Turkmensahra

  ترکمنصحرا

مصاحبه ي خبرنگار روزنامه ي "پيغام امروز" با
 آقاي ولي محمد آخوند أرزانش


" خواست خلق ترکمن دستيابي به حقوق پايمال شده ي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي خود مي باشد."
" آنچه خلق ترکمن ميخواهد و برايش مبارزه ميکند هيچگونه مغايرتي با اسلام و قوانين بين المللي ندارد."
" هدف شان (زمينداران بزرگ و آخوندهاي مرتجع) خفه کردن مردم از طريق مذهب بود".
" وقتي خلقي به حقوق خود واقف شد و براي آن مبارزه کرد ديگر نمي توان جلوي او را گرفت."
" هرکس که در راه مطالبات خلق ترکمن مبارزه کند دوست ترکمنهاست."
سخناني از آقاي ولي محمد آخوند أرزانش  درمصاحبه  با خبرنگار روزنامه ي " پيغام امروز"  در فروردين 1358 
 
س.- ممکن است خودرا معرفي کنيد؟
ج.- من ولي محمد أرزانش هستم، چهل و يک ساله، ترکمن وحنفي مذهب هستم. فارغ التحصيل دانشکده ي الهيات ميباشم و در دبيرستانهاي گنبد تدريس ميکنم. يکي از پنج نماينده ي ترکمنها براي مذاکره با دولت هستم.
 
س- اوضاع ترکمنصحرا و علت جنگ گنبد را چه ميدانيد؟
ج-  ترکمنصحرا منطقه ي وسيعي است که از درياي خزر تا جرگلان را در برميگيرد. ترکمنها جمعيتي در حدود يک مليون نفر ميباشند. مهمترين مسأله ي ترکمن مسأله ي ارضي است. درسالهاي پيش به شکل کاملاً ظالمانه و ناجوانمردانه اي خلق ترکمن تحت وحشتناک ترين ستمهاي طبقاتي، ملي و فرهنگي ومذهبي بود. زمين هاي دهقانان به وسيله ي عمال رژيم سابق غصب مي شد. در مدارس زبان ترکمني تدريس نمي شد. داشتن يک کتاب که به زبان ترکمني نوشته شده باشد جرم بزرگي به حساب مي آمد. فقه تسنن در مدارس تدريس نمي شد و ..... به علت ستم بيش ازحدي که به خلق ترکمن ميرفت ، روستائيان ترکمنصحرا مانند اکثر روستاهاي ايران نسبت به انقلاب ايران بيگانه بودند، اما به شهادت تاريخ خلق ترکمن هميشه به شکلهاي مختلف براي احقاق حق خود مبارزه کرده است، وقايع گنبد جز اين علتي ندارد.
آنچه خلق ترکمن ميخواهد وبرايش مبارزه ميکند هيچگونه مغايرتي با اسلام و قوانين بين المللي ندارد. تا همين چندي پيش مي گفتند که کلمه ي "خلق" کمونيستي است و آنها که ازخواست هاي خلق ترکمن صحبت مي کنند، کمونيستند اما وقتي خلقي به حقوق خود واقف شد و براي آن مبارزه کرد ديگر نمي توان جلوي او را گرفت.
 
س- تقريباً درتمام ايران شايع شده که مسأله ي ترکمنها به تحريک کمونيستها و ساواکيها بوده است. با اين حساب شما نقش کمونيستهارا رد ميکنيد؟ اينطور نيست؟
ج - حساب ساواکيها که روشن است. اين استدلال کاملاً غير اصولي است. و اما کمونيستها،  چند ماه پيش عده اي از جوانان ترکمن مرکزي بنام "کانون فرهنگي وسياسي خلق ترکمن" درست کردند. اين کانون که با هدف به دست آوردن آزادي هاي فرهنگي و سياسي براي خلق ترکمن به وجود آمده  نقش مهم و مؤثري درباره ي طرح و ترويج کردن اصولي خواستهاي فرهنگي و سياسي ترکمنها داشته. عده اي از روحانيان مرتجع ترکمن که هميشه عامل سرمايه داران بوده اند ... در واقع اين کانون را تکفير نمودند ... زمينداران بزرگ مبارزه ي خود با اين کانون را ازطريق آخوندهاي مرتجع انجام ميدادند. و شايع کردند که اين خلق ترکمن نيست که مبارزه مي کند بلکه عده اي کمونيست مي باشند. ... هدف شان خفه کردن مردم از طريق مذهب بود که موفق نشدند.
  
س- چطورشد گنبد در آتش جنگ شعله ور شد؟
ج- عرض کردم که يکي از مهمترين مسأله ي خلق ترکمن "مسأله ي زمين" است. و همه ميدانند که در رژيم سابق بسياري از زمينهاي خلق ترکمن به وسيله ي سرمايه داران غصب شد. اسلام حکم ميکند که غاصب بايد مال غصبي را پس بدهد وگرنه محرومين مي توانند با توسل به زور و يا قانون مال غصب شده شان را پس بگيرند. وقتي زمزمه ي باز پس گرفتن زمينها بلند شد، زمينداران به دست و پا افتادند. جنگ به تحريک زمينداران وکميته ي اسلامي گنبد شروع شد و علت آن هم مقابله با خواستهاي خلق ترکمن بود.
 
س- وقتيکه حجت الاسلام اميد، شريعتي و رادنيا به گنبد آمدند حتماً به عنوان نمايندهي دولت اين مسائلي را که شما طرح کرديد بررسي کردند، آنها به چه نتيجه اي رسيدند، چرا نتوانستند جلو جنگ را بگيرند؟
ج - آنها مسأله ي ترکمنها را نفهميدند. خواست خلق ترکمن دستيابي به حقوق پايمال شدهي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي خود مي باشد. آنها مرتب ميگفتند که ما با هم برادريم. اين درست. مابرادريم.  ولي واقعيتهائي وجود دارد که نمي توانيم ناديده شان بگيريم. واقعيت اين که خلق ترکمن از چند جانب تحت ستم است. واقعيت اين که ترکمن، سني است. درست است که شيعه و سني برادرند اما مرزي اين دو را از هم جدا ميکند. اين مرز برادري را نفي نميکند ولي وجود دارد. بايد به آن توجه کرد. با گفتن اين که ما با هم برادريم پس مسأله ي زمين را فراموش کنيد، نتيجه اي جز برانگيختن خشم خلق ترکمن ندارد. آيا ما با هم برادريم که تحت تابعيت شما باشيم. يا اينکه برادريم زيرا که برابريم.  چرا افراد کميته ي اسلامي به متينگ کاملاً قانوني خلق ترکمن حمله ي مسلحانه ميکنند؟ نمايندگان دولت مسأله ي ما را نفهميدند. کمي خواستند "مسأله ي زمين" را مخدوش کنند تا مالکيت هاي بزرگ حفظ شود ... خلاصه آنها مرتب تکرار مي کردند که ما با هم برادريم و با هم اختلاف نداريم. آيا با گفتن اين که ما با هم اختلاف نداريم، در واقعيت تغييري داده مي شود؟      
  
س - گويا در تسنن مرجع تقليد به آن شکل که درشيعه مطرح است وجودندارد، دراينصورت تبعيت از روحانيان تنها و تنها در صورتي است که روحانيان بيانگر خواستهاي مردم باشند اين مسأله را چه گونه مي بينيد؟
ج - خلق ترکمن سني و حنفي مذهب است. ما از امام ابوحنيفه پيروي ميکنيم. آخرين مجتهد حنفي در قرون سوم و چهارم مي زيست. ميدانيد که مجتهد بايد شرايط فراواني داشته باشد. درحال حاضر شخصي با چنين مشخصات درميان خنفي ها وجود ندارد. درنتيجه به علت نبودن مجتهد فتواي هيچکس واجب الاطاعه نيست. برخلاف تشيع. با توجه به اين ويژه گي هاست که هرکس که در راه مطالبات خلق ترکمن مبارزه کند دوست ترکمنهاست، هيچ آخوندي حق ندارد از جانب خلق ترکمن حرف بزند.
  
س - نظرتان درباره ي جمهوري اسلامي چيست؟
ج - ايران کشوري است اسلامي و مسلماً جمهوري ايران هم اسلامي خواهد بود. اما حرف برسر اين است که تحت نام جمهوري اسلامي چه ميخواهند بکنند؟ من معتقدم که دولت اول ميبايستي مجلس مؤسسان را تشکيل ميداد و اين مجلس قانون اساسي را تدوين و به رأي مردم ميگذاشت. آنچه که تاکنون درباره ي جمهوري اسلامي گفته شده همگي اظهار نظرهاي شخصي است و اصلاً خلق ترکمن نمي داند که جمهوري اسلامي چه رفتاري با او خواهد داشت. اما اگر اول قانون اساسي را مجلس مؤسسان برگزيده ي ملت تدوين کرده بود آنوقت خلقهاي ايران به طور مشخص ميدانستند که حکومت آينده منافع آنها را تأمين خواهد کرد يا نه. آنوقت مي توانستند رأي مثبت و يا منفي بدهند. ولي مسأله را طوري جلوه داده اند که مسلمان بايد به جمهوري اسلامي رأي بدهد. يعني رأي مثبت به جمهوري اسلامي يکي از شروط مسلماني است درحاليکه ازنظر قرآن شرط مسلماني شهادتين است.
 

*- چند توضيح:
1- متن اين مصاحبه با اندکي تلخيص از کتاب " زندگي و مبارزات خلق ترکمن" که سال 1358 انتشار يافته  گرفته شد. ولي متن کامل آنرا از کتاب "زندگي ومبارزات خلق ترکمن"( چاپ 1358) و يا روزنامه ي " پيغام امروز" فروردين 1358  ميتوان بدست آورد.
 2- حجت الاسلام اميد آنزمان بعنوان نماينده " کميته ي امداد امام" در منطقه حضور داشت. و طرفدار زمينداران بزرگ نبود. بعدها  او نيز ازجانب رژيم جمهوري اسلامي ايران اعدام شد.     
3- آقاي رادنيا نماينده ي اعزامي دولت موقت مرحوم مهدي بازرگان براي رسيدگي به درخواست زمينداران بزرگ متحصن در دادگستري گنبدقابوس در اواخر اسفندماه 1357 بود.
4- آقاي ولي محمد آخوند أرزانش  پس از تحمل مصائب ده سال زندگي مخفي ( ازفوريه ي 1980)  به ترکمنستان شوروي سابق پناهنده شد ( 1990). او پس از فروپاشي شوروي، در" انستيتوي زبانها" که بجاي " انستيتوي زبان و ادبيات روسي" تأسيس شد زبان عربي تدريس ميکند. سال گذشته بدنبال تغييراتي در وضعيت پناهندگان سياسي ايراني در جمهوري ترکمنستان  از دفتر UNHCR ( کميسارياي عالي پناهندگي سازمان ملل متحد) در پايتخت ترکمنستان تقاضاي پناهندگي از کشور ثالث را نمود.
5- اين تکثير ازجانب "دموکراتهاي خلقي ترکمنصحرا"،  در راستاي تلاشهاي " کميته ي حمابت از أرزانش". و به قصد آشنا نمودن علاقمندان با ديدگاه آقاي أرزانش  درمقطع زماني پس ازجنگ تحميلي اول برخلق ترکمن ( که با حمله ي مسلحانه به متينگ روز ششم فروردين 1358 درگنبدقابوس آغازشد) صورت ميگيرد.
6- گروه "دموکراتهاي خلقي ترکمنصحرا" خود را يکي از اجزاي اصلي" کانون فرهنگي و سياسي خلق ترکمن" ميداند. و علاقمند است با افراد و گروه هاي فعال با نام کانون بر سر تعيين مضمون آن به توافق رسيده مناسباتي سودمند و متناسب با مطالبات زمان برقرار کند.
 
جهت آشنائي با وضعيت فعلي آقاي أرزانش اينجا را کلينک کنيد:
فراخوان کميته حمايت از ارزانش – خارج کشور


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد