Turkmensahra

  ترکمنصحرا

بزرگداشت "آرتيق نظر سيدي" شاعر تركمن صحرا - گنبدكاووس



گزارش از ترکمنصحرا
چهارشنبه، 14 بهمن 1383
 
سالن محقر شهيد رجايي گنبدكاووس روز سه شنبه 13/11/83 پذيراي سيل مشتاقان فرهنگ و ادب تركمن بود كه از اقصي نقاط تركمن صحرا به پايتخت فرهنگي تركمنهاي ايران آمده بودند تا يكي از مفاخر گمنام شعر تركمن را ارج نهند.اين سالن در برابر آنهمه جمعيت مشتاق احساس حقارت مي نمود.
در اين مراسم كه به همت انجمن شعر و ادب تركمني ‹ميراث› و انجمن موسيقي تركمني ‹نظرلي محجوبي› ترتيب يافته بود شاعران تركمن شعرهايشان را قرائت كردند. و هنرمندان نيز به اجراي موسيقي تركمني پرداختند.
مراسم در ساعت 4 عصر آغاز شد و در ابتدا منصور طبري مدير مراسم و رئيس انجمن شعر و ادب تركمني ميراث به حضار خوشامد گفتند. پس از آن اسماعيل جاجرمي رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي گنبد درباره سيدي شاعر سخنراني كرد. سپس بخشي رحيم آتا به اجراي موسيقي سنتي تركمني پرداخت.
پس از آن نوبت به شاعران تركمن رسيد و به ترتيب ستار سوقي، قمرالدين سيدي و فرحناز داز شعرخواني كردند.
استاد آنادردي عنصري نيز مقاله اي تحقيقي با عنوان جايگاه سيدي شاعر در ادبيات تركمني را براي حضار قرائت نمودند كه بسيار جالب و حاوي نكات پژوهشي فراوان براي حضار بود. وي در اين مقاله به تفاوتهاي سيدي خوجه شاعر( آرتيق محمدسيدي از تركمن صحرا) و سيد نظر سيدي شاعر( از لباب تركمنستان) پرداخت. تا سالهاي قبل بلحاظ تشابه نام؛ اين دو شاعر را با هم اشتباه مي گرفته اند و بعد از سالها با مطالعه خصوصيات شعري اين دو شاعر و مطالعات تاريخي روشن گرديدكه اين دو شاعر با يكديگر تباين دارند. وي محتواي اشعار سيدي شاعر را تراژدي و سوز دانست در حالي كه اشعار سيد نظر سيدي (شاعر تركمنستاني) شامل جلوه هاي حماسي مي باشد. بي اعتباري دنيا؛ ايمان عميق به عدالت و مبارزه با ظلم و جور و توصيف عاشقانه يار، عمده ويژگيهاي شعري شاعر را تشكيل مي دهد.وي به گفته آنادردي عنصري از طايفه خوجه مي باشد كه نسب آنها به حضرت محمد و علي مي رسد در حالي كه سيدنظر سيدي از طايفه ارساري است.

عنصري شعر تركمن را به سه دوره تاريخي تقسيم كرد كه عبارتند از:
دوره بسترسازي (قرن 16 تا 17) كه در آن آثاري همچون اغوزنامه و گور اوغلي خلق شدند.ويژگي اين دوره تلاش شاعران تركمن در جدا شدن از سيطره ادبيات جغتايي و بومي سازي ادبيات مي باشد.
دوره شكل گيري(قرن 18) كه شعر ويژه تركمني در اين دوره شكل گرفته است و از شاخص ترين افراد آن مي توان به نورمحمد عندليب (پركارترين شاعر اين دوره) اشاره كرد.مختومقلي فراغي آخرين و شاخص ترين شاعر اين دوره مي باشد.
دوره قوام يافتگي (اواخر قرن 18 و اوايل قرن 19)كه از لحاظ تعداد؛ بيشترين شاعران تركمن به اين دوره تعلق دارند.ملانفس(سلطان عشق)؛مسكين قليچ و آرتيق محمد سيدي(شاعر تراژدي) از شاعران برجسته اين دوره مي باشند.

پس از سخنراني علمي آنادردي عنصري ميان پرده ( تئاتر ) تركمني اجرا شد و سپس نوبت به شعرخواني تأجي ايزدي، عاشور قولاق و فرزانه بني احمد رسيد.پس از آن و بعد از پذيرايي مختصر نوبت به موسيقي سنتي با اجراي صالح تكه،حميد وجداني و وكيل يمرلي رسيد.صالح تكه در اين مراسم با صداي گرم خود حاضران در همايش را به وجد آورد.باي محمد چندري، جمشيد آقجلي، توي محمد ايازي و منصور خجسته نيز از ديگر شاعران اين مراسم بودند.
جمشيد آقجلي، هنرمند تواناي تركمن نيزدر اين مراسم با تئاتر طنز خود شركت كنندگان را به خنده واداشت.
پس از آن نوبت به اجراي ذكر خنجر گروه گنبد با مديريت شمس الدين آهنگري رسيد و سپس نوبت به اجراي موسيقي پاپ تركمني رسيد.حليم بردي بركلي نژاد خواننده اي كه چندي قبل در تركمنستان اجراي برنامه داشت چند ترانه تركمني را اجرا كرد.پس از آن شاعر تواناي تركمن،عبدالقهار صوفي راد شعر زيبايي با عنوان "شاهيرينگ بورجي"را قرائت كردو سارا بهزاد و سليمه داز نيز به قرائت اشعار خود پرداختند.در اين همايش همچنين نورجان آنه محمدزاده و شهروز قرنجيك ( موسيقي پاپ) و قربان محمد روان (موسيقي سنتي) ، مجيد بابايي و تاج محمد حاج مرادي نيز از ديگر اجراكنندگان برنامه بودند و مراسم تا ساعت 8 شب ادامه پيدا كرد.

در حاشيه مراسم:

از بين افراد سياسي منطقه هيچكدام در اين همايش حضور نداشتند.
اسماعيل جاجرمي ( رئيس ارشاد اسلامي گنبد) در اين مراسم سخنراني كرد و تقريبا تا پايان همايش نيز حضور داشت. ايشان قبلا سمت مسئوليت جلسات شعر گنبد را از حدود 6-7 سال قبل به عهده داشت و آشنايي كاملي با جريانات فرهنگي روز گنبد دارند و بخشي از حمايتهاي ايشان نيز در اين همايش باعث خشنودي اهالي فرهنگ و ادب تركمن شده بود.
حضور شاعره هاي جوان تركمن نيز از ويژگيهاي مثبت اين همايش بود. اين دختران تركمن نويد آينده اي درخشان را در آسمان شعر و ادب تركمني مي دهند.
جمعيتي حدود پانصد نفر از اين همايش استقبال كردند كه بيشتر از نيمي از جمعيت را دختران و زنان تركمن تشكيل مي دادند. و تا پايان همايش نيز حضور داشتند.
كمبود امكانات صوتي مهمترين مشكل خوانندگان پاپ در اين همايش بود و جا دارد كه در گنبد مكاني با امكانات كامل و مجهز جهت اجراي مراسم هايي اين چنين ساخته شود و سالن شهيدرجايي واقعا در برابر اينهمه جمعيت مشتاق احساس حقارت نمود.
در اين مراسم همچنين حضار براي شفاي عاجل فريدون آخوند نژاد دعا كردند.
محمد آتاباي مجري اين برنامه بود كه در اين مراسم كلا به زبان تركمني مجري گري نمود.

 
گذري بر احوال و زندگي
آرتيق‌محمد سيدي (سيدي خوجه)

در چند كيلومتري شرق گنبدكاووس شاعري سر بر بالين خاك نهاده كه آثار و سروده‌هايش را در اذهان و قلوب بسياري از مردم اين منطقه به يادگار گذاشته است.
آرتيق محمد سيدي معروف به «سيدي خوجه» شاعر خوش‌قريحه و توانايي است كه در خطة تركمن‌صحراي استان گلستان باليده و آثار منظومش بيش از شخصيت تاريخي وي شهرت يافته است.
آرامگاه وي و دو فرزند جوانمرگش در قبرستاني قديمي واقع در شمال روستاي «غراوي‌لر» گنبدكاووس، از جملة مكانهاي تاريخي است كه اخيراً شناسايي و نشانگذاري شده است.
 
او در سال‌هاي دهه 1170 هجري شمسي در ميان تركمنهاي ساكن كرانه‌هاي اترك و گرگان چشم به جهان گشود. نام پدرش را «حبيب خوجه» دانسته‌اند كه صحيح نيست. زيرا وي در شعري از «حبيب خوجه» با ذكر نام ياد كرده و او را از جمله خويشاوندان خود برشمرده است. (شعر «پهلوان» در داستان «ميرحيدر…») سيدي از طوايف صاحب احترام «خوجه» بوده و به همين علّت تخلص «سيدي» را برگزيده است؛ زيرا طوايف «خوجه» نسب خود را به حضرت علي «ع» مي‌رسانند و در ميان تركمنها مقامي همچون سادات دارند. مادرش «گوهرشاد» نام داشته است.
سيدي آموزش‌هاي ابتدايي را در مكتبهاي محلي گذرانده و مطابق سنّت زمان، تحصيلات خود را در مدارس شهر خيوه ادامه داده است. آشنايي و دوستي نزديك وي با «قربان‌دوردي ذليلي» شاعر تركمن و خواهرزادة فراغي در همين دوران تحصيل اتفاق افتاده است.
سيدي به عللي تحصيلات حوزوي را ناتمام باقي‌گذاشته و به وطن خود مراجعت كرده است. وي زندگي پرفراز و نشيب و دشواري داشته است. شاعر بر اثر وفات همسرانش چهار بار ازدواج كرده؛ نام همسران وي به ترتيب: دوندي، خديجه، طوطي و شمشاد بوده و از ازدواج اول خود سه دختر داشته كه همگي در دوران كودكي وفات يافته‌اند. وي از همسر سومش صاحب دو پسر به نامهاي «ميرحيدر» و «ميرحسن» مي‌گردد كه آن دو نيز بر اثر ابتلاء به بيماري در كودكي وفات يافته و پدر را داغدار خود مي‌كنند.
مرگ دو فرزند سيدي در يك روز اتفاق افتاده و آن دو را به عنوان اولين اموات قبرستان كنوني دفن مي‌نمايند. اين واقعه تأثيري شديد و نازدودني در قلب حساس شاعر برجاي مي‌گذارد؛ تا جايي كه وي موضوع داستان «ميرحيدر و ميرحسن خوجه» را به اين تراژدي خانوادگي اختصاص داده است.
بيشتر اشعار تغزلي سيدي در وصف «خديجه» است. آخرين همسر سيدي «شمشاد» نام داشته و از تركمنهاي تكه ساكن «آرقاچ» بوده است.
سيدي به ساز و آواز و شكار پرندگان علاقه داشته و در جنگ و مبارزه، مردان ايل خود را همراهي مي‌كرد. در آن دوره تركمن‌ها از سويي با خانات خيوه و از سوي ديگر با عمّال دست‌نشانده شاهان قاجاري خصومت داشته و در زد و خورد دائم بوده‌اند. سيدي خود يك بار به اسارت نيروهاي قاجاري درآمده و از مرگ حتمي نجات يافته است. او شعر «قال ايندي» را در دوران اسارت سروده:

«غوغا گوني رستم كيبي قيزديغيم
تورا دوشوپ جاندان اميد اوزدوگيم
باشيم سيلكيپ، سرخوش بولوپ گزديگيم
عشرتلي سوردوگيم دوران، قال ايندي»

ذليلي، دوست شاعرمسلك وي نيز توسط قشون خانات خيوه اسير مي‌شود و سيدي در اين ارتباط شعر «ذليليم» را مي‌سرايد كه سراسر حاكي از صميميت و رفاقت خالصانه آن دو است.
سيدي با ذليلي از همان دوران نوجواني دوست و هم‌مدرسه‌اي بوده و در اشعار خود وي را «قيامتليق دوغان» (برادر اخروي) خوانده است. اين مسأله در راستاي تعيين دورة حيات سيدي حائز اهميت است. ذليلي جوان در شعري سيدي را چنين خطاب قرار داده: «گل سيديم يارا سيله گيده‌لي!» (دوست من سيدي! بيا تا براي ديدار يار به گردش رويم.) تمامي اين قراين حاكي از آن است كه سيدي و ذليلي همسن بوده و دوران جواني را با هم سپري كرده‌اند.
ذليلي هفت سال از عمر خود را در اسارت ازبكهاي خيوه مي‌گذراند. در دوران مفارقت، اين دو دوست توسط نامه‌هاي منظوم با همديگر ارتباط داشته‌اند كه نمونه‌هايي از آن در دست است. ذليلي در شعر «سلام سيدي» به وضع نابسامان مالي و بيماري سخت سيدي اشاره دارد:

«عذابِ قيامت چكن عذابينگ
حق برسين دردينگه شفا سيدي!»
(عذابي كه كشيده‌اي در زمره رنج قيامتت باد و حق تعالي شفاي درد تو را ارزاني دارد.)

سيدي، خود در شعر «يازلاريم قالدي» به ضعف مزاج و ناتواني خود اشاره دارد. وي دوران پيري را درك نكرده؛ ليكن تا جايي كه مي‌دانيم سيدي بر اثر اين كسالت وفات نيافته است.
بر طبق اطلاعات شفاهي موجود، يكي از حكام محلي قاجاري به نام «احمدعلي ميرزا» تركمنهاي اترك و گرگان را مورد هجوم و چپاول قرار مي‌دهد. سيدي در ميدان جنگ و حين دفاع از ايل، بر اثر زخمي مهلك جان مي‌سپارد. او را در جنب آرامگاه دو فرزند جوانمرگش ميرحيدر و ميرحسن به خاك مي‌سپارند.

آثار و سروده‌ها

اشعار سيدي از زبان بخشي‌ها و عامّه مردم و نيز دستنوشته‌هاي پراكنده گردآوري شده‌اند. امّا چندين نسخة كامل داستان «ميرحيدر و ميرحسن» از نواحي بلخان و تركمن‌صحرا به دست آمده است. متن انتقادي اين داستان به همراه مجموعه اشعار سيدي تحت عنوان «سيدي خوجه» و تدوين و مقدمه نورمحمد عاشورپور توسط نشريات قابوس در سال 1359 به زيور طبع آراسته شد.
مجموعه اشعار پراكنده سيدي در اين كتاب 34 عنوان (440 بيت) بعلاوة 38 قطعه شعر (600 بيت) مندرج در متن داستان «ميرحيدر و ميرحسن» است كه روي هم رفته حدود 1040 بيت را شامل مي‌شود. اشعار جديدي نيز يافت شده كه فعلاً به چاپ نرسيده‌اند.
زبان سيدي در مجموعه اشعارش ساده و مردمي است؛ امّا در نثر و شعر داستان «ميرحيدر و ميرحسن» به زبان ادبي روزگار خود يعني «تركي جغتايي» نظر داشته است. لغات و اصطلاحات قديمي همچون «تله‌سمك» (عجله كردن)، يانگاق (گردو)، گؤزگي (آينه)، بشيك (گهواره)، جيزه (نيزه)، يازي (بيابان)، چاو (شهرت) و … در آثار وي قابل توجه است.
مضامين شعري وي بيشتر حول و حوش توصيف يار، پند و نصيحت، بي‌اعتباري دنيا و . . . است كه تازگي چنداني ندارد. امّا سوگ‌سروده‌هاي وي در داستان «ميرحيدر و ميرحسن» بسيار تأثيرگذار و بديع است و نمونه‌هايي عالي از مرثيه‌سرايي را در ادبيات تركمن به دست مي‌دهد.
آثار سيدي خوجه در ميان عامّه مردم محبوبيت يافته، امّا با اين وجود شخصيت تاريخي وي در هاله‌اي از ابهام باقي مانده است. منشأ اين انزوا، اشتباه آشكار محققان تاريخ ادبيات تركمن است. سابقه اين مسأله به سال 1926 ميلادي بازمي‌گردد. در اين سال منتخب اشعاري تحت عنوان «سيدي» در جمهوري تركمنستان انتشار يافت. در اين كتاب اشعار «سيدي خوجه» به همراه سروده‌هاي «سيد‌نظر سيدي» شاعر ديگر تركمن گردآوري شده بود. ليكن تمامي اين اشعار را از آن سيد‌نظر سيدي دانسته و وجود شخصيتي به نام «سيدي خوجه» را انكار كرده بودند. حتي داستان «ميرحيدر و ميرحسن» نيز با نام ساختگي «قوشا پوداغيم» و به نام «سيدنظر سيدي» شاعر اهل لباب (از تركمنهاي ارساري) انتشار يافت! (عشق آباد 1993)
بدين ترتيب سيدي خوجه در جمهوري تركمنستان مورد بي‌مهري ارباب فرهنگ قرار گرفت و حتي برخي از تنگ‌نظران، تا حال حاضر مي‌كوشيدند تا شخصيت وي به دلايل واهي در محاق انكار باقي بماند.
هموطنان شاعر در تركمن‌صحراي ايران گامهاي مثبتي را در جهت معرفي صحيح وي برداشتند. مقدمه كتاب «سيدي خوجه» (نشريات قابوس 1359 ش) حقايق بسياري را در مورد شخصيت واقعي شاعر آشكار ساخت.
نويسنده اين مقدمه، در مقاله‌اي ديگر تحت عنوان «سيد‌نظر سيدي، شاعر مبارز تركمن» بار ديگر بر مباينت اين دو شاعر همنام تركمن تأكيد و ابرام كرده است. (در قلمرو مازندان، ج 1، صص 60-49)


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد