حقايقي پيرامون "جنبش اوايل انقلاب
" در ترکمنصحرا( قسمت اول)
نويسنده مقاله:
چاريchary1@hotmail.deيکشنبه،
3 مهر سال 1384موج انقلاب اسلامي
اکثر شهر هاي بزرگ ايران را فرا گرفته بود. ترکمنصحرا هنوز آرام بود.
از بدو شروع انقلاب بجز پخش دوـ سه اعلاميه در گنبد و بندر ترکمن و نيز نوشتن شعارهاي
ديواري پراکنده عليه شاه، اثري از مظاهر انقلاب در منطقه بچشم نميخورد. ترکمن ها
عملا از مشارکت در انقلاب خودداري ميکردند. ريشه اين عدم مشارکت ميتوانست در دلايل
زيرين نهفته باشد:
1. انقلاب اسلامي انقلابي شيعه اثني عشري بود؛ در حاليکه ترکمن ها اهل تسنن اند.
2. رهبري سياسي انقلاب را آيت الله خميني بر عهده داشت که در عين حال رهبر مذهبي
اهل تشيع نيز بشمار ميرفت. از اينرو خميني در ميان ترکمن ها چه به لحاظ سياسي
و چه به لحاظ ديني از هيچگونه نفوذي برخوردار نبود.
3. هدف خميني سرنگوني شاه بود؛ در حاليکه ترکمنها، با توجه به عدم مقبوليت خميني
در بين آنها، به اين امر با بدبيني خاصي برخورد مي کردند.
نخستين تظاهراتي که در بحبوحه انقلاب در ترکمنصحرا صورت گرفت در بندر ترکمن بود.
اين تظاهرات که به ابتکار تعدادي دهقان و با پشتيباني ما (جمعي از دانشجويان،
معلمين و دانش آموزان) سازماندهي شده بود، در اصل هدفي جز باز پس گرفتن زمين
هاي مصادره شده را تعقيب نميکرد.
جند سال پيش يکي از زمينداران بندر ترکمن بنام طايي با سوً استفاده از موقعيت اجتماعي
و اقتصادي خود زمين هاي چند دهقان ترکمن را بدون پرداخت کوچکترين غرامتي
تصاحب کرده بود. به شکايات مکرر و چندين ساله دهقانان به مقامت محلي نيز ترتيب اثر
داده نشده بود.
در اين تظاهرات که حدودا صد نفر شرکت کرده بودند شعارها بيشتر محتواي صنفي داشتند.
تنها هدف دهقانان باز ستاندن زمين هاي از دست رفته خود بود که در آن روز نيز
به اين هدف رسيدند.
بدنبال اين تظاهرات بتدريج تظاهرات ديگري در بندر ترکمن و گنبد بوقوع پيوستند که
شعارهايشان مشخصا محتواي ضد شاهي داشتند. تظاهرکنندگان، جوان و متعلق به اقشار خاصي
چون دانشجويان، معلمان و دانش آموزان بودند. توده مردم نه تنها رغبتي به شرکت در
تظاهرات از خود نشان نميداد، بلکه با خويشتن داري بدبينانه اي به کل جريان انقلاب
مي نگريست. در ديگر نقاط ايران، خاصه در تهران شور انقلاب تمامي اقشار جامعه را فرا
گرفته و روزي نبود که خيابانهاي پايتخت، بويژه خيابان شاهرضا شاهد ميليونها تظاهر
کننده نباشد. تظاهرات دقيقا سازماندهي شده و شعارها همه جا همگون بود. هر چند دوره
تک حزبي حزب رستاخيز شاهنشاهي بسرآمده و اپوزيسيون آزادانه فعاليت ميکرد، ليکن توده
مردم يکپارچه تنها از خميني و رهنمود هاي او پيروي ميکردند.
در ترکمنصحرا شرايط بگونه اي ديگر بود. حزب يا سازماني که نقش اپوزيسيون را ايفا
کند وجود نداشت. شخصيت هاي منفردي که بديل احزاب سياسي باشند نيز عملا وجود نداشتند.
تنها کساني که کمابيش فعال بودند دانشجويان انگشت شماري بودند که در شهرهاي مختلف
دانشگاهي کشور پخش بوده و عمدتا گرايشات سياسي چپ داشتند.
عدم وجود يک سازمان سياسي ترکمن در منطقه، جواني مطلق فعالين ترکمن به رهبري دانشجويان
و هواداري آنان از جريان هاي سياسي چپ در سراسر کشور، خاصه چريک هاي فدايي ، موجبات
برقراري تماس انقلابيون ترکمن با چريکهاي فدايي را فراهم ساخت. بدنبال اين تماس،
چريکها بخشي از رهبري خود را در ترکمنصحرا مستقر کرده به فعاليت پرداختند.
نخستين محصول فعاليت مشترک چريکها و فعالين جوان ترکمن ايجاد کانون فرهنگي و سياسي
خلق ترکمن بود. البته قبل از تشکيل کانون در بحث هاي اوليه در باره ايجاد آن دو نظر
مختلف وجود داشت. طبق نظر اقليت ( گروه ما ) از آنجا که در آينده تشکيل
يک حزب يا سازمان مستقل ترکمن ها نا گزير خواهد بود، نهادن نام کانون فرهنگي و سياسي
به کانون فعلي ايجاد مانعي بزرگ در راه تحقق اين امر خواهد بود. از اينرو پيشنهاد
گروه ما حذف کلمه سياسي و اکتفا کردن به کانون فرهنگي خلق ترکمن بود.
چريکها با تشکيل کانون فرهنگي و سياسي خلق ترکمن دو هدف را تعقيب ميکردند. از
يکسو، خواست هواداران ترکمن خود را مبني بر ايجاد يک تشکل سياسي ترکمني برآورده ميکردند.
از سوي ديگر، با الحاق کلمه سياسي به کانون به بحث تشکيل حزب يا سازمان مستقل ترکمن
ها نقطه ختام نهاده و کانون نو بنياد را از بدو تولد آن به زايده سياسي چريکها تبديل
ميکردند. هر چند کانون اکنون تشکيل شده و رسما وجود داشت، ليکن دفاتر کار آن
در عمل به مراکز فعاليت چريکها تبديل شده بود. از اين تاريخ به بعد هر تصميمي
که اتخاذ و هر حرکتي که برنامه ريزي ميشد راسا توسط رهبري خود چريکها صورت ميگرفت.
در چنين شرايطي بود که انقلاب اسلامي بوقوع پيوست و شاه سقوط کرد. آيت الله خميني
که ساليان دراز در عراق در تبعيد بسر ميبرد و با شروع انقلاب به پاريس منتقل شده
بود، بدنبال سرنگوني شاه به تهران بازگشت. خميني در مقام رهبر بلامنازع انقلاب مهندس
بازرگان ، رهبر نهضت آزادي، را که فردي با گرايشات مذهبي معتدلي بود به رييس اولين
دولت اسلامي در تاريخ ايران تعيين کرد. در پايتخت، در عمل حکومت دوگانه بوجود آمده
بود. از يکسو، تمامي ملاها و آخوندها از طريق کميته هاي انقلابي و سپاه پاسداران
نوبنياد آزادانه و بدون هيچگونه محدوديتي اعمال قدرت بعبارتي حکومت ميکردند. از سوي
ديگر، مهندس بازرگان تلاش ميکرد تا دولتي متعارف مذهبي و کمابيش متناسب با شرايط
زمانه تشکيل دهد.
در ترکمنصحرا نيز همانند ديگرنقاط کشور بدنبال فروريختن ساختاردولت سابق کميته هاي
انقلابي مستقر شدند. در دو شهر بزرگ ترکمنصحرا يعني گنبد و بندر شاه نيز بلافاصله
بعد از پيروزي انقلاب کميته هاي انقلابي ايجاد شده امورات انتظامي را که تا آن زمان
در محدوده اختيارات شهرباني بود، بعهده گرفتند. هر جند اکثريت جمعيت دو شهر نامبرده
را ترکمن ها تشکيل ميدادند، ليکن آنها از هر نوع دخالت در تمامي امور شهر بازداشته
شده و همه مسؤليت هاي مهم و نسبتا مهم اداري و بويژه تمامي امورات انتظامي
در قبضه غيرترکمن ها بود. اين عمل دولت جديد انقلابي نه تنها بي اعتنايي به مردم
ترکمن، بلکه جريحه دارکردن احساسات ملي آنها بود. نارضايتي عمومي در ترکمنصحرا،
خاصه در گنبد و بندر ترکمن کاملا محسوس بود. در بندر ترکمن درگيري هاي خياباني بين
پاسداران کميته هاي انقلابي و ترکمن ها صورت گرفته بود.
براي بررسي اوضاع بحراني ايجادشده، جلسه اي با مشارکت ما و بخشي از رهبري چريکها
در بندر ترکمن تشکيل شد. مسؤل شاخه نظامي چريکها نيز در جلسه حضورداشت. چريکها معتقد
بودند که بايد بهر قيمتي شده معادله قدرت در بندر ترکمن را بهم زد. اينکه بندر ترکمن
موضوع بحث جلسه و مورد تصميم گيري بود، ناشي از دلايل زيرين بود:
1. حدود نود درصد جمعيت اين شهر را ترکمن ها تشکيل ميدادند.
2. حدودا تمامي تظاهرات ضد شاهي تا پيروزي انقلاب را ترکمن ها تدارک ديده و راه انداخته
بودند.
3. فعالين سياسي اين منطقه از حمايت وسيع توده مردم برخوردار بودند.
با توجه به ترکيب جمعيت گنبد، مستقر شدن کميته هاي انقلابي سازمانيافته و وجود
پادگان بزرگ و مجهز در اين شهر، هر نوع ماجراجويي در گنبد حکم خودکشي را داشت.
از اينرو اگر نيروهاي انتظامي بندر ترکمن از قبيل کميته هاي انقلابي، شهرباني و ژاندارمري
در اختيار فعالين ترکمن قرار ميگرفت، بيش از نيمي از ترکمنصحرا بصورت ايالت نسبتا
خودمختاري در مي آمد که در عين حال چون منطقه اي آزادشده در بطن ايران به پايگاه
عملياتي چريکها در سراسر کشور تبديل ميشد.
اوضاع در سراسر ايران همچنان متشنج و شيرازه امور از هم گسيخته بود. حکومت ولايت
فقيه و دولت بازرگان هنوز بر اوضاع مسلط نبودند. بخشي از مردم بويژه در شهرهاي بزرگ
بدنبال تخليه شدن پادگان هاي اين شهرها سلاح سبک به غنيمت برده بودند. گروه هاي چريکي
چون مجاهدين خلق و چريکهاي فدايي نيز از اين غنيمت بي بهره نمانده حتي المقدور به
جمع آوري و انبار کردن سلاح پرداخته بودند. اين دو گروه که در دوره شاه سالها
به فعاليت زيرزميني مشغول بوده و هر از چندگاهي نيز به عمليات تروريستي دست
ميزدند، هدف سرنگوني شاه و احراز قدرت را تعقيب ميکردند. اکنون که شاه سقوط کرده
بود، چريکها و مجاهدين هيچگونه سهمي در قدرت دولتي نداشتند. عليرغم اين واقعيت،
اين دو گروه خاصه چريکهاي فدايي هنوز توهم حداقل سهيم شدن در قدرت را از دست نداده
بودند. شرايط جديد ايجاد شده در ترکمنصحرا و اوضاع خاص اين منطقه توهمات قدرت طلبي
و گرايشات ماجراجويانه چريکها را تقويت ميکرد.
در جلسه فوق الذکر مسؤل شاخه نظامي به نمايندگي از طرف رهبري چريکها طرحي را براي
عمليات نظامي در بندر ترکمن به شرکت کنندگان ارايه داد. طبق اين طرح مي بايست مقر
کميته انقلابي (پاسداران) در ساختمان شهرباني سابق طي شبيخوني تسخير ميشد. کميته
انقلابي بندر ترکمن در واقع نبض و مرکز قدرت شهر بعبارتي منطقه بود.
اين طرح عليرغم اصرار مسؤل شاخه نظامي و ديگر رفقايش در رهبري جهت اجراي آن، با مخالفت
صريح ما مواجه شد. دلايل مخالفت ما عبارت بودند از:
1. مسؤلين وقت کميته انقلابي کساني بودند که در تمامي تظاهرات و عمليات ضد شاهي که
توسط ما سازماندهي شده بودند، شرکت و با ما همکاري کرده بودند.
2. هرچند ما از سهيم شدن در قدرت محروم بوديم، ليکن رابطه نسبتا حسنه ما با کميته،
خاصه با مسؤل کميته، همچنان برقراربود. اين رابطه حسنه با مسؤل کميته، بعدها باعث
نجات جان برخي از ما شد.
3. حمله مسلحانه به کميته درعين حال حکم اعلان جنگ به حکومت ولايت فقيه و ساکنان
غير ترکمن بندر ترکمن و حومه را داشت، که طبعا به برادرکشي مي انجاميد.
ما بهيچوجه مخالف کسب قدرت يا حداقل سهيم شدن در آن در شهر و منطقه نبوديم. ليکن
هدف ما حصول اين خواست از طريق مذاکره و بدون اعمال خشونت بود. با در نظرداشتن اوضاع
متشنج منطقه و جريحه دار شدن غرور ملي ترکمن ها رسيدن به اين هدف نيز غيرممکن نبود.
بهر طريق ما برغم مخالفت چريکها نظر خود را به کرسي نشانديم. اقدام به مذاکره
بدون پشتوانه توده اي قطعا امکان موفقيت ما را به حداقل ميرسانيد. از اينرو
ما به تدارک و برگزاري ميتينگ هاي سخنراني در بندر ترکمن پرداختيم که با استقبال
وسيع توده مردم نيز مواجه گرديد. ميتينگ ها تظاهرات وسيع توده اي را بدنبال داشت،
بگونه اي که بعد آنها بتدريج گسترده تر ميشد. ديري نپاييد که آيت الله خميني براي
بررسي اوضاع منطقه نماينده ويژه خود، حجت الاسلام اميد، را به بندر ترکمن اعزام کرد.
ما به مناسبت ورود نماينده ويژه خميني ميتينگ بزرگي را در بندر ترکمن تدارک ديديم.
اين ميتينگ بزرگترين ميتينگي بود که تا آن تاريخ در ترکمنصحرا برگذارشده بود. قريب
به پنجاه هزار نفر، حتي از دور افتاده ترين نقاط ترکمنصحرا نيز، در اين ميتينگ حضور
داشتند. حجت الاسلام اميد و نماينده گروه ما روي سکوي سخنراني در برابر انبوه جمعيت
ايستاده بودند. اميد خطاب به جمعيت گفت که او از طرف شخص خميني به اين مأموريت
تعيين شده و وظيفه دارد که فقط با نماينده يا نمايندگان مردم ترکمن وارد مذاکره شود.
حضار در جواب اميد يکصدا اسم نماينده گروه ما را بعنوان نماينده خود فرياد زدند.
اين انتخاب براي اميد غيرمترقبه بود؛ زيرا نماينده انتخابي از يکسو، جواني بود بيست
و سه ـ چهار ساله. از سوي ديگر، اين جوان مطلقا مذهبي نبوده و حتي به طيف چپ تعلق
داشت.
به دعوت حجت الاسلام اميد جلسه اي به منظور حل بحران موجود در خانه يوسف قره جه و
با شرکت حجت الاسلام نورمفيدي، نماينده ثابت خميني در منطقه، تعدادي از معتمدين شهر
و نماينده گروه ما تشکيل شد. چند روز ديرتر جلسه اي مشابه اين جلسه درگنبد،
باز بدعوت اميد، و با حضور معتمدين و فعالين گنبد و نماينده گروه ما برگزار
گرديد.
در پي جلسات متعددي که حجت الاسلام اميد با نورمفيدي و ديگر مقامات دولتي و نيز تماس
با تهران تشکيل داده بود، تنها راه برون رفت از بحران منطقه را در تفويض قدرت به
ترکمن ها ارزيابي کرده بود. در جلسه بعدي که در مقر کميته انقلابي بندر ترکمن
تشکيل شد، در باره جزييات انتقال رسمي قدرت به ترکمن ها تصميمات لازم اتخاذ و بلافاصله
اجرا شد.
بدين طريق براي نخستين بار در تاريخ ترکمن ها تمامي امورات بندر ترکمن وحومه آن رسما
به خود ترکمن ها واگذار شده و در بخش بزرگي از ترکمنصحرا عملا نوعي منطقه
خودمختار بوجود آمده بود. ادامه دارد...