Turkmensahra

  ترکمنصحرا

سياست استحاله فرهنگي ترکمنها
در قالب تغيير نام شهرهاي ترکمن صحرا (2)


حاجي مراد گنبدي
hajimuradg@yahoo.com
سه شنبه، 6 بهمن 1383
 
         هميشه ياد گرفته ايم که در مجامع بين المللي فريادمان را به هوا بلند کنيم.در بحث تحريف عنوان خليج فارس به خليج عربي، دستگاه ديپلماسي ايران به مؤسسه نشنال جئوگرافي رسما اعتراض نموده است ولي در داخل کشور عملا مي بينيم که در شرايط مشابه حقوق مليتهاي ايراني رعايت نمي گردد.چرا؟چرا نامهاي شهرهاي ترکمني تغيير مي يابند و عناوين ناسازوار با فرهنگ ملت در ترکمن صحرا جايگزين اسامي زيباي ترکمني مي شوند؟همينطور آيا اين از بديهي ترين حقوق بشري نيست که والدين خود؛ براي فرزندانشان نام انتخاب نمايند؟چرا بايد در اين زمينه هيچ اقدامي صورت نگيرد؟آيا دخالت حکومت در نامگذاري فرزندان ورود به حريم شخصي افراد نيست؟در اين باره بايد تحرکي بين صاحبنظران اقوام و مليتهاي ايراني اعم از ترکمن، کرد، عرب، بلوچ و ترک( آذري)صورت گيرد.
 امچلي و قارقي و کتوک سه روستاهاي بزرگ ترکمن نشين در بخش گميشان(تحريف شده ي واژه کؤميش تپه) هستند که بر اثر توسعه ؛ روستاهاي مزبور به هم چسبيده اند و باهم براساس تعاريف وزارت کشور حايز شرايط تشکيل شهر مي باشد.اومچلي از مراکز جمعيتي قديم ترکمنهاي ايران مي باشد.باتصويب وزارت کشور اين سه روستا در مجموع يک شهر را تشکيل دادند.اين شايد در وهله اول به نفع منطقه باشد که چنين هم هست ولي مسئولان استاني در استانداري با اقدامي نامناسب نام اين شهر جديد التأسيس را سيمين شهر گذاشتند،که نامي اتوکشيده فارسي است که اصلا سنخيتي با تاريخ، فرهنگ و مدنيت مردم ترکمن منطقه ندارد.نمي دانيم اسم دختران کداميک از مسئولان استان(!) سيمين يا نگين است که اين شهر به اسم آنها نامگذاري شده است ولي چرا بايد چنين شود؟آيا درباره نامگذاري شهر جديد اومچلي ـ قارقي نظر مردمي که ساکن آنشهر هستند به عنوان صاحبان اصلي شهر در نظر گرفته شده است؟و چرا در اين باره از فعالان فرهنگي و اصحاب تفکر در شهر مزبور نظر خواهي نشده است و چه کسي از مردم ترکمن به نمايندگي آنها پيشنهاد نامگذاري شهر به سيمين شهر را قبول کرده است و چرا هيچ يک از اعضاي شوراي آن شهر به نام آن که تناسبي با تاريخ و فرهنگ مردم ندارد اعتراضي نکرده اند؟توجيه استانداري براي نام سيمين شهر آن بوده است که سيمين  به معناي کؤميش در ترکمني مي باشد و از نام شهر کؤميش تپه گرفته شده است.حال اگر اين چنين است چرا نام کؤميش تپه را تغيير داده اند؟و چرا نام فارسي براي شهري با جمعيت100 درصد ترکمني در نظر گرفته شده است؟
سکوت صاحبنظران منطقه باعث شده است دومين شهر ترکمن نشين نيز باتحريف و تغيير عنوان ترکمني در منطقه جنوب گنبد کاووس ( شامل نظام آباد، مأمي زيتونلي و پورجان آخون)با عنوان نگين شهر(!) ايجاد گردد و حال چرا نبايد ترکمنهاي ايران و صاحبنظران اين ملت در اعتراض به اين اقدام ضد ترکمني کاري نکنند و ساکت و خاموش نظاره گر هجمه به فرهنگشان در دل ترکمن صحرا باشند و چرا هيچ کدام از به اصطلاح سياسيون منطقه( اعم از فرمانداران ترکمن و نمايندگان گنبد و ساير جاها) به اين امر اعتراض نمي کنند؟وتا کي بايد شاهد اين سکوت باشيم؟آيا نبايد فرياد اعتراضي بلند شود؟
اين مسأله( تغيير و تحريف نامهاي ترکمني و از بين بردن هويت فرهنگي نامها در منطقه)بايد اعتراض ترکمنهاي ايران را در پي داشته باشد.چه در قالب تذکر نمايندگان ترکمن در مجلس، اعتراض نهادهاي مدني ترکمن صحرا  و جمعيت هاي غير دولتي ترکمن و چه در قالب نوشتن مقالات در نشريات منطقه و بايد جلوي اين کار گرفته شود.
در اينجا بدنيست يک نکته هم تذکر داده شود که باتوجه به حساسيتهاي موجود اين مسأله بايد توسط ترکمنهاي داخل ايران حل شود و نبايد اين موضوع "سياسي" شود. به همين علت ايکاش سازماني مثل "سازمان حقوق بشر در ترکمن صحرا" در اين زمينه بيانيه اي صادر نمي نمود و ابتدا منتظر مي ماند تا ترکمنهاي داخل ايران و فعالان ترکمن در شهرهايي مثل گنبد و گرگان به اين امر اعتراض رسمي مي نمودند و بعد از آن سازمان حقوق بشر وارد عمل مي گرديد. چرا که متأسفانه ذهنيت بسيار منفي مقامات استاني عليه ترکمنهاي ايران (که عمدي مي باشد) باعث گرديده است که هر اقدامي از سوي ترکمنهاي ايران را منتسب به خارج از ايران بدانند در حالي که اينچنين نيست. به هرحال واکنش سازمان حقوق بشر در ترکمن صحرا نسبت به اين قضيه در نوع خود قابل تقدير است ولي همين بيانيه باعث مي شود که هرگونه اقدام ترکمنهاي ايران در جمع آوري تومار و ...از سوي فرصت طلبان در استانداري و ساير جاها به عنوان اعتراض به دولت تلقي گردد در حالي که اين کار ماهيتي کاملا غير سياسي دارد.
مرجع تصويب نام هاي شهرها و اماکن و نيز خيابانها در استانها و مناطق کشور بر اساس قوانين موضوعه که توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي فرهنگ عمومي ايران تدوين گرديده است «گروه نظارت بر نام گذاري اماکن ـ ويژه استان ها» مي باشد که متشکل از معاون عمراني استاندار گلستان به عنوان رئيس شورا، شهردار مرکز استان (گرگان)، مديرکل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي استان گلستان، شهردار و فرماندار شهري که نام گذاري مکاني در آنجا در دستور جلسه گروه قرار گرفته است و دو تن از فرهيختگان فرهنگ و ادب فارسي در استان، به معرفي «گروه نظارت بر نام گذاري» و حکم استاندار مي باشند. حال در انتخاب نام شهر جديد التأسيس ترکمن نشين زيتونلي، پورجان آخون و نظام آباد کداميک از اعضاي فوق ترکمن هستند؟ هيچ کدام!در ضمن جالب است که در شورا دوتن از فرهيختگان فرهنگ فارسي عضو هستند که براي يک منطقه ترکمني اسم انتخاب مي کنند. طنز جالبي است! چگونه مي توان اميدوار بود که اين افراد فرهنگ ترکمني را مدنظر داشته باشند؟براي آگاهي دوستان و پژوهشگران و فعالان اجتماعي دو آيين نامه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي فرهنگ عمومي در زمينه نامگذاري اماکن و شهرها به پيوست اورده مي شود و نکات جالبي که در اين آيين نامه ها قابل تأمل است در پايان آورده خواهند شد:
 
پيوست يک:
آئين نامه نامگذاري شهرها، خيابانها، اماکن و مؤسسات عمومي
(مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي)
شهرهاي جمهوري اسلامي ايران در ظاهر و باطن بايد نمايانگر تاريخ و جغرافياي تمدن و فرهنگ اسلامي و ايراني باشد.
يکي از مصاديق اين امر، اسامي خيابانها، اماکن و مؤسسات عمومي در شهرهاست و اين اسامي در حکم شناسنامه شهرها وبيانگر ارزش هاي اعتقادي، تاريخي، فرهنگي و ملي جامعه است.
ماده اول ـ ضوابط و معيارهاي نامگذاري
1.  نام شخصيتهاي مهم تاريخ صدر اسلام و انقلاب اسلامي و شهداي گرانقدر آن و حوادث مهم تاريخ مبارزات اسلامي مردم ايران در درجه اول و نام شخصيتهاي فرهنگي، ادبي، علمي وتاريخي ايران و اسامي راجع به انديشه، فکر، و هنر و نيز مظاهر طبيعت زيباي ايران در مرتبه بعد برگزيده شود.
2.     در نامگذاري تناسب اسم و مسمّي رعايت شود.
3.     اسامي بايد رسا، کوتاه، سليس و روان باشد.
4.  از اسامي مناسبي که باعث ايجاد روحيه افتخار ملي و حماسي، انبساط خاطرو تلطيف اخلاقي و عاطفي مردم و بيانگر غناي فرهنگ و تمدن اسلامي و ايراني باشد استفاده شود.
5.  به منظور حفظ و تحکيم يکپارچگي سياسي و فرهنگي کشور و حفظ هويت ملي، نامها بايد فقط به زبان فارسي باشند.
6.     در نقاط مختلف کشور ضمن توجه به ويژگيهاي منطقه اي از اسامي شهرهاي ديگر هم استفاده شود.
7.  به منظور ايجاد پيوندهاي سياسي و فرهنگي باکشورهاي ديگر مي توان در نامگذاري اماکن باپيشنهاد وزارت امور خارجه و تأييد شوراي فرهنگ عمومي کشور از نام شخصيتهاي سياسي و مردمي خارجي يا اسامي اماکن خارجي استفاده کرد.در اين زمينه اولويت با کشورهاي اسلامي است.
8.  در نامگذاري علاوه بر توجه به شخصيت هاي ملي و قهرمانان، به شخصيت هاي محلي هر منطقه نيز توجه شود.
9.  از نام اشخاص خيري که تأسيسات مهم عام المنفعه( اعم از ديني، آموزشي، علمي، فرهنگي و هنري و تربيتي) احداث کرده اند مي توان براي نامگذاري اماکن ياد شده استفاده کرد.
10. فروشگاهها، شرکتها و مراکز کار و پيشه بايد از گذاشتن اسامي خارجي جدا خودداري کنند: نام ها بايد فقط به زبان فارسي باشد. مگر در مواردي که به تشخيص شوراي فرهنگ عمومي اين اسامي به منظور ايجاد پيوندهاي فرهنگي، علمي وسياسي انتخاب شده باشند.شيوه نامه آن را شوراي فرهنگ عمومي تهيه و ابلاغ خواهد کرد.
ماده دوم ـ موارد مشمول نامگذاري:
  1. آئين نامه نامگذاري شامل اين موارد مي شود: شهرها، شهرکها، بندرها، رودها، جزيره ها، بزرگراهها، خيابانها، بازارها و کوچه ها، مدارس و مهد کودک ها، مؤسسات تحقيقاتي و مجامع علمي و فرهنگي، تالارهاي عمومي، بيمارستانها و مراکز بهداشتي و درماني، سينماها و مراکزتفريحي و باغها و بوستانها، ميدان ها و پايانه ها، فرودگاهها و ايستگاههاي راه آهن و پالايشگاهها، کارخانه ها، بانک ها و مراکز ورزشي و مراکز کار وپيشه ...
  2. اين آئين نامه درباره اماکن جديد الاحداث است ولي در مورد تغيير اسامي نامناسب موجود لازمست برطبق شيوه نامه اي که شوراي فرهنگ عمومي براساس اين آئين نامه تنظيم و ابلاغ مي کند عمل شود.
ماده سوم ـ مرجع نظارت:
  1. نظارت بر حسن اجراي ضوابط و معيارهاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در امر نامگذاري برعهده شوراي فرهنگ عمومي است
  2. اين شورا همه ساله گزارش بررسي و نظارت و عملکرد خود را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارايه مي دهد.
ماده چهارم ـ اين آئين نامه در 4 ماده و 14 بند در جلسه مورخ 6/9/75 شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيد و آئيننامه هاي قبلي لغو مي شود.
نکاتي چند در آيين نامه فوق قابل ذکر است از آنجمله:
  • در آئين نامه نامگذاري تصويبي شوراي عالي انقلاب فرهنگي اسمي از اقوام ايران و افتخارات ملي آنان نيامده است و عملا تنوع فرهنگي کشور ناديده گرفته شذه است که اين يک ظلم آشکار است و عملا بيانگر اينست که تصويب کنندگان اين آيين نامه غير از فارس زبانان، ساير مليتها و زبانها را ايراني نمي دانند.
  •   در اين آئين نامه تصريح شده است که نامها فقط بايد به زبان فارسي باشند و سئوال اينجاست که آيا اين بند تبعيض در حق فرهنگهاي ملي ايراني همچون کرد،عرب،ترکمن و بلوچ نيست؟و چرا بايد در مناطقي که اکثريت ساکنان آنرا ساير اقوام تشکيل مي دهند بجاي استفاده از فرهنگهاي بومي از فرهنگ فارسي بهره برده شود.آيا اين امر در تضاد با اصل احترام به چند صدايي نمي باشد؟و آيا اين امر باعث تضعيف روحيه ايرانيگري ساير ملل ايراني نخواهد شد؟
  • مواد 6 و 8 و 9 که در آن بر ويژگيهاي منطقه اي تأکيد شده است صرفا اسم خيابانها منظور آنهاست نه اسم شهرها و در واقع زبانهاي غير از زبان فارسي به تصريح اين آيين نامه نمي توانند در نامگذاري شهرها مد نظر باشند.
  • ماده 2 بند 2 اين آيين نامه اشعار مي دارد که اين موارد براي نامگذاري هاي جديد است نه براي اسامي که قبلا وجود داشته اند و حال سئوال اينجاست که کداميک از اسامي قبلي شهرها و روستاها و مناطق ترکمني نامناسب بوده اند که دستخوش تغيير گرديده اند؟آيا مسئولان استاني انتخاب نام شهرهاي جديد ترکمن نشين پاسخي براي اين سئوال دارند؟
  • اين آيين نامه حقوق ملل غير فارس زبان را کاملا ناديده گرفته است در حالي که متکلمين اين زبانها 80 درصد جمعيت ايران را تشکيل مي دهند.واضح است که تصويب کنندگان اين آيين نامه زبانهايي چون کردي ، بلوچي را نيز ناديده گرفته اند درحالي که هرگاه که بخواهند آماري از جمعيت فارس زبانان ايران ارائه دهند زبانهاي کردي و بلوچي را نيز به عنوان يک گويش از زبان فارسي داخل آمار مي آورند!
  • شوراي فرهنگ عمومي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار دارد
 
پيوست دو:
آئين نامه اجرايي نظارت بر نامگذاري اماکن
(مصوب شوراي فرهنگ عمومي)
در اجراي ماده سوم« آيين نامه نام گذاري شهرها، خيابان ها، اماکن و مؤسسات عمومي» مصوب جلسه مورخ 6/9/75 شوراي عالي انقلاب فرهنگي، که شوراي فرهنگ عمومي را «مرجع نظارت» تعيين کرده است، موارد زير براي کليه دستگاههاي ذيربط لازم الاجرا است:
ماده 1 ـ از تاريخ تصويب اين آئيننامه، "گروه نظارت بر نامگذاري اماکن " از دو گروه، گروه اول مرکزي و گروه دوم ويژه استانها تشکيل مي گردد:
         الف ـ گروه مرکزي نظارت بر نامگذاري اماکن که اعضاي اين گروه متشکل اند از
           ـ  معاونت عمراني وزارت کشور ( رئيس شورا).
           ـ  دو نفر از اعضاي شوراي فرهنگ عمومي صاحب نظر در حوزه ديني و فرهنگي به انتخاب شورا و حکم رئيس شورا.
           ـ  يک نفر از اساتيد برجسته تاريخ و تمدن و فرهنگ به پيشنهاد انجمن آثار و مفاخر فرهنگي و تصويب شوراي فرهنگ عمومي.
           ـ  دو نفر از اعضاي فرهنگستان زبان و ادب فارسي جمهوري اسلامي ايران به انتخاب فرهنگستان، معرفي رئيس فرهنگستان و حکم رئيس شورا.
           ـ  نماينده وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از سازمان ميراث فرهنگي.
           ـ  نماينده شهردار تهران.
تبصره 1 ـ
الف ـ نماينده وزارت امور خارجه، در جلساتي که مربوط به اجراي بند 7 ماده اول آيين نامه نامگذاري تشکيل مي شود به عنوان عضو اصلي شرکت خواهد کرد.
ب ـ «گروه نظارت بر نام گذاري اماکن ـ ويژه استان ها»که اعضاي اين گروه متشکل اند از:
           ـ معاونت عمراني استاندار( رئيس شورا).
           ـ شهردار مرکز استان.
            ـ مديرکل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در استان.
           ـ شهردار و فرماندار شهري که نام گذاري مکاني در آنجا در دستور جلسه گروه قرار گرفته است.
           ـ دو تن از فرهيختگان فرهنگ و ادب فارسي در استان، به معرفي «گروه نظارت بر نام گذاري» و حکم استاندار.
تبصره 2 ـ «گروه مرکزي نظارت بر نامگذاري اماکن»علاوه بر انجام مأموريت هاي خود مرجع مشاوره و رسيدگي به مشکلات و ابهامات«گروه نظارت بر نامگذاري» علاوه بر انجام مأموريتهاي خود مرجع مشاوره و رسيدگي به مشکلات و ابهامات«گروه نظارت بر نامگذاري استانها» است.گروه نظارت بر نامگذاري استانها موظف است هر سه ماه گزارش عملکرد خود را براي گروه اول تهيه ، تدوين و ارسال نمايد.
ماده 2 ـ گروه مرکزي نظارت برنام گذاري موظف است سه ماه پس از تشکيل، ضوابط اجرايي و معيارهاي لازم براي اجراي بندهاي 10 گانه ماده اول آيين نامه نام گذاري را تدوين و براي تصويب به شوراي فرهنگ عمومي ارايه کند.
اين ضوابط پس از تصويب به کليه دستگاههاي اجرايي و نظارتي اعلام و ابلاغ خواهد شد.
ماده 3 ـ «گروه نظارت بر نام گذاري اماکن» چه در مرکز و چه در استانها، حداقل يک بار در ماه جلسه خواهد داشت و موارد ذيل را بررسي مي کند .دستور جلسات عبارت است از:
  1. بررسي پيشنهادهاي دستگاهها، مؤسسات و اشخاص حقيقي و حقوقي براي نام گذاري اماکن.
  2. اظهار نظر درباره عملکرد شهرداري ها و مؤسسات عمومي و خصوصي براي نام هاي تعيين شده اماکن جديد و اجراي آيين نامه ها و شيوه نامه هاي مصوب.
  3. بررسي مستمر گزارش دستگاه هاي مسئول به ويژه شهرداري هاي کشور(از طريق طرح گزارش عملکرد گروه نظارت بر نامگذاري در استان ها)درباره انگيزه تغيير نام فعلي اماکن و دلايل نامگذاري جديد براي آنها.
ماده 4 ـ «گروه مرکزي نظارت بر نام گذاري اماکن» شيوه نامه اجراي بند 10 ماده اول را بر اساس ضوابط مصوب تدوين و براي تصويب به شوراي فرهنگ عمومي، گزارش خواهد کرد.
ماده 5 ـ « گروه مرکزي نطارت بر نامگذاري اماکن» باهماهنگي رسانه هاي عمومي بويژه صدا وسيما و مطبوعات براي مشارکت و همکاري در زمينه هاي زير به شيوه مناسب اقدام کند:
  1. توليد برنامه ها و تدوين مقاله ها و گزارش هاي تبليغي درباره ضرورت اجراي مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي فرهنگ عمومي.
  2. بررسي و تهيه گزارش از نام هاي فعلي اماکن و مناسب يا نامناسب بودن آن ها.
  3. معرفي و اعلام نام ها و عناوين جديد اماکن در رسانه هاي سراسري، منطقه اي و محلي براي اگاهي مردم با گفتن دلايل و انگيزه هاي نامگذاري.
ماده 6 ـ فرهنگستان زبان و ادب فارسي، دانشگاههاي کشور، انجمن هاي علمي، ادب، هنري، و ساير دستگاههاي مسئول در کشور مي توانند نام ها و عناوين پيشنهادي خود را که با آيين نامه نام گذاري، مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي(مواد اول و دوم) هم گون و هم سو است از طريق « گروه مرکزي نظارت بر نام گذاري اماکن» به شوراي فرهنگ عمومي اعلام کنند تا در نام گذاري ها استفاده شود.
تبصره 3 ـ « گروه مرکزي نظارت بر نام گذاري اماکن»تلاش مي کند هرچه سريعتر و با همکاري دستگاههاي مسئول بانک اطلاعات نام هاي موجود و پيشنهادي را که داراي اطلاعات جامع درباره نام ها و ويژگي هاي آنها، نوع مکان و نشاني انها باشد، ايجاد کند.
ماده 7 ـ « گروه مرکزي نظارت بر نام گذاري اماکن»مکلف است هرسه ماه يک بار، گزارش کاملي از پيشنهادها، توصيه ها، نامهاي جديد اماکن عمومي و نامهاي کنوني آن ها، به همراه ارزيابي خود، به شوراي فرهنگ عمومي تقديم کند.
         اين گزارش ها، پايه و مستند اطلاعاتي تدوين گزارش منظور بند 2 ماده سوم«آيين نامه نام گذاري» خواهد بود.
ماده 8 ـ اين آيين نامه در 8 ماده و سه تبصره در هشتاد و هفتمين جلسه مورخ 9/4/1376 به تصويب شوراي فرهنگ عمومي رسيد و از تاريخ تصويب، قابل اجرا است.
چند نکته در باره آيين نامه شوراي فرهنگ عمومي:
  •  در آيين نامه مصوب شوراي فرهنگ عمومي نيز تأکيد شده است که دو تن از اعضاي گروه نامگذاري استان را افراد صاحبنظر در زمينه زبان فارسي( ونه فرهنگهاي بومي) تشکيل مي دهند.(ماده يک ـ تبصره يک ـ بند ب ـ رديف چهار)که اين در نوع خود جالب توجه است که انتخاب نامهاي شهرهاي ترکمني با افرادي است که در زمينه زبان فارسي نظر مي دهند!
  • ماده سه  اين آيين نامه برگزاري حداقل يک جلسه در ماه را براي بررسي پيشنهادات مؤسسات عمومي و خصوصي براي گروه نظارت بر نامگذاري اماکن استانها الزامي کرده است
 
سخن پاياني:
با مطالعه آيين نامه هاي مربوط به نامگذاري شهرها دردو آيين نامه فوق در مي يابيم که اين آيين نامه ها هيچ حقي را براي غير فارس زبانان قائل نمي شوند و اين در تضاد آشکار با قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است که تأکيد مي دارد بين افراد ايراني نمي توان به صرف تعلق به يک قوم و زبان و مذهب تبعيض قائل شد و قومي را و زباني را بر قومي و زباني ديگر ترجيح داد (ماده نوزده قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران). به همين دليل بايد اين آيين نامه ها در جهت حفظ و اشاعه فرهنگهاي ملل ايراني در کنار زبان فارسي تغيير يابند. بايد به فرهنگ هاي بومي و زبانهاي غير فارسي در اين آيين نامه احترام گذاشته شود. نخستين اقدام روشنفکران اقوام ايراني بايد اين باشد که براي تغيير قوانين فوق يا افزودن بندي در جهت حفظ حقوق اقوام ايراني؛ فعاليت کنند و در اين زمينه به شوراي عالي انقلاب فرهنگي و وزارت کشور و شوراي فرهنگ عمومي نهايت اعتراض خود را به اين آيين نامه اعلام نمايند.
در آيين نامه مصوب شوراي فرهنگ عمومي قيد شده است که اشخاص و مؤسسات حقيقي و حقوقي مي توانند به "گروه نظارت بر نامگذاري اماکن در استان"پيشنهاد ارائه دهند.در اين زمينه نقش فعالان اجتماعي ـ فرهنگي ترکمن صحرا بسيار حائز اهميت است.کمبود نهادهاي مدني در ترکمن صحرا موضوعي است که باعث محروم ماندن ترکمنها از حقوق اوليه خود مي شود و بايد فعالان ترکمن به تأسيس N.G.O هاي فعال فرهنگي، اجتماعي همت گمارند و از اين طريق بتوانند صداي خود را به بالا برسانند و دنبال احقاق حقوق اوليه خود باشند.
البته تشکل هايي همچون بنياد مختومقلي، جمعيت فرهنگي هنري مختومقلي کلاله، جمعيت انديشمندان صحرا و جمعيت ترکمنهاي مقيم تهران در ترکمن صحرا و ايران مجوز فعاليت دارند ولي اينکه چرا اين تشکل ها نسبت به تغيير نام شهرهاي ترکمني و استحاله آشکار فرهنگي ترکمنها هيچ واکنشي نشان نمي دهند جاي سئوال فراوان دارد.
به عنوان راهکار نهايي پيشنهاد مي شود که ترکمنهاي ايران يک مرکز مردمي (N.G.O) را براي پيشنهاد دادن نامهاي ترکمني به مناطق ترکمن نشين و پيگيري موراد مربوطه تأسيس نمايند تا از اين طريق بتوانند اطلاع رساني مطلوبي به جامعه داشته باشند و از تضييع حقوق ترکمنها جلوگيري کنند.


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد