Turkmensahra

  ترکمنصحرا

گفتمان غالب!



منبع: تورکمن يولي
www.turkmenyoli.persianblog.com
دوشنبه، 14 دي 1383
 
بحث رسيدن به تشکلي فراگير که بتواند نقش مرکز هماهنگي تمام يا لااقل اکثر نيروهاي جمعي وفردي روشنفکران ومردم را ايفا کند خميرمايهء پيشنهاد کنگرهء ملي قوم ترکمن را تشکيل ميدهد ،اين مرکز نه آنچنانکه برخي پنداشتند ازنوع کنگره هاي رسمي قانونگذاري است ونه جنبه ئي کاملا"تئوريک وعلمي (فارغ ازضرورت عمل گرايانه)دارد،بلکه درعين اداي وظيفهءروشنگري وارائهءتحليلهاي مشخص وصحيح ازشرايط براي روشنفکران ومردم ميبايستي دستورالعملهاي صريحي براي ايجادوحدت رويه بين فعالين اجتماعي وسياسي ترکمن صادر کند.
منشاء قدرت چنين نهادي دو اصل برخورد تحليلي منطقي وپشتوانهءحمايت مردمي خواهد بود که البته براي رسيدن به اين دو اصل بحث ها وگفتمان طولاني درپيش است.
اما آنچه بيش از هرچيز دغدغهءخاطر اين قلم رافراهم کرده،گريز مستمر وتاريخي برخي فعالين سياسي -اجتماعي به سوي مسائل حاشيه ئي واصل گرفتن فرع ميباشد،البته بايستي اذعان کنم اختلاف نظر دراينمورد که چه بحثي اصلي وکدام بحث فرعي تلقي شود وجود دارد واين امري غير طبيعي نيست،ليکن وقتي تقريبا"همه تاييد مينمايند مقولهءکنگره ضروري ترين گفتمان فعلي است ليکن درعمل بدنبال پيش کشيدن مباحث کم اهميت تر(البته براي ما ترکمنها)هستند به اين قلم حق دهيد که کمي گله مند باشد.
درک من از موضوع بسادگي انچه است که مينويسم اگر برداشتهاي ناصواب آنرا پيچيده مينمايانند،مرا ببخشيد.گفتمان کنگره براي تحقق وحدت رويهءما بايستي گفتمان غالب جامعه ءروشنفکري ترکمن باشد،همين !-شايد اينهمه قاطعيت نشان از روحيهءمسبدانهء گوينده داشته باشد اما من آنرا بيانگر شدت ايمان او به آنچه ميگويد تلقي ميکنم!
بهرحال دربحبوحهءهزاران سئوال وچه بايد کرد!،بالاخره يکي بايستي پيداشود که درپي ارائهءجواب (ونه سئوال)باشد،اين واقعا"درد مزمني است که ما گرفتار آنيم اکثرا"
همه چيز را زير سئوال ميبرند بدون آنکه راه حلي ارائه دهند،هرکس هم بدنبال دادن راهکار باشد قبل ازهرچيز خود را زير بارسايهء علامت سئوال بزرگي ميبيند که بر شخصيتش سنگيني ميکند وديگران ازاينکه وي را مستاءصل ميبينند،احساس رضايت ميکنند!-اما اينبار من از آندسته نيستم که کم مي آورند!وصحنه را خالي ميکنند،اگر مدتي غايبم ديديد حتم داشته باشيد که در حال تجديد قوا هستم!.يا اينکه به مخاطبانم فرصت ميدهم تا بيشتر بيانديشند.
 
گفتماني تحت عنوان رفراندوم درجريان است،گفتمان جالبيست ومن آنرا جدي وازحقوق مشروع ملت ميدانم که بايستي بدان توجه شود(هرچندنوع اينترنتي آنراجدي نميشمارم!) بااينهمه گفتمان غالب ما نميتواند باشد،حتي درمورد انتخابات رياست جمهوري هم انگيزه اي براي شرکت درآن بنظرم نمي آيد!با اين وجودکه مسئلهءعدم شرکت حقي است که قانونا"محترم بوده وکسي رانميتوان بخاطر آن تحت فشار قرار داد وازمسئلهءتحريم جداست بازهم به هيچ عنوان ورود به اين گفتمان را براي مردم خودضروري نميدانم اينها ازآن رواست که ورود به حوزهءاين گفتمان ازما چهره اي تهاجمي در ذهن متوليان قدرت ترسيم ميکند وآنها را وادار به اتخاذ روشهاي خشونت باروقهرآميزدرمقابل ماميسازدشدت عمل حکومت با ما درچنين شرايطي که هيچگونه سازمان ويکپارچگي در بين روشنفکران ومردم ما ايجادنشده است ضريب آسيب پذيري مارا بسرعت افزايش ميدهد،بنابراين من مايلم"قدرت"ومتوليانش ازما نقشي از يک مدافع سرسخت(که ازهويت وموجوديتش دفاع ميکند)درنظر داشته باشند تا مهاجمي سرسخت(که براي نابودي او خيزبرداشته است!)بزعم اين قلم فرورفتن درچنبرهءدفاعي باگفتمان غالب کنگره براي ما بهتراست تا ورود به جرگهءسرنگوني طلباني که سالهاست ازفقدان تشکلي مثل کنگره يامرکزهماهنگي رنج ميبرند وعليرغم تضادهاي استراتژيک دل به اتحادهاي خام وناپايدارتاکتيکي خوش داشته اندوتازه مارا نيزدرمعادلات آينده شان حاضر نيستند عددي بشمارآورند وچنانچه بقدرت برسند برسم سنت تاريخي اولين برنامه شان(به شکرانهءظفرمندي هايشان) قرباني کردن ماست!.
بهمين جهت معتقدم که مابايستي گفتمان غالب مخصوص به خود راپيش ببريم وساير مباحث را بعنوان گفتمان حاشيه ويا مغلوب درنظربگيريم زيرا درغير اينصورت ماهمواره پيرو پروژه هاي مدنظر سازمانها وگروههائي خواهيم بود که واقعا"به تنها چيزي که نمي انديشند منافع ملي قوم ترکمن است.من گمان ميکنم اين مطالب را (تلويحا")به برادرانم منتقل کرده باشم ليکن بازهم شاهد دست کم گرفتن اين موضوع مهم ازجانب ايشان وکش دادن موضوعات حاشيه اي ونه چندان سودمند براي مردممان هستيم.اين موضوع براي من حاکي از عقب ماندگي ذهني افراديست که درسي از تاريخ دراينمورد نگرفته اند که "کس نخارد پشت ترکمن جزناخن انگشت ترکمن!".!!...
 
صراحت لهجهءترکمني مرا به حساب اهانت به خويش ميگذارند وازاينکه با اصحاب کهف شباهتهائي در ايشان سراغ ميدهم عصباني ميشوند وآينه ميشکنند حال آنکه آينه شکستن بشهادت عقل خطاست!.من ايشان را به بازخواني چندبارهءمقالهء"اصحاب کهف"تشويق ميکنم تا شايد منظور مرا اينبار بهتر درک کنند وسوئ تفاهم ها رفع شود.
از برادرم نوربردي ايري که با مطلب وزين خود سعي در ارشاد من داشته است ازصميم قلب تشکر ميکنم واز انتقاداتش ممنونم شايد همانگونه که اومعتقد است من در بيان احساسم کمي تند رفته باشم وبايستي صبر ايوب پيشه کنم اماگمان نميکنم بتوانم دورخود چرخيدنها وتکرار عادات غير واقع بينانه وگرفتاري برخي برادرانم را درحصار
ديدگاههاي منجمد گذشته که باعث انفعال ايشان گشته است را به حساب صبر ايوب داشتن انها بگذارم!.
 
ازآنهائي که برايم نظرات ارزشمند خود را مينويسند هم قدرداني ميکنم ويادآوري مينمايم اين نظرات ميتواند مورد توجه واستفادهءساير افرادي که به وبلاگم رجوع ميکنند نيز قرار بگيرد ليکن برداشت برخي ازآنها را ازاين عبارتکه"ديگر درپالتاکهايتان شرکت نميکنم"را مترادف با دير آمدن وزود رفتن من وياس وانفعالم تلقي ميکنند صحيح نميدانم زيرا من هرگز نگفته ام"ديگر مطلب نمينويسم ونظر نميدهم بلکه روال حاکم بر اطاقهاي پالتاکي برادران مورد نظرم ونيز موضوعات مورد بحث آنها را براي خودم وحتي خود آنها آنقدر سودمند نيافتم که وقت خود را براي حضور درآن هزينه کنم ،تصورمستهلک شدن وقت اندکي که داريم باموضوعات حاشيه اي(البته براي ما)چون رفراندوم يا مسئلهء اذربايجان واحواز درحاليکه عملا"گفتمان مربوط به قوم ترکمن وبررسي سازمانيابي روشنفکرانش روي زمين مانده وخاک بخورد براي من بسيارناگوار
است من از اين برادران کمي لطف وبذل توجه بيشتري انتظار دارم.
بهرحال اصل موضوع نبايد تحت الشعاع درد دلها قرار گيرد وتبديل به گفتمان حاشيه اي ديگري شودکه خود رابعنوان گفتمان غالب بر ماچيره ميکند!،من از شما عزيزان
ميخواهم بار ديگر سعي کنيد مسئلهءقومي خود را کانون توجه سازيد ودرمسير يافتن راهکارهاي عملي براي رسيدن به مکانيزم اتحاد وهماهنگي همهءنيروهاي مخلص ودلسوز واکتيو ترکمن بکوشيد بدين منظور اين سعي را دوباره ازخود شروع ميکنم وراهکارهائي در مقالهء آينده تحت عنوان "چه بايد کرد"به رشتهءتحرير ميکشم البته بايستي يادآور شوم دچار مشغلهء فراواني هستم که اينکاررا برايم سخت کرده است ليکن نوشتن نظراتتان در ذيل اين مطلب ميتواند کار مرا تاحد زيادي آسان کند.
فراموش نکنيد گفتمان غالبتان کنگرهءملي قوم ترکمن وبررسي محتوا وراهکارهاي آن باشد-متحد،متشکل وپيروز باشيد!


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد