از آغاز فعاليت وبلاگ تركمن دوسال ميگذرد و اين وبلاگ وارد سومين سال فعاليت شده
است.درست در چنين روزهايي(11 تير 1382) بود كه برحسب اتفاق تصميم گرفتم وبلاگي شخصي
ايجاد كنم كه در آن حرفهاي دلم را بنويسم. در آغاز وبلاگ تركمن صرفا براي اين متولد
شد كه بيانكننده حرفهاي دلم باشد و برخي نظرات و نوشتهها درباره تركمنها را در
آن بگنجانم و فعاليت دو سه ماه اول وبلاگ نيز مؤيد اين نكته است.و آمده بودم كه
درباره فرهنگ و هنر جامعه تركمن بنويسم.يادم ميآيد اولين نوشتهام هم درباره شعري
از مختومقلي و شاملو بود. قرار نبود كه وبلاگ تركمن درباره سياست بنويسد و اصولا
آدمي سياسيكار نيستم كه بخواهم وارد چاله ـ چولههاي سياست بشوم(هرچند بر سر اين
قول نماندم! و گو اينكه چارهاي جز اين نيز نداشتم!).
كمبود منابع اينترنتي درباره تركمنها از يكسو و عدم تحرك تركمنهاي ايران دراينباره
از سوي ديگر باعث شد كه راه آغازشده را ادامه بدهم.اندكي كه گذشت احساس كردم كه تنها
حرف دل آدمي به درد نميخورد!آخر در اين ديار باشي و محروميتها، مشكلات و بدبختيها
را به چشم ببيني و حرفي از آن بميان نياوري خيلي ظلم است!مشكلاتي كه تركمنهاي ايران
به خاطر برخي تنگنظريها با آن دست به گريبان هستند. هرجاي حكومتي و دولتي كه ميرفتم
من را و همشهريان مرا و همزبانان مرا به يك چشم ديگري نگاه ميكردند!انگار اينكه
تو تركمن به دنيا آمده باشي و زبان و فرهنگت جور ديگري باشد جرمي بزرگ است!جرمي كه
هيچ راه فراري از آن نيست!هرجا كه غير شهروند به حساب ميآئي! و قبل از اينكه انسانيت
و حقوق انساني مطرح باشد تعلق تو به زبان و فرهنگت است كه به چشمشان ميآيد.ديدم
كه بسياري از بغضهايم هنوز در گلو مانده است و بسياري از حرفهاي نگفته كه گفتن آن
و خواستن آن در نظر آنها جرم بهشمار ميآيد!تلاش بسياري كردم كه حرفهايم رنگ و بوي
سياست نگيرد ولي بعد از مدتي فهميدم كه چه بخواهي و چه نخواهي خواستههايت را از
منظر سياست مينگرند و خواهي نخواهي در راهي افتاده ام كه يا بايد ادامه بدهم و يا
اينكه كنار بكشم.نميدانم چند بار به ذهنم زد كه رها كنم و دنبال زندگي خودم باشم
و اگر براي خودم و بخاطر خودم بود تابحال اين وبلاگ تعطيل شده بود ولي ديدم نميتوان
ساكت بود و خنثي حركت كرد (هرچند كه سعي كردهام كه وبلاگ از هرگونه هتكاكي و تهمت
و افتراء و بيحرمتي خالي باشد و شايد بسياري بودند كه در اين سالها ميگفتند كه
تركمن خيلي آرام به جلو ميرود و عقيده داشتند كه بايد تندتر عكسالعمل نشان داد).
وبلاگ تركمن تا چه حد توانسته است به نيازهاي مخاطبان تركمن و غير تركمن جواب دهد!؟
اينرا هم نميدانم ولي با خودم گفتم همين كه يكنفر هم از مطالب اين وبلاگ بهره ببرد
و همين كه حرف دل يك ايراني تركمن را هم گفته باشم غنيمتي است و اينگونه بود كه ادامه
دادم.در آن زمان در بين تركمنها يكي دو سايت بيشتر نبود كه يكي مدتها بود كه به روز
نميشد و نميشود(سايت تركمنها) و ديگري نيز جنبه فرهنگي و خبري اش بر جنبه تحليل
سياسياش ميچربيد(سايت دانشجويان تركمن)(كه اينروزها اين سايت خيلي بهتر از گذشته
شده است) و آخري هم سايتي بود كه فرم كار و شيوه اطلاعرساني اش خوب و مناسب بود
ولي از آنجا كه از درون جامعه تركمنهاي ايراني جدا افتاده بود برخي از تحليلهايش
به زعم خودم داراي اشتباه استدلالي بود(سايت تركمنصحرا) كه البته نفس بودن اين سايت
خود غنيمتي بزرگ براي مردم تركمن بود و بودن و ماندن اين سايت نيز امتيازي بزرگ براي
ما و اهل فرهنگ و سياست.
در اين مدت وبلاگ تركمن مشوقي شد براي برخي دوستان تا به ايجاد وبلاگ و نوشتن حرفهاي
دلشان همت گمارند و الحق وبلاگهاي خوبي هم در اين مدت ايجاد شدند ولي افسوس كه همگي
اجل مستعجل بودند و زود خاموش گشتند.
فعاليت در عرصه وبلاگنويسي همچنين باعث شد كه بادوستاني از ساير مليتها و قوميتها
آشنا شوم.وبلاگهايي چون اويانيش، آسمك، پارس ژورناليست، جوان خرمآبادي، قرقيزنامه(تبرستان)و
... و دوستاني از بين تركمنها كه در عرصههاي مختلف فعاليت داشتند و ازنظراتشان بهرهها
بردم و استفادهها نمودم.
آنچنان كه از ابتداي راهاندازي وبلاگ به ياد دارم قريب به15.000 نفري از اين وبلاگ
بازديد كردهاند كه هرچند آمار زيادي نيست ولي در نوع خود جالب توجه است چرا كه وبلاگ
تركمن نه جذابيتهاي ظاهري دارد و نه مطالبي دارد كه عوام را از خود راضي نگهدارد
و نه قصدم اينچنين بوده است. به هرروي؛ تركمن زنده است و نماد زندهگي و بالندگي
آن همين شمايي هستيد كه الان داريد آنرا ميخوانيد،شماي هموطن در ايران و شماي هموطن
در خارج از ايران!
نميدانم اين وبلاگ تا چه مدت دوام خواهد آورد و در چندمين سال خواهد بود كه بار
ديگر درباره تولدش بنويسم .گذر ايام و سختيهاي روزگار باعث شده است كه شوق و شور
اوليه كماثرتر دنبال شود و حوادث سياسي شگفتآور اخير در ايران و موج متلاطم وقايع
و حوادث نگرانكنندهاي كه كشور و منطقه تركمنصحرا با آن دست به گريبان است شايد
به زودي دامن وبلاگ تركمن و شخص خودم را هم بگيرد.موجي كه از حدود يكسال قبل با
كنترل نامحسوس و محسوس فعاليتهاي فعالان تركمن و نويسندگان آغاز شده است و نويد فرجامي
نامعلوم را ميدهد. هر چه باشد ولي، بايد ادامه داد.بگذاريم آينده آنچه را كه ميپسندد
بر ما روا دارد و نهراسيم از طوفان و نهراسيم از تندباد حوادث.