| Turkmensahra |
ترکمنصحرا |
گزارش يازدهمين اجلاس ساليانه
کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد
در مورد اقليتهاي ملي
و مذهبي – ژنو- ژوئن 2005
يازدهمين
اجلاس ساليانه کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در مورد اقليتهاي ملي و مذهبي
از
30ماه مه تا
سوم ژوئن در مقر مرکزي سازمان ملل در ژنو تشکيل شد. نمايندگان بيش از 35 کشورعضو
کميسيون (از جمله دو ديپلمات عضو هيئت نمليندگي ايران در ژنو)، با حضور5 عضواصلي
کميسيون ، آقايان پورفسور بن گوا-رئيس، پورفسور کاتاشکين، محمد حبيب شريف، پورفسور
مولر و سولي سابراجي، و بيش از 60 سازمان جامعه مدني
(CSO)
و غير دولتي (NGO)
، شخصيتهاي بين المللي و اکادميک، سازمانهاي تخصصي سازمان ملل مانند
UNDP
و
UNSCO در اين اجلاس
شرکت داشتند.
40 سازمان غير دولتي(NGO)
مدافع حقوق اقليتهاي ملي،
مذهبي و زباني، بوسيله سازمان
ملل براي شرکت و بحث در اين اجلاس به ژنو دعوت شده بودند. (براي ليست سازمانهاي شرکت
کننده به سايت کميسيون حقوق بشر سازمان ملل رجوع کنيد:http://www.ohchr.org/english/issues/minorities/group/main.htm
يکي از
سازمانهاي دعوت شده "بنياد تعليم و تربيت و حقوق بشر اهواز" است که مدافع حقوق اقليتهاي
قومي، ملي و مذهبي، از جمله مليت عرب اهواز در ايران ميباشد.
گزارش
زير يکي از سخنراني هاي نماينده " بنياد تعليم وتربيت و حقوق بشر اهواز" و گزارشي
از وضعيت حقوق بشر اقليت عربهاي اهواز در جنوبغرب ايران ميباشد.
اين
سخنان که در روز اول اجلاس در تاريخ 30 ماه مي در ژنو ايراد شد،
به مرکز مطالعات اهواز فرستاده شد و ما نسخه اصلي آن را به انگليسي قبلاً منتشر کرده
ايم و اکنون مبادرت به ترجمه فارسي آن مي کنيم.
قابل ذکر
است که طبق روال سازمان ملل، نسخه اي ازآن به هيئت نمايندگي ايران در سازمان
ملل درژنو داده شده است.
سخنراني آقاي کريم عبديان، در مورد دستورکار
3-a
(روز اول) که تم آن تحقق و تعميم حقوق بشر بنا به منشوراعلاميه جهاني حقوق بشر در
مورد اقليتهاي ملي، اتنيکي، مذهبي و زباني:
آقاي رئيس،
اعضاء محترم کميسيون حقوق بشر و نمايندگان محترم، از دعوت کميسيون به ژنو براي
شرکت دريازدهمين اجلاس کميسيون و نيزاز فرصت امروز، بسيار متشکرم. من يکي از
مسئولين بنياد تعليم و تربيت و حقوق بشر اهوار که سازماني غير انتفاعي و غير دولتي
است، ميباشم. امروز ازجانب اقليت ملي-
اتنيکي عرب اهوار با جمعيتي
حدود 5 مليون ، که عمدتاً در جنوب غرب ايران
- در استان خوزستان ساکنند،
با شما صحبت ميکنم. خود مردم محلي عرب، اين استان را به نام بومي
آن، يعني اهواز ( که عربي آن الاهوازاست) و يا اقليم اهواز ميشناسند-
مرکز آين استان شهر اهواز است.
استان خوزستان يا اقليم اهواز هم مرز جنوب عراق و همجوار کويت ميباشد.
تاريخچه:
عربهاي اهوازي درايران اقليتي ملي
(National)،
بومي (Indigenous)
، اتنيکي (Ethnic)
، و زباني
(Linguistic)
ميباشند. بنا به تحقيقات پورفسور پارسا بناب،
محقق ايراني در امور اقليتها، ايران از 6 گروه عمده ملي-اتنيکي فارس،
ترک ، کرد، عرب، بلوچ و ترکمن تشکيل شده و جمعيت قريب به 70 مليوني ايران حدوداً
1/3
ترک آذربايجاني،
1/3
فارس و 1/3
ديگر را کردها، عربها، بلوچها، ترکمنها و ديگر گروه هاي اقليتهاي مذهبي مانند ارمني،
يهودي، آشوري و غيره تشکيل ميدهد. عربهاي ايران در حدود 5 مليون يا 8 در صد جمعيتند.
در
80 سال گذشته در ايران فارسها در حاکميت بوده و از لحاظ سياسي، اجتماعي و اقتصادي
تفوق و تسلط داشته و اکنون نيزاين تسلط وتفوق ادامه دارد.
متاًسفانه آماردقيق دولتي و رسمي ازترکيب جمعيتي و تناسب اقليتها
در ايران موجود نيست- و اتفاقاً بهمين دليل آقاي رئيس، ما بار ديگر توصيه ميکنيم
که دولت جمهوري اسلامي ايران- به تعهدات خود پايبند باشد و به تاکيد و توصيه
هاي مکرر سازمان ملل، که آخرين آن از جانب " کميته امحاء تبعيض نژادي" که در شصت
و سومين اجلاس خود در ژنو در ماه اوگوست 2003، در گزارش شماره
CERD/C/63/CO/6
چنين آمده است " دولت ايران ميبايست
گزارشي از ترکيب ملي-اتنيکي کشور خود ، از جمله جمعيت عربهاي الاهوازدر خوزستان
را در گزارشات نوبتي خود بگنجاند" ، اميدواريم دولت ايران به اين توصيه عمل نمايد.
قبل ازسال 1925 منطقه عربستان يا خوزستان کنوني يکي از ديگر مناطق
خود مختار ايران بوده است . اين منطقه براي هزاران سال محل سکونت عشا ير و طوايف
عرب بومي بوده، و در 500 سال گذشته – از زمان صفويه- بطور رسمي اين منطقه بنام
عربستان ناميده ميشده که حکومت وقت ايران در سال 1936 آنرا به خوزستا ن تغيير نام
داد. پس از ظهوررضاخان
و اقدام به متمرکزساختن قدرت
دولت، وي بوسيله نيروي نظامي به عربستان حمله برده، حاکميت خود مختار و ملي
آنرا ساقط و آنرا بزير کنترل طهران در آورد. لازم به ذکر است که اين اقدام دولت مرکزي
ايران بدون هيچ مشورت و دخالت يا همه پرسي از مردم منطقه صورت گرفت. بدينسان
خوزستان ( عربستان) بدون مشارکت و در نظر گرفتن خواست مردم عرب بومي تحت کنترل حکومت
مرکزي ايران در آمد.
زبان
فارسي را، كه
حتي امروز کمترازنيمي
ازکل جمعيت ايران بآن صحبت ميكنند-
تنها
زبان رسمى وسراسرى اعلام كرده،
مدارس عربي را تعطيل و تدريس به زبان عربي را در منطقه اي که بيش از 90 درصد مردم
به اين زبان تکلم ميکرده اند- ممنوع کرد. اين ممنوعيت تا بامروز کماکان ادامه دارد.
تصاحب زمين و اراضي کشاورزان عرب خوزستان و پاکيزگي قومي:
آقاي رئيس و نمايندگان محترم، جمهوري اسلامي ايران سياست جابجائي جمعيت و تصاحب غير
قانوني کشاورزان عرب را بشيوه رژيم سابق شاه ادامه ميدهد. اين حکومت نيز بمانند
حکومت سابق ، به اقليت عرب ايران با ديد امنيتي و شک و ترديد برخورد ميکند،
و متاًسفانه به مردم عرب اهواز نگاه امنيتي دارد که ممکن است روزي استان نفتخيز خوزستان
را از ايران تجزيه کنند.
دولت بيش از 250000 هکتار زمينهاي کشاورزان عرب را در 10 سال گذشته در مناطق جفير
(بين حويزه و محمره)، شوش، حويزه و حميديه را غصب و تصاحب کرده و اين زمينها را به
مهاجرين غير عرب و غير بومي فارس و يا به شرکت تعاوني ايثارگران- يعني افراد مرتبط
با سازمانهاي امنيتي و اطلاعاتي وديگر کارگزاران غير بومي دولت- واگذار کرده
است- همچنين واگذاري زمينهاي روستاييان عرب در منطقه الدره در آبادان به سپاه پاسداران
و اخراج اجباري روستائيان
عرب و يا تصاحب و واگذاري زمينهاي شمال کارون به پروژه نيشکر و در نتيحه بيکاري و
بي خانماني ده ها هزار کشاورز عرب در اين مناطق- اين اعمال بر خلاف قوانين
بين المللي و بخصوص مغاير با مواد 4 و 5 اعلاميه ومنشور سازمان ملل در حمايت از اقليتها-
ميباشد.
آقاي رئيس:
بنظر ميرسد که سياستهاى رژيم كنونىدر
ايران بر
مبناى
پاکيزگي قومي، محو ونابودى
هويت ملى وفرهنگى ملت
عرب
اهوازو بتناسبى كمتر، شامل
ديگرملل واقليتهاي غير فارس مانند
ترکان آذربايجان،
كردها، بلوچها، لرها و تركمنها
استوار است.
بر مبناي محتويات نامه محرمانه اي که اخيراً از درون حکومت به خارج درز کرده و تاريخ
آن 1999 ميباشد، دولت ايران سياست رسمي آسميسلاسيون و پاکيزگي قومي عربهاي ايران
را بوسيله تغير بافت جمعيتي، جابجائي،اخراج و اسکان اجباري مردم عرب از زمينهايشان
به خارج از منطقه -به اصفهان، شيراز، تبريز، کرج و تهران، را اتخاذ کرده است.
بنا به تصريحات اين بخشنامه هدف نهائي اين سياست تقليل جمعيت عرب خوزستان،
از حدود 70% به يک سوم، در مدت 10 سال يا کمتر، ميباشد. ترجمه انگليسي
اين نامه به روساي نما يندگي دول حاضر و به منشي کميسيون تقديم ميشود.
آقاي رئيس،
در راستاي اين سياست پاکيزگي قومي، دولت شهرک هاي شبه استعماري مانند رامين-2،
شيرين شهر و ديگرمجمتمع هاي مسکوني- با کليه امکانات رفاهي در مراکز عرب نشين
استان احداٍث کرده وبيش از يک مليون مهاجرغير عرب وغير بومي را در اين مناطق عرب
نشين ، از جمله ملاثاني در 45 کيلو متري شمال اهواز، اسکان داده است. هيچکدام
از اين امکانات براي عربهاي بومي موجود نميباشد.
طي 80 سال گذشته عربهاي
اهواز وحشيانه ترين جور و ستم ملي و پاکسازي نژادي و قومي را متحمل شده و متاسفانه
حکومت مرکزي ساکنان اصلي اين سر زمين را عملاً به شهروندان درجه دو و سه تقليل
داه است . براي نمونه عربهاي خوزستان حق استفاده از پوشش محلي خود در اداره
هاي دولتي و اماکن رسمي را ندارند. آنان عمدتاً از مشاغل دولتي محرومند. منابع و
مطبوعات رسمي و حتي غير رسمي وجود آنها را انکار و يا به تحقير آنان را عرب زبان
خطاب ميکنند. دولت بروشني سعي در همگوني و يکسان سازي اجباري جامعه (يا فارسيزاسيون)
دارد - که همانگونه که مستحضريد، بر خلاف پروتکلهاي 1.1، 2.2، 3.1 و
4.5 اعلاميه جهاني سازمان ملل در دفاع از حقوق اقليتها- يعنيUNDM)
United Nations Declaration
on Minorities (
ميباشد.
جمهوري اسلامي که خود امضاء کننده اعلاميه جهاني حقوق بشر، کنوانسيونها
و ديگر اسناد و معاهده هاي سازمان ملل ميباشد، نه به تعهدات بين المللي و نه حتي
به تعهدات داخلي و قانون اساسي خود- که بر طبق مواد 15 و 19 آن
-استفاده
از زبان و فرهنگ هاي محلي، حفظ هويت قومي و مذهبي و نوعي خودگرداني فرهنگي را مجاز
ميشمارد، پايبند است.
فرزندان اقليتهاي زباني در ايران از جمله عربها از تدريس و تکلم بزبان
مادري خود محروم و علاوه بر نقض حقوق فردي، حقوق اجتماعيشان نيز سلب شده است. اين
نيز نقض ماده 4.3 UNDM
است .
تقاضاي عادلانه اقليت عرب براي احقاق حقوق انساني از جمله آموزش
بزبان مادري، وديگر خواسته
هاى
اجتماعي، اقتصادي وفرهنگى
را رژيم ايران كما كان با
بر چسب " تجزيه طلبى " و "وابستگي
به کشورهاي اجنبي " و " خطر براى
تماميت ارضى "،
"بعثي" و "وهابي" و غيره
سركوب ميکند.
در حاليکه ميزان بيسوادي در کل ايران ، بنا به منابع دولتي،
حدود 20 در صد است، اين ميزان دربين مردان عرب بيش از 60 در صد ودرميان زنان
عرب حتي بيش از آن است.
رقم بيکاري عربها در خوزستان
نيز بهمين نسبت 3 ، ودر بعضي نقاط مثل شادگان، 4 برابر ميزان متوسط کشوري
است.
در زمان حاکميت جمهوري اسلامي، همانند رژيم سابق، ، کماکان استاندار
خوزستان، تمام فرمانداران
وکليه
افراد بلند پايه وميان پايه استان مستمراٌ از
غير بوميان ، غيرعرب
و غير محلي، انتخاب
وگمارده ميشوند. اين نيز با مواد 2.2
و 2.3 UNDM
مغايرت کامل دارد .
عربهاي اهوازي در خوزستان در فقر بسر برده و از داشتن امکانيات اوليه
زندگي محرومند در حاليکه زمينهاي زير پايشان روزي 4 ميليون بشکه نفت- به قرار
بشکه اي 50 دلار- توليد ميکند و خود آنها و منطقه شان از اين ثروت بي بهره اند.
عدم توجه به اکولوژي و انحراف رودخانه ها:
رزيم جمهوري اسلامي يک سد ذخيره اي روي رودخانه کرخه که از منا طق
صد در صد عرب ميگذرد تاسيس کرده و مبادرت به فروش آب آن به کويت دارد. اکنون
حدورد يکسال است که لايحه انحراف رود کارون به مناطق غير بو مي و فارس نشين رفسنجان،
و ديگر مناطق
مر کزي، در مجلس شوراي اسلامي در حال بحث، و ظاهراً نزديک
به تصويب است. اين در حالي است که خوزستان از بي آبي رنج ميبرد. اين نيز بر خلاف
کليه قوانين بين المللي است.
پس از گذشت 17 سال از اتمام جنگ، هنوزاراضي مين گذاري شده باقيمانده
از جنگ ايران و عراق دست نخورده اند وسياست عدم پاکيزگي مين ازشهرها و دهات مرزي
و سرزمينهاي عرب نشين ادامه دارد- که نتيجه آن عدم امکان برگشت مردم عرب به
خانه و کاشانه خود شده است،. مضافاً اين عمل منجر به ادامه تصاحب غير قانوني
سرزمينهاي مردم بومي بوسيله دولت و عمال غير بومي و غير محلي حکومت گرديده است.
جمهوري اسلامي عمداً به مسئله مين در منطقه با ديده اغماض مينگرد، چرا که اين به
سياست رژيم به خروج اجباري عربها ازمنطقه کمک ميکند.
آلودگى آب
آشاميدنى بعلت دفع سموم ناشى از پروژه نيشكر
در رود کارون و سائر فضولات که منجر به مرگ احشام کشاورزان عرب شده است
نيز کماکان ادامه دارد.
دولت بدون ارائه هيچ دليلي، از دادن مجوز به کشاورزان عرب براي کاشتن
دوباره مليونها نحله نخل خرما که در جنگ از بين رفته اند، طفره مطرود.
بنا به آماري از قول دکتر بلايي مدير شبکه بهداشت خوزستان که در جرايد
آمده، 80 درصد کودکان عرب دشت آزادگان در منطقه نقتخيز خوزستان از سوء تغذيه رنج
برده و نصف کل جمعيت عربهاي اين منطقه در زير خط فقر مطلق بسر ميبرد.
تدريس
به زبان مادري از دانش آموزان عرب دريغ و 3 /1 دانش آموزان عرب در دوره ابتدائي،
2/1 در دوره متوسطه؛
و 4/3 در دوره دبيرستان ترک تحصيل ميکنند- يعني از 4 نفر دانش آموز عرب که
بمدرسه ميروند فقط يکي ديپلم ميگيرد.
از 17 نشريه موجود در خوزستان 15 تعداد آن به فارسي و فقط دو نشريه
نصف به فارسي و نصف به عربي منتشر ميشود – اين در استاني است که 70 در صد مردمان
آن عرب هستند.
آقاي رئيس
و نمايندگان محترم:
در تاريخ
15 آوريل 2005 - در حدود 4
هزار
نفر از مردم عرب اهواز
- در خيابان هاي شهر اهواز مرکز اقليم
اهواز تجمع کرده و بر عليه سياست بر ملا شده دولت مبني بر پاکيزگي قومي
، همچنين بر عليه فقر و بيکاري، شروع به
تظاهرات گسترده
ولي مسا لمت اميز ميکنند.
نيروهاي امنيتي در مرحله اول به تظاهر کنندگان با گاز
اشک آورر حمله و متعا قباً بر روي تظاهر کنندگان آتش گشوده و تعدادي را ميکشند.
تظاهرات در روزهاي بعد به ديگر نقاط خوزستان سرايت ميکند. بنا به خبرگزاريهاي
بين المللي بعد از يک هفته تظاهراب و شورش حد اقل 61 نفر از مردم بي دفاع از جمله
چندين کودک در اثر شليک گلوله نيروهاي امنيتي کشته شده و بيش از 800 نفر نيز
مجروح و هزاران نفر دستگير شده ند. ساکنين محلي کشته شدگان و ناپديد شدگان را 130
تا 150 نفر تخمين ميزنند. رژيم ادعا ميکند فقط هفت نفر کشته شده است . دولت براي
دادن اجساد کشته شد گان به خانواده هاي آنها پولي معادل 1800 دلار مطالبه ميکند –
که طبعاً از عهده مردم عادي بر نميايد.
چند روز بعد آقاي يو سف عزيزي بني طرف نويسنده و روزنامه
نگار عرب اهوازي که ساکن طهران است, ظاهراً در اين را بطه باز دلشت ميشود.
حکومت نيروي وسيعي را به منطقه گسيل و اجازه ورود به
خبرنگاران بين المللي رانميدهد.
بنا بر مراتب بالا ما پيشنهادات و خواسته هاي زير را
تقديم ميکنيم:
1.
گروه کار کميسيون
حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار تسريع مسافرت راپارتور
ويزه
(Special
Rapporteur on Summery and Arbitrary Executions)
و فرستاده مخصوص کميسيون- آقاي
فيليپ استون - به ايران و اعزام او به خوزستان براي تحقيق در باره کشته شدگان
و مجروحين اخير تظاهرت اهواز- شود.
2.
دولت به حالت شبه نظامي منطقه خاتمه داده و دستگيريهاي
شبانه و بدون مجوز را متوقف کند.
3.
کميسيون در باره اصلي بودن يا جعلي بودن نامه و بخشنامه
اي که منتسب به محمد ابطحي و صادره از
دفتر رئيس جمهور داير بر اسکان اجباري عربهاي اهواز به خارج از خوزستان است – پيگيري
کند.
4.
جمهوري اسلامي ايران بخشي از در آمد نفت را براي کاهش
فقر و بيکاري به مردم بومي ، محلي و منطقه تخصيص دهد.
5.
تمام دستگير شدگان
واقعه اخير از جمله آقاي عزيزي بني طرف را از زندان آزاد کند
(*).
آقاي رئيس از وقتي که به من داديد متشکرم.
*آفاي
بني طرف اخيراً از زندان (موقتاً وبا قرار)- آزاد شده اند- مترجم
|
|
|
استفاده از
مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد |
|
|