کاکا گوکلاني
وبلاگ: ياغتي ترکمن صحراجمعه،
10 تیر 1384
موضوع "کيستي" يا هويت ملي در کشور ما ايران بويژه در دهه هاي اخير اهميت زيادي يافته
است. بسياري از روشنفکران و انديشه ورزان ايراني در پاسخگويي، تبيين و شناخت اين
موضوع بر تلاش ها و تحقيقات خود بطور محسوسي افزوده اند که جاي بسي خوشوقتي است.
اما متأسفانه دامنه اين تحقيقات يک بعدي و گاه غرض آلود است. بطوريکه نزد اين عزيزان،
ايران مساوي است با ملت فارس و هويت ملي ايراني مساوي است يا هويت ملت فارس. چنين
برداشت و يا حکمي از واقعيت ايران عملا موجود ما بسيار دور است. چرا که کشور ما ايران
سرزمين ملت ها و اقوام گوناگوني است که هر يک داراي تاريخ، زبان، دين، سنن، و بويژه
داراي اسطوره هاي خاص خود هستند. اگر بپذيريم که مجموعه عوامل نامبرده هويت ملي يک
ملت و يا قوم را بوجود مي آورند، پس بدون تعصب بايد قبول کنيم که هويت ملي ايراني
ترکيبي کيفي و کمي از تاريخ، زبان، دين،سن، و اسطوره ها ي مجموعه ملت ها و اقوام
ساکن ايران خواهد بود.
هر خلـقي کمتر يا بيشتر داراي آثار خاص و ويژه تاريخي و حماسي است. از اين ميان برخي
از حسن تصادف معروف گشته و در ابعاد جهاني شناخته شده اند مانند اديسه و ايلياد،
و بعضي دستکم در ميان مردم آن خلق مشهور گشته اند مثل شاهنامه فردوسي. متأسفانه برخي
مثل گــوراوغلي به دلايلي از جمله وجود سياست هاي تبعيض آميز حتي در ميان خلق خويش
در مسير نسيان گرفتار آمده است. اگر بخواهيم اين منظور را يه شکل ديگري بيان کنيم،
مي توانيم بگوئيم که اگر يونانيان افسانه هاي هومر را داشته و در تبيين هويت ملي
خود به آن رجوع ميکنند، ملت فارس نيز داراي شاهنامه است و به آن مي بالد، ترکمن ها
نيز حماسه گــوراوغلي را دارندکه به آن افتخار مي کنند. مقايسه تاريخي و تطبيقي اين
سه اثر حماسي و شناساندن وجوه اشتراک وافتراق آنها طبعاموضوع کار پژوهشي جالب و ارزنده
اي است که متخصصين امر ميتوانند به آن بپردازند. بهر روي براي شناخت خود يايستي تاريخ
و اسطوره هاي تاريخي خود را بدرستي شناخت. جوانان امروزي ترکمن براي شناخت پيشينيان
خود ناگزير از شناخت گــوراوغــلـي هستند. و اما مختصري در باره اسطوره حماسي گــوراوغـلي:
در باره منشأ و پيدايش اين اسطوره نظرات و ديدگاههاي متفاوتي ارائه شده است. ولي
جملگي محققين بر اين باورند که شرائط تاريخي، جنگ ها و کشمکش هاي مختلف بطور مستقيم
در آفرينش اين اسطوره حماسي نقش داشته اند. بعضي مثل محمد فئواد کويرلو دراين باره
مينويسد که : دسته هاي ترکان که در اواخر ساسانيان در دشت هاي ماوراي خراسان و خزر
و مرزهاي خوارزم ـ استرآباد زيست ميکردند وظيفه پاسداري از مرزهاي "توکـه يـي" (ترکمن
در دائره المعارف چين) را بعهده داشتند. بين خان نشين منطقه برهبري چوول خان با اعراب
جنگ هاي شديدي درگرفت و بالاخره در سال 717 ميلادي(96 ـ97 هجري) اين خان نشين توسط
يزيد بن مهلب برچيده مي شود. نقش اوغوزهاي کوچ نشين در شکل گيري و گسترش اين خان
نشين ها در اتحاديه گوک ترک يرجسته است.
بدين ترتيب داستان هاي حماسي گــوراوغلي را مي توان انعکاس نبردهاي اوغوزها با پاسداران
مرزي ايران در دوران پيش از اسلام دانست. زکي وليدي نيز در کتاب تاريخ آسياي ميانه
خود وجود تاريخي گـــوراوغلي را به دوران جنگ هاي گوک ترک ها با ساسانيان نسبت داده
است.
متن داستان هاي گــوراوغــلي مشتمل بر سيزده بخش ( باي ــ داستان) است. اين داستان
ها علاوه بر اينکه سينه به سينه از نسلي يه نسلي ديگر(بويژه توسط باغشي ها) منتقل
شده، در آثار باستاني و سنگ نبشته هاي تاريخي مثل " کول تکين" ، "اورخان"، "يني سئي"
يه ما به يادگار رسيده است. بازتاب داستان هاي گـــوراوغــلي را بروشني در حماسه
قـورقــوت اتا نيز مي توان بازيافت.
شخصيت گــوراوغــلي ترکيبي از قهرمان اسطوره اي و انسان واقعي است. نترس و بي پروا
اما گاه محتاط و حيله گر، سلاحش زور و شمشير، اما در جاي خود باتدبير وخردمند، شادي
دوست و شادي آفرين،
يار و ياور هميشگي رزم هايش؛ اسب مشهورش قــيـرآت است. گويند که او دو اسب داشته
که نام اسب ديگرش عـرب آت بوده، اما قــيـرآت اسب دردانه و اصلي اوست.
سرزمين حماسه گــوراوغـلـي جـانـدي بـيـل است. سرزميني که قله هاي کوه هاي ديدني
آن پوشيده از برف است و دامنه سرسبزآن مکان شيرها و پلنگان است. جانـدي بـيـل داراي
قلعه هاي مستحکمي است که دشمن ياراي نفوذ بر آن را ندارد. جـانـدي بـيـل سرزمين انسان
هاي آزاده ايست که پادشاه (رهبر) آن گـوراوغـلي بگ و جوانانش مرهم هر دردي اند.