ر. الیاسیانrajabmorad@yahoo.deچهارشنبه،
24 فروردین 1384منبع:
سایت ایل- گوناز هم اکنون در مجامع
گوناگون و در سطوح مختلف درباره انتخابات آينده رياست جمهوري بحث ميشود. با آنکه
انتخابات بخودي خود يکي از نمادهاي دمکراسي بوده و نقطه مقابل انتصاب است اما در
شرايطي ميتواند شکل پوشيده اي از انتصاب بخود گيرد.
عمق اين دمکراسي و يا صوري بودن آن بسته به نوع انتخابات ، منطقه عمل ، شرايط اقتصادي
- سياسي و اجتماعي ، متفاوت بوده و تابعي از شرکت کنندگان ، برگزار کنندگان و موضوع
انتخابات ميباشد.
در ايران تا بحال چندين انتخابات رياست جمهوري برگزار گرديده و هر بار جناحهاي مختلف
و درگير در آن شرکت نمودند و يکي از جناحها نماينده خود را به کرسي رياست جمهوري
نشاند.
تحولات چندين ساله جمهوري اسلامي نشان ميدهد که انتخابات رياست جمهوري و انتخابات
ديگر از جمله انتخابات شوراها و انتخابات مجلس نتوانسته اند تحولاتي ريشه دار را
در جامعه سبب گردند.
علل اين بي ثمري را بايد در انحصاري و هدفمند بودن انتخابات به سود قشر حاکم جستجو
نمود. سمت و سوي انتخابات همواره نه در تعميق دمکراسي و بازتاب خواسته ها و نيازهاي
اکثريت مردم جامعه ايران بلکه در جهت حفظ منافع اقشار منحصر به چارچوب هيئت حاکمه
و ولايت فقيه بوده است.
در چنين شرايطي اين سوءال پيش مي آيد که شرکت و يا عدم شرکت مردم چه تاثيري در نتيجه
انتخابات و يا روند دمکراتيزه کردن جامعه مي تواند داشته باشد ؟!
در جوامعي مثل ايران که دمکراسي شکلي ظاهري دارد نتيجه انتخابات از قبل به ميزان
نسبتا دقيقي مشخص است ؛ اما تاثير آن در دمکراتيزه کردن جامعه ، هر چند کند و سطحي
ولي غير قابل انکار است. برگزاري صرف انتخابات ، هر چند صوري پرده ايي است که چهره
خشن انحصار گرايي ، خود رايي و ديکتاتوري را ميپوشاند. اين به خودي خود دليل نامقبول
بودن حکومت قشري - فردي و گروهي را در اذهان عمومي و در انظار اکثريت مردم است.
انتخابات و ترکمنها
ترکمنهاي ايران با شمار جمعيتي اندک ، حدود سه درصد جمعيت ايران ، در سرزميني وسيع
از بندر ترکمن گرفته تا مراوه تپه و جرگلان پراکنده اند. تقسيمات کشوري و اداري نيز
به گونه اي است که ترکمنها را بين استانهاي گلستان و خراسان تقسيم نموده است.مليتهاي
ديگر ايران حداقل استاني به نام خود مثل کردستان و يا آذربايجان و ... داشته و دارند
اما ملت ترکمن حتي از داشتن چنين امتياز جزئي هم محرم بوده و است.
با در نظر داشت شرايط اجتماعي - سياسي حاکم بر ايران و وضعيت ويژه ملت ترکمن ، نقش
آن در حيات سياسي ايران در هر موردي بايد جداگانه مورد بحث و گفتگو قرار گيرد.
خوديابي و بازشناسي روح ملي گام نخست در جهت مقبوليت ملي ، احياي آداب و سنن ملي
، انسان دوستي و احترم متقابل همانا از خصايل ملي ترکمنهاست که ريشه در تاريخ ، شمانيزم
و اسطوره هايي چون کوراوغلي دارند ، مي باشد.
شرايط تاريخي ، اجتماعي - سياسي و شمار جمعيت ترکمنها به گونه ايي است که شرکت و
يا عدم شرکت آنها در انتخابات رياست جمهوري تاثيري تعيين کننده در روند انتخابات
نخواهد داشت ! کما اينکه ترکمنها بر اساس قانون اساسي جمهوري اسلامي حق نامزدي رياست
جمهوري را ندارند. ( طبق قانون اساسي ، رئيس جمهور بايد پيرو مذهب شيعه باشد )
با آگاهي بر اين واقعيت است که ترکمنها نه بعنوان شهروند ساده ايراني بلکه بعنوان
شهروند ترکمن ايراني و تشکيل صف مستقل ملي و تا حد امکان با هماهنگي با ديگر ملل
ساکن ايران مي توانند در حيات سياسي ايران ايفاي نقش نموده و بايد با مد نظر قرار
دادن شرايط زماني و موضوع اجتماعي و يا سياسي موضع گيري نمايند.
دنباله روي و يا پشتيباني از يکي از جناحهاي درگير نه تنها کمکي به بازيابي هويت
ملي نخواهد کرد بلکه باعث از هم گسيختن و از هم پاشيدگي ملي گشته و سببي بر تحليل
ملل کم شمار ساکن ايران در جمعيت غالب و سياستهاي حاکم خواهد شد.
بر پايه احيا و حفظ زبان ، سنن ، آداب و رسوم و ويژگيهاي مللي ، در يک کلام دستيابي
به هويت و يکپارچگي ملي ، بنياني است که اساس شرايط و نحوه شرکت در بازيهاي سياسي
را تعيين مي کند.