Turkmensahra

  ترکمنصحرا

زباله و فاضلاب در ازاﻯ زمين و صنعتی شدن!



اگرحاصلخيزترين زمينها و مراتع تركمن صحرا از طرف سردمداران رژيم و ايادﻯ وابسته به آن، غصب و مردم منطقه به مسلخ فقر و بيكارﻯ  و ده ها ناهنجاريهاﻯ اجتماعی كشانيده شده اند و اگر بشدت از صنعتی شدن منطقه با جلوگيرﻯ ازاجراﻯ هرگونه پروژه صنعتی و حتی صنايع تبديلی مواد خام كشاورزﻯ و دامی، ممانعت بعمل ميآيد و يا اگر در بيش از دو دهه هيچگونه دانشكده و يا دانشگاهی و يا مراكز عالی آموزشی ديگر ايجاد نشده است، اما درازاﻯ تمامی آنها، سرزمين تركمن به منطقه انتقال زباله و فضولات فاضلابهاﻯ تمامی شهرهاﻯ فارس نشين استانهاﻯ مازندران و " گلستان " مبدل شده است!
 
چند سال قبل، شهرداريهاﻯ مازندران و " گلستان " كه بدليل عدم دسترسی و يا عدم اطلاع و بيگانگی آنها ازوجود صنايع تبديلی فضولات فاضل آبها و زباله هاﻯ شهرﻯ و مشكل آفرين شدن تدريجی شيوه دفن و يا سوزانيدن اين مواد در كنار هر شهر و روستا، با توجه به رشد روزافزون جمعيت، فكر بكرﻯ كردند و به آسانی موفق به حل اين مشكل كه حتی در بعضی از شهرها، موجب بروز اغتشاشات و تشنجاتی نيز شده بود، گرديدند. البته نبايد تصور كرد كه اين كوته فكران بفكر ساخت و يا دستيابی به تكنولوژﻯ انتقال زباله هاﻯ شهرﻯ خود، همانند بعضی كشورهاﻯ پيشرفته جهان كه در فكر انتقال آنها حتی به كراتی ديگر افتاده اند برآمده اند! نه، آنها اين مشكل امروزه بشريت را بدون هيچگونه سرمايه گذارﻯ ويا صرف انديشه اﻯ براﻯ ساخت و يا دستيابی به تكنولوژﻯ بازيابی زباله هاﻯ شهرﻯ و بدون مواجه شدن با هيچگونه اعتراض داخلی و يا خارجی حل كردند!
 
  البته اين تجربه موفقيت آميز آنها، قابل الگو بردارﻯ براﻯ دنيا نيست، اين باصطلاح مقامات شهرﻯ استانهاﻯ همجوار تركمن صحرا، براﻯ يافتن راه برون رفت از معضل تفاله و زباله هاﻯ شهرهاﻯ خود كه عمدتاً فارس نشين هستند، احتياجی به تفكر و تعقل كه هيچگاه درآنها وجود نداشته است، نداشتند. آنها تنها احتياج به روحيه اﻯ برترﻯ طلبی و سلطه گرانه بر ملتهاﻯ تحت ستم در ايران، كله اﻯ داغ و تهی از مغز و قلبی سرد و تهی از انسانيت و فرهنگی فاقد نرمهاﻯ اخلاقی بشريت معاصر و شخصيتی تبهكارانه احتياج داشتند كه درآنها نه تنها بفور يافت ميشود، بلكه اين خصوصيات ضد بشرﻯ هم ذات رژيمی است كه آنها تشكيل دهنده عناصر حقير و دون مايه آنند! آنها بهمين دليل نيز براﻯ راحت شدن از مشكل شهرهاﻯ خود، فوراً بياد سرزمينی افتادند كه مدتها قبل تسخير كرده و مردمی منكوب و مرعوب شده و بندگانی در بند و انسانهاﻯ بيگانه و غريبه در سرزمين خود، بدون هيچگونه حقوقی بر سرنوشت خود، بنام تركمن درآن برجاﻯ گذاشته اند! بويژه آنكه اين سرزمين منطقه اﻯ است قرنطينه شده كه " اجنس ها "  را در هيبت سازمانهاﻯ وابسته به حقوق بشر و يا سازمان ملل و يا گروههاﻯ حفظ محيط زيست جهانی به آن راهی نيست! اين ارواح تاريخ از اينكه به اين چنين كشف بزرگی براﻯ حل معضل شهرهاﻯ فارس نشين خود نائل آمده اند، با سلام و صلوات برارواح خبيثه همديگر، برسراجراﻯ دو طرح ضد انسانی، بدون هيچگونه بحثی متفقاً بتوافق رسيدند و فوراً نيز آنرا به اجرا درآوردند!
  طرح اول يافتن منطقه اﻯ مناسب در تركمن صحرا براﻯ ارسال صدها تن زباله در روز و جلب موافقت ايادﻯ محلی خود در منطقه براﻯ صورت قانونی دادن و شريك ساختن آنها دراين اقدام مشمئزكننده خود بود. جلب ايادﻯ محلی آنها چون مقامات محلی شهرداريها و به اصطلاح اعضاﻯ شوراهاﻯ شهر، برخلاف تصور حتی طراحان اين طرح نه تنها سهل و ساده بوده بلكه خود آنها آمادگی خود را با امتنان اعلام داشته و در يافتن كوتاهترين و كم هزينه ترين محل انتقال اين زباله ها با مقامات رژيم در استانهاﻯ همجوار تركمنصحرا كمال همكارﻯ برادرانه و صادقانه را روا داشتند!
 
اكنون تقريباً دو سال استكه به يمن اين همكارﻯ، منطقه اﻯ مثلثی مابين پاسگاه مرزﻯ صوفی كم در كنارمرز  جمهورﻯ تركمنستان و شهرهاﻯ آق قالا و كميش تپه كه قبلاً بعنوان مرتع، بويژه شترداران، مورد استفاده دامداران منطقه بوده به زباله دانی شهرهاﻯ استانهاﻯ مازندران و " گلستان " مبدل شده و هر روز صدها تن زباله با كاميونهاﻯ روبازكه از وسط شهرهاﻯ تركمن نشين همجوار آن می گذرند دراين محل خالی میشود. بوﻯ تعفن اين زباله ها اين منطقه را پر كرده و حشرات موذﻯ و ميكروبهاﻯ خطرناك ناشی ازاين زباله، بنظر كارشناسان منطقه را آلوده ميسازند. فاجعه بارتر از همه زباله هاﻯ بيمارستانهايی استكه همراه با زباله هاﻯ شهرها به اين منطقه ريخته می شوند و به فاجعه زيست محيطی منطقه دو چندان می افزايند!
 
  طرح دوم رژيم و مقامات دو استان مازندران و" گلستان " ، نيز عبارت از ايجاد شبكه سراسرﻯ فاضلاب مابين شهرهاﻯ فارس نشين ايندو استان وانتقال تمامی اين شبكه ازطريق لوله گذارﻯ به تركمن صحرا است! اين طرح بعلت پرهزينه بودن آن تاكنون كاملاً پياده نگرديده اما لوله بزرگ انتقال فضولات تمامی اين شبكه، اكنون از گرگان به نزديكی شهرستان آق قلا رسيده و بزودﻯ با گذشتن ازاين شهر و اتصال مجموعه شبكه هاﻯ فاضلاب ايندو استان به آن، فضولات نيز در صحراﻯ تركمن رها شده و بيماريهاﻯ مسرﻯ و خطرناك گوناگونی را باخود براﻯ ملت تركمن به ارمغان خواهد آورد!
 
  درداخل كشور، هيچ مرجعی براﻯ دادخواهی ملت تركمن و نجات اين ملت ازاين فاجعه زيست محيطی وجود ندارد. ازاينرو، ما بخشی از هواداران كانون فرهنگی - سياسی خلق تركمن در منطقه شمال غربی تركمن صحرا اعتقاد داريم كه اين وظيفه ملی و انسانی تركمن هاﻯ خارج از كشور و اپوزيسيون مترقی رژيم اسلامی استكه توجه مراجع بين المللی حفظ محيط زيست وابسته به سازمان ملل متحد و گروههايی چون "گرين پيس" و احزاب و سازمانهاﻯ موسوم به "سبزها" را به اين فاجعه محيط زيستی جلب نموده و با وارد آوردن فشار به رژيم اسلامی درايران ازطريق اين مجامع، نگذارند سرزمين تركمنها درايران بيش ازاين به زباله دانی و سرريزگاه فضولات شهرهاﻯ فارس نشين استانهاﻯ همجوار تركمن صحرا مبدل شود!
 
بخشی از گزارش تحلیلی هواداران کانون فرهنگی – سیاسی خلق ترکمن از داخل کشور.  
از نشریه گنگش شماره 40 ماه مه 2004


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد