.. دوستاني براي خود داري اما در عين حال انگار چيزي از ديگران کم داري. فاصله اي
بين تو و ديگران وجود دارد. تو نمي تواني رئيس جمهور شوي، نمي تواني وزير و استاندار
شوي و حتي سر مسئوليتهاي ديگر هزاران مشکل برابرت قرار گرفته است.... اما نيرويي
به تو مي گويد تو مثل ما نيستي تو از تمام حقوقي که ما برخورداريم برخوردار نيستي.
قوميت و مذهب تو فرق مي کند. آنگاه احساس نا اميدي به تو دست مي دهد.
آقاي استاندار! شما با شعارها و حرکات خوبي کار خود را آغاز کرده ايد. ما عملکرد
شما را دنبال مي کنيم. آنچنان که پيداست دوران خدمت درخشاني در انتظار شماست. اما
دوست داريم که در ميان ترکمن ها نيز گام جديدي برداريدو تابوي عدم استفاده از اين
نيروها در مديريت استاني را بشکنيد ونام نيکويي از خود بجا بگذاريد."