مراد آرمانلیسه شنبه 31 خرداد
1384انتخابات دوره نهم
رياست جمهوري در ايران با نتيجه عجيبي به پايان رسيد! راهيابي آيةالله رفسنجاني
و محمود احمدي نژاد به دور دوم انتخابات و حذف افرادي همچون مصطفي معين و مهدي كروبي
از شگفتيهاي اين دوره از انتخابات بود كه حتي خوشبينترين افراد هم به ذهنشان خطور
نميكرد. البته نميتوان در اين دوره از انتخابات نقش نهادهاي نظامي همچون سپاه پاسداران
را كه بموجب قانون اساسي ايران حق دخالت در انتخابات را ندارند در آراي افرادي مثل
قاليباف و احمدينژاد بيتأثير دانست. علاوه بر آن همانطور كه مهدي كروبي در نامه
خود به آيتالله خامنهاي آورده است بروز تخلف و تقلب گسترده انتخاباتي در اين دوره
از انتخابات ميتواند غيرقابل انكار باشد. در اين دوره از انتخابات هركدام از كانديداها
با روشهاي خاص خود سعي در جذب آراي مردم داشتند و از اين بين احمدينژاد (شهردار
كنوني تهران) با تظاهر به سادهزيستي و نيز با تخطئه اقدامات و انتقاد و حمله مستقيم
به اصلاحات و سيد محمد خاتمي و شيخ مهدي كروبي (رئيس سابق پارلمان ايران) با وعده
اعطاء 50 هزار تومان به هر جوان ايراني توانستند با كسب آراي بسيار از شگفتي سازان
اين دوره از انتخابات باشند. و مصطفي معين هم با رأي اندك خود شگفتي ديگري را رقم
زد تا اين دوره از انتخابات با نتيجهاي يأس آور براي اصلاحطلبان داخل حكومت به
فرجام برسد.
معين كه حتي برخي شعارهايي را كه حكومت از آن به شعارهاي ضدانقلاب تعبير ميكند نيز
براي جذب بخش بزرگي از اپوزيسيون سرداده بود نتوانست آراي لازم را كسب كند و در واقع
بسياري از آنهايي كه در داخل ايران ادعاي اصلاحطلبي داشتند از حمايت معين سرباز
زدند و مي شود گفت تركمنها و بلوچها همچنان با آراي خود ثابت نمودند كه از ساير
ايرانيان و مركزنشينان پرادعا، اصلاحطلبترند و آراي حدود 60 درصدي بلوچها به معين
و آراي حدود 55 درصدي تركمنها به او در تركمنصحرا مؤيد اين امر است. و جالب اينجاست
كه تركمنها با وجودي كه در گرگان زير مجموعه حزب مشاركت استان گلستان فعاليت داشتند
ولي همين مشاركتيهاي گرگان كه كلي هم ادعا داشتند در گرگان كمترين رأي را به معين
و اصلاحطلبان دادند و باز هم تركمنها بودند كه براي استان گلستان آبرو داري كردند!
و اينگونه بود كه معين در استان گلستان با بيش از 150 هزار رأي دومين رأي را بعد
از شيخ مهدي كروبي كسب نمود و اين درحالي بود كه عمده آراي معين از آن تركمنصحرا
بود و شايد كمتر از 50 هزار نفر از مردم فارس استان به معين رأي دادند و اكثريت تركمنها
نيز آراي خود را به سود كانديداي اصلاحطلبان به صندوق ريختند.
اما در اين انتخابات نتيجهاي رقم خورد كه بسيار باعث تعجب بود و شديدا بوي تقلب
از آن به مشام ميرسيد:به اين صورت كه مهدي كروبي كه تا دقيقه آخر بعد از هاشمي رفسنجاني
نفر دوم اين انتخابات بود به يكباره و با شمارش آراي شهر تهران جاي خود را به محمود
احمدينژاد (پاسدار) داد و اين از عجايب اين دوره از انتخابات به شمار ميرود در
حالي كه بسياري از صاحبنظران به رأي مشكوك احمدي نژاد در تهران به ديده ترديد مينگرند!
شيخ مهدي كروبي از اين اوضاع به شدت آشفته شده است و عرض حال اين انتخابات را به
آيتالله خامنهاي برده است كه وي نيز گويا نامه اي تندتر نوشته و به صورت غير مستقيم
كروبي را تهديد كرده است كه سكوت كند و كروبي نيز در نامهاي سرگشاده به رهبر نوشته
است كه در اين دوره از انتخابات تقلبهاي گستردهاي صورت گرفته است.حال چرا بايد
تقلب در اين انتخابات صورت ميگرفت؟
در پاسخ به اين سئوال بايد گفت كه اگر هاشمي و معين به دور دوم انتخابات ميرفتند
مطمئنا با شركت همگاني مردم براي جلوگيري از رأي آوردن هاشمي، مصطفي معين رأي لازم
را كسب مينمود و اين براي حاكميت اصلا پسنديده نبود چرا كه معين افرادي را دور خود
جمع نموده بود كه حكومت از آنها هراس داشت: سردمداران ملي ـ مذهبيها، نهضت آزادي،
اقوام و مذاهب مهمترين حاميان معين بودند كه در صورت انتخاب معين قطعا از وي مطالباتشان
را ميخواستند. به همين دليل اولين مسأله براي حاكميت اين بود كه به هر نحو ممكن
از پيروزي معين جلوگيري نمايند و به اين هدف خود نيز رسيدند و چه ساده فكر ميكنند
آناني كه ميگويند هيچ تقلبي در اين انتخابات صورت نگرفته است. چرا كه در بسياري
از نقاط كشور از هركس كه سئوال ميشد اكثرا يا سياست تحريم را در نظر گرفته بودند
و يا اينكه ميگفتند اگر مجبور به حضور در انتخبات شوند قطعا به معين رأي خواهند
داد.حال چگونه ميشود كه اينها يكشبه به آغوش امثال احمدينژاد و قاليباف غلطيدهاند؟
امري كه هيچ منطقي نميتواند انرا بپذيرد.
اما اگر هاشمي و مهدي كروبي به دور دوم صعود ميكردند با توجه به اينكه هردوي اين
كانديداها تقريبا داراي رويه مشابهي هستند در دور دوم مطمئنا افراد بسيار كمتري (كمتر
از 40 درصد واجدان شرايط) پاي صندوقهاي رأي حاضر ميشدند و اين باعث ميشد كه حاكميت
نتواند حضور مردم را توي بوق و كرنا كند و آنرا به رخ مردم جهان بكشد؛ براي همين
نفر دوم اين انتخابات را طوري انتخاب نمودند كه مردم براي آنكه نفر دوم رأي نياورد
مجبور به حضور در پاي صندوقها شوند و به هاشمي رأي بدهند تا از بين بد و بدتر؛ بد
را انتخاب نمايند و اينگونه درصد حضور مردم را پاي صندوقها در دور دوم بالاتر ببرند.
امري كه با افشاگري مهدي كروبي قوت آن بيشتر احساس شد.
به همين خاطر بايد گفت كه از آنجا كه هيچكدام از دو كانديداي مرحله دوم به قوميتها
اهميتي نميدهند و هر دو با طرح مطالبات اقوام مخالفند در اين دوره بهترين سياست
براي اقوام و اقليتها ميتواند اين باشد كه دور دوم انتخابات را تحريم كنند و تنها
نظارهگر باشند، چرا كه فرقي به حال آنها نميكند كه هاشمي رأي بياورد يا احمدينژاد
و حتي اگر احمدينژاد رأي بياورد شايد منشأ خير بشود چرا كه وي با بسته نگه داشتن
كشور و ترويج بگير و ببند و تهديد و ارعاب و ... سند سرنگوني خود و نظام خود را امضاء
خواهد نمود و اين بهتر از آنست كه هاشمي با هزار حيله و تدبير دوام شرايط فعلي را
تضمين نمايد. به عنوان مثال مولوي عبدالحميد در مدت دو هفتهاي كه با كانديداها در
تهران ديدار داشت نتوانسته بود از هاشمي و احمدينژاد قولي را براي اقوام و اقليتهايي
همچون سنيها بگيرد و اگر آنها ميخواستند به اقوام روي خوش نشان بدهند قطعا در همان
دور اول به مولوي كه مورد احترام بخش كثيري از جامعه ايران همچون تركمنها، بلوچها،
كردها و اهل سنت ميباشد پاسخ مثبت ميدادند.
از همين رو به دوستان انتخاباتي بايد گفت كه نبايد گول توطئه مشوقان رأي به هاشمي
را خورد بلكه چون حضور در اين انتخابات هيچ نفعي براي حقوق مليتها و اقوام ندارد
بايد تحريم اين دوره از انتخابات سرمشق اقوامي همچون تركمنها، بلوچها، تركزبانان،
عربها، كردها، اهلسنت و ارمنيها باشد. نبايد خودمان با دستان خودمان چاه براي
خود بكنيم حال چه ميخواهد اين چاه اندكي كمعمق (هاشمي) باشد و چه اين چاه عميق
باشد(چاه احمدينژاد) چاه چاه است، و هيچ فرقي ندارد كه اين چاه چه مقدار ارتفاع
داشته باشد. مهم ايناست كه در هردو انتخاب اقوام به ته چاه خواهند رفت، حال چرا
اين امر به صورت داوطلبانه صورت پذيرد؟ حداقل اگر در شرايط كنوني امكان مقاومت را
از ما گرفتهاند لااقل اقوام نبايد با دستان خود به ته چاه بروند. به همين دليل
تحريم انتخابات در اين دوره (دوره دوم) بايد راهكار اقوام باشد.