شرکت در انتخابات بدون ارائه
برنامه اي دموکراتيک و اثربخش به نفع کدام ترکمن است؟
ت. آتاباي
وبلاگ ياغتي ترکمنصحرادوشنبه، 26 ارديبهشت
1384اين روزها بحث شرکت
کردن در انتخابات رياست جمهوري در ايران وارد مرحله و فاز جديدي شده و بسياري از
روشنفکران و فرهنگيان و روزنامه نگاران و ديگر طيف هاي علاقمند به سرنوشت مردم ترکمن
به نحوي در مقابل آن عکس العمل نشان مي دهند. بنا به اخبار هفته نامه صحرا نيز اخيراحدود
30 نفر از روشنفکران و روزنامه نگران و فرهنگيان ترکمن که از مناطق مختلف ترکمنصحرا
بوده اند طي نشستي که با دکتر معين داشته اند ضمن طرح خواسته هاي خود حمايت از کاروان
انتخاباتي جناح حکومتي به اصطلاح اصلاح طلبان را اعلام نمودند. برخي از اين خواسته
ها همانند اجراي بندهاي 12و15 و 19و...قانون اساسي بسيار کلي است و بخشي نيز همانند
رفع تبعيض لباس و مقنعه شيعي از دختران دانش آموز ترکمن و يا عدم واگذاري مراتع دامي
ترکمنها به غير نيز مشخص تر و روشن تر مي باشد.
دکتر معين نيز که بسان سلف خود يعني پرزيدنت خاتمي ترکمنصحرا و ترکمنها را مساعدترين
و قابل اطمينان ترين پايگاهي براي خود يافته است بدون اينکه بياد وعده هاي توخالي
داده شده در انتخابات قبلي باشد( که البته جمع ترکمان حاضر نيز بر عدم اجراي وعده
ها گله مندي هايي داشته اند) با همان شيوه هميشگي اشک تمساح ريختن و چرب زباني! به
تکرار وعده و وعيدها مي پردازد. ا يشان نه تنها وعده مي دهد بلکه مزورانه به توجيه
عملکرد حکومت خاتمي نيز مي پردازد. معين به ترکمنها هشدار مي دهد که شرط اجراي خواسته
هاي آنها تنها در کسب قدرت رياست جمهوري وبا پشتيباني مردم از کانديداهاي اصلاح طلبان
امکان پذير است!. ايشان و همفکرانش که براي قدرت گرفتن به اندکي بيش از پنجاه در
صد راي مردم اميد بسته اند و تغييرات بنيادي را نيز به اين درصد حداقل مشروع دهنده
حواله مي نمايند انگار يادشان رفته است که اگر راي مردم نقش و تاثير آنچناني را دارد
پس چرا آقاي خاتمي که بيش از دوسوم راي مردم را در دوره اخير در کيسه داشته نتوانست
کاري بکند؟!
حربه اي که اصلاح طلبان براي وسوسه کردن نيروهاي پيشرو مليتها پيش مي برند چندان
تازه نيست. آنان ميدانند که براي گرفتن پست هاي قدرت دائما به راي مردم احتياج دارند
ولي اين را نيز مي دانند که در ساختار حکومتي نظام فعلي اين توده ها نيستند که همانند
کشورهاي دموکراتيک قوانين و نحوه اعمال سياست را تعيين مي کنند بلکه منشا قدرت مطلقه
از بالاست و بترتيب امام و شوراي نگهبان و شوراي مصلحت فقها هستند که احاطه کامل
بر امورات را دارند و براحتي مي توانند راي نمايندگان مردم را از مجلس گرفته تا رياست
جمهوري باطل نمايند.
ترکمنها که به لحاظ موقعيت سياسي وفرهنگي هم از ستم ملي رنج مي برند و هم اينکه به
خاطر سني مذهب بودن تحت ستم هاي مذهبي نيز قرار گرفته اند براي رهايي از ستم هاي
موجود مي بايستي بر خواسته هاي انساني خود پايفشاري نمايند. بويژه در اين شرايط که
تحولات مثبتي در کشورهاي همجوار صورت پذيرفته و سيستم حکومتي فدراليستي جاي حکومت
هاي ديکتاتوري را در حال پرکردن است جمهوري اسلامي بيش از هر دوره اي مورد فشار بين
المللي قرار گرفته فرصت فراهم شده را غنيمت شمرده و هر چه رساتر و موثرتر فرياد خود
را بگوش جهانيان برسانند.
تمکين به وضع موجود و مماشات سياسي با دولت و يا جناحهايي از آن در واقع مغايرت جدي
با نيازها و خواست هاي مردم دارد. از قديم گفته اند که:" حق گرفتني است نه دادني"
بنا براين تا مادامي که آلترناتيوي قدرتمند و جدي پشتيبان مبارزه مردم نباشد تغيير
چنداني صورت نخواهد پذيرفت و در فرم و آرايش جديد حکومتي نيز شايد جابجايي چند مهره
حکومتي را شاهد خواهيم بود که مطمئنا تاثيري در بهبودي شرايط تحت ستم زندگي مليت
ها نخواهد داشت!
يکي ازابتدائي ترين حق و حقوقي که از مردم غصب گرديده در واقع حق ايجاد انجمن ها
و جمعيت هاي سياسي است. اکنون جز ستاد انتخاباتي کانديداهاي مشروعيت يافته هيچگونه
نهاد سياسي و يا فرهنگي حق حيات ندارد و بنابر اين شرکت در انتخابات نه بر اساس تمايلات
و مطالبات واقعي مردم و بلکه بر عکس درجهت تامين منافع حکام جمهوري اسلامي و تثبيت
موقعيت آنان تدارک ديده مي شود. حکامي که در هيرارشي قدرت در اين نظام بقول يکي از
نامزدهاي رياست جمهوري فعلي بيشتر از 200 نفر نيستند ولي با حيله ها و ترفندهاي سياسي
چون باند مافيايي بر هفتاد ميليون از مردم ايران فرمان مي رانند و دارايي ها و بيت
المال مردم را نيز غارت نموده اند.
بنا بر تجارب سه دهه اخير تمامي جناحهاي قدرت از محافظه کاران گرفته تا اصلاح طلب
و يا حتي اصول گرا استراتژي سياسي خود را نه بر پذيرش حقوق حقه مردم بلکه بر حفظ
نظام حکومتي فعلي بنا نهاده اند و اساسا معناي "انتخابات" براي همه اين جناح ها چيزي
غير از تجديد بيعت امت با امام نيست و نخواهد بود! از اين رو شايد درست تر مي بود
آن بخش از روشنفکران ترکمن که هنوز هم انتظار معجزه را از اين نظام تحميلي دارند
به خود بيايند و در انتخاب متد هاي خيرانديشانه خود اندکي بيشتر تعمق بنمايند.