Turkmensahra

  ترکمنصحرا

فراق ستاره هاي تركمن هنوز هم قابل باور نيست



به مناسبت بزرگداشت سوم خرداد اولين سالگرد قهرمانان واليبال گلستان
حاج خوشگلدي و غياث الدين صحنه و ميكائيل يلمه
فراق ستاره هاي تركمن هنوز هم قابل باور نيست

مي خواهيم روز شما را به سمت گذشته ورق بزنيم، گذشته اي كه برايمان ثمره اي جز درد و اندوه به همراه نخواهد داشت. بزرگان گفته اند بازخواني خاطرات تلخ گذشته زندگي را تباه مي سازد اما عظمت و ابهت آنان كه امروز اين خاطرات را برايمان در اذهان بر جاي گذاشتند آنقدر با ارزش است كه بدانها بينديشيم، بنگريم تا هم شما بخوانيد و بدانيد.
مي خواهيم از آنهايي بگوييم كه دستشان از داشته هاي اين دنيا خالي اما خود در دلهاي همه جا داشتند و همه چيز و همه كس يك جامعه سالم بودند. مي خواهيم از آنهايي بگوييم كه جز بذر صداقت، فداكاري، وقار، مهرباني، صفا و صميميت نكاشتند، مي خواهيم از آنهايي بگوييم كه خود سنبل اميد بودند اما همگان را نااميد ساختند و تو اي روزگار عجب گلچين با سليقه اي داشتي و زمانه ايكه بي رحم ترين بود برايمان كه گلهاي زيبا و نوشكفته مان را يكي يكي پرپركرد و دستهاي سنگين و شلاقهاي سهمگين خود را بر فرقمان آنچنان فرود آورد كه تا پايان عمر نفرينمان را نثارش كنيم و به ياد روزهايي كه با اين ستاره هاي پر فروغ و درخشان واليبال در ذهن داشته ايم حسرت و افسوس بخوريم.
وامروز دومين روز ازخرداد، همان ماهي كه گلستان را سوزاند و آتشش را در دامان آنهايي ريخت كه با تكيه بر همين ستاره هايشان نقشه ها كشيده بودند و چشم هايشان را به افقهاي دور دست دوخته. آنهايي كه وقتي تمام معادلاتشان را بر هم ريخته و نقشه هاي شكيل خود را بر آب ديدند شيون سر دادند و بر سر زدند، اشك ريختند و در نهايت دستهاشان را براي خداحافظي با يك دنيا خاطره، قهرماني، اخلاق، صفا و مهرباني سلاطين بزرگ و دوست داشتني خود تكان دادند.
اما اي كاش مي شد ورق را به گونه اي ديگر برگرداند و دست به دامان زمانه شد كه اين داغ امروز بر دلهامان نمي ماند اما نه، نمي شود همانطور كه يك سال پيش هم نشد. حالا بهتر مي توان فهميد و اين گفته بزرگان را درك كرد كه «روزگار بهترين آموزگار است و زمانه بي رحم» . وفردا سومين روز از همين ماه بديمن، ماهي كه ديگر نمي توند براي جامعه واليبال گلستان يادآور روزها و خاطرات خوش باشد بلكه سانحه دلخراشي را در اذهان تداعي مي كند كه ستارگان پر فروغ آنها را به سادگي از دستشان در آورد و سرنوشت را به گونه اي رقم زد كه تنها بهت و حسرت و افسوس باقي ماند.
و امروز اهالي واليبال از خاطرات خوش و روزهايي مي گويند كه با اين سه مرد بزرگ دريادشان نقش بسته است:

محمد حسين شفقي:
افسوس خوردم


محمد حسين شفقي داور بين المللي واليبال وعضو كميته داوران فدراسيون كشور آخرين بازي اين مهره هاي ارزشمند واليبال گلستان را در رقابتهاي اميدهاي كشور مقابل تيم تهران سوت زده بود مي گويد:
وقتي آن حادثه ناگوار اتفاق افتاد واقعا تاسف خوردم و به زادگاهشان آمدم تا در غم از دست رفتن آنها شريك شوم. حاج خوشگلدي از همكاران و دوستان بسيار خوبم بود و در هر مسابقه اي كه به عنوان مربي يا سرپرست مي آمد آنقدر برخورد خوبي با بچه ها داشت كه افراد بسياري را به سوي خود جلب مي كرد.
در هر مسابقه اي كه به عنوان داور يا مسئول مسابقات حضور داشتم ميكائيل را فردي خوش اخلاق و خوش بر خورد ديدم و همين باعث شد حتي با اختلاف سني زياد بين ما، او را همچون پسرم دوست داشته باشم.
با غياث هم دوستي خوبي داشتم و درطول دوران بازي اش، اگرخطايي از وي گرفته مي شد دستش را به نشان احترام به داوران بالا مي آورد و همين باعث شده بود غياث در دل تمام داوران و اهالي واليبال ها جا داشته باشد . من مجددا اين ضايعه دردناك را تسليت عرض مي نمايم و اميدوارم خانواده هاي اين عزيزان را در شاديهاي بزرگ ببينم.

عبدالجبار دولو:
ستونهاي واليبال گلستان شكست

مربي اسبق تيم ملي واليبال نشسته ايران و مربي تيم نئوپان گنبد در ليگ برتر باشگاههاي كشور، با اندوه فراوان از شخصيت دوست داشتني ستونهاي محكم واليبال استان مي گويد:
آنان كه امروز از اين سه قهرمان بزرگ مي گويند و تعريف و تمجيد مي كنند نه آنكه به خاطر از دست دادنشان باشد بلكه آنها با رفتارهاي گرم و خوب و شخصيت مثبتي كه داشتند توانستند همه را از خود راضي نگه دارند و اين ضايعه به همين خاطر براي جامعه واليبال بسيار سنگين بود.
با خوشگلدي دوران بسيار خوبي داشتم و درسهاي بسياري از او آموختم، فردي آرام، قهرمان وسر به زير واقعا دوست داشتني با علم و دانش خوبي كه داشت در واليبال آق قلا با آن عظمتش چهره هايي سر شناس چون مرحوم غياث الدين، برادران سن سبيلي و… را تربيت كرد. غياث هم فردي مومن بود كه هرگز نمازش را ترك نمي كرد،‌كاپيتان نئوپان وزنه اي بود كه تيمش بهترين نتيجه را در چند سال حضورش در ليگ زماني گرفت كه مديون او شد. غياث در زمين يك رهبر و بازوي مربي بود و بازيكنان ديگر او را الگوي خود قرار داده بودند و به او احترام مي گذاشتند.
با ميكائيل هم در اردوها در ارتباط بودم مهمترين خصوصيت و ويژگي او احترام به مربيان و پيشكسوتان و وقار و متانت اش بود. به هر حال اينان از سه نسلي بودند كه مي توانستند ستون هاي محكم واليبال استان شوند نسلي بزرگ با كوهي از تجارب، نسلي ميانه در پايان دوران بازي و آغاز راه پرفراز مربيگري و نسلي جوان در آغاز شكوفايي كه خيلي به آنها احتياج داشتيم. به هر طريق تقدير اين چنين رقم خورد….

ميكائيل تاجر:
هر چه بگويم كم گفته ام

بازيكن جوان و خوش تكنيك گنبدي كه آخرين تجربه اش در كنار ميكائيل به فينال اميدهاي ايران در رشت بر مي گشت، هرگز نتوانست پايكوبي درون زمين بازي را به جشن قهرماني در شهر خود بدل كند. تاجر به اين چند جمله بسنده مي كند:
زماني كه در اردوي نوجوانان بودم با ميكائيل كه در اردوي جوانان بود آشنا شدم و از آنجايي كه بي تجربه بودم قوانين اردو را به من ياد داد و كمكم مي كرد. با غياث در نئوپان آشنا شدم،‌ بازيكني خوش تكنيك با كوله باري از تجربه در كنار مديريتي كه درتيم داشت مهر بسيار با ارزشي بود و فردي كه در اخلاق از همه سر داشت. و حاج خوشگلدي معلم اخلاق و الگويي بسيار عالي براي نوجوانان و جوانان كه هر آنچه از او بگويم كم گفته ام.»
در پايان صحبتهاي دولو يك بند متوجه مسوولان ورزش بويژه واليبال است و آن توجه به خانواده هاي اين سه عزيز است كه هرگز نبايد به فراموشي سپرده شوند. مادر و خواهران ميكائيل، همسر و فرزندان غياث و مهمتر فرزندان خوشگلدي و زندگي محقر روستايي و بزرگترين وظيفه اي كه بر دوش مسوولان ورزش و فدراسيون واليبال بوده همان اقدام سازنده اي است كه بعد از گذشت يكسال همچنان بي رنگ مانده است.    منبع: روزنامه گلشن مهر


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد