Turkmensahra

  ترکمنصحرا

کنگره ملي قوم ترکمن



منبع: تورکمن يولي
www.turkmenyoli.persianblog.com
جمعه، 13 آذر، 1383

ارابهء زمان باشتاب ديريست که ره ميسپارد! شايد اين همان ارابهءخدايان است! که دنيا را باخود ميبرد و هرگز بما صراحتا ازکجائي مقصدش نميگويد، و مارا در شگفتي و انفعال ياراي آن نيست که به ميل خويش مقصدش راتعيين کنيم ونه حتي جسارت پرسشي، تنها ميدانيم که بايستي رفت!
از هراکليت نقل است که گفت:هرگز در هيچ رودخانه اي دوبار شنا نکرده ام!،اين تمثيلي ميتواند باشد از تکرار ناپذيري واتفاق نيفتادگي آنچه پيش خواهد آمد، زيرا شباهت ها زائيدهءچيزي جز جهل ما نسبت به واقعيت نيست به عبارتي هيچ چيز در جهان عينا مثل چيز ديگري نميتواند باشد ازطرفي شناخت قانونمندي هستي به ما مي آموزدکه جهان همواره درحال تغيير است گذشته چيزي سواي حال است وهمانگونه آينده نيز چيزي غير ازحال خواهد بود،اين رهاورد سفر با ارابهءزمان ميباشد.

سير تکاملي تاريخ هيچگاه آنگونه نبوده است که قدرتمداران خواسته اند زيرا آنها موقعيت خويش را لايتغيير ميپندارند وخود را آمادهء مواجهه با زيرو زبرشدنها نميسازند،اصلا همهء آنها که حواسشان به تحولات نيست از قافلهء مناسبت با شرايط روز عقب ميمانند وبي ترديد رمز فاصلهء طولاني بين آدميان وجوامعشان درهمين است،حتي ابزارهاي ديروز به درد ساختارهاي امروز نميخورد بايستي همواره در پي کشف يا ابداع شيوه هاي نويني براي زنده ماندن وپيچيده تر شدن بود،آري با پيچش جاده هاي زمان بايستي خودرا تطبيق داد وگرنه قعر دره هاي تاريخ بستر جاودانهء مرگ است!.

حال اگر همين امروز شرايط به گونه اي بود که ميبايستي در ايستگاهي پياده شويم آيا ميتوانيم اميدوار باشيم که آمادگي کنار آمدن با مسائلي که انتظار مارا ميکشند ،وزنده ماندن در هوائي که ممکن است بسيار طوفنده باشدراداريم؟!

راستي آيا برنامه اي براي دست کم خوشبينانه ترين شرايط داريم؟فرض بگيريم گفته شود اکنون دوران فدراليسم فرارسيده و شما ميتوانيد برنامه هاي خود را اجرا کنيد آنگاه بايستي کدامين برنامه اي را که همه در موردش اتفاق نظر داشته باشيم دراولويت قراردهيم؟ واين همهء دغدغهء ما نميتواند باشد!، چه واقع بينانه ترآنست که بيانديشيم اگر شرايط سخت تر وپيچيده تر از اين که هست بشود چگونه ميتوانيم هويت وماهيت يا اصلا موجوديت خودرا حفظ کنيم؟

براستي اين وظيفهء کيست؟ باور ميکنم که در برداشتن اين بار مسئوليت وخطر هيچ مزد و ناني درپي نيست و ميدانم تودهء رنجديده و ستمکشيده را نيز ياراي کشيدن اين بار نخواهدبود پس رسم مروت اين بوده فرزندان عصاکش والدين باشند،دست شکستهءنسل گذشته وبال گردن نسل حال است اينرا بپذيريم!،بنابر اين مارا گريزي ازآن نيست که درپي نجات مردممان باشيم ، و مسئوليت ترکمن بودن و دغدغهء ترکمن ماندن را قبول کنيم زيرا شيرين ترين چيزها در دنيا احساس بودن و هويت داشتن است، اصالت و شخصيت و غرور ملي جزو اندک چيزهائي است که ارزش باختن نان وجان را در راه بدست آوردن وحفظ کردنشان داشته اند.

انبوه مردم امکان آنرا ندارند تا همگي در هر مورد براي پيگيري مطالبات وحقوقشان راسا تصميم گيري واقدام نمايند اين مسئله ايشانرا ناگزير به انتخاب نماينده يا نمايندگاني کرده است که بتوانند ازطرف اين تودهء ذيحق به احقاق مطالبات واستيفاي ديون مبادرت کنند،با کمال تاسف برگزيدگان انتخابات رسمي ودولتي رانمي توان به حق نمايانگر اراده وخواست مردم دانست چه، ايشان شخصيتهاي حداقلي هستند که بنا به صلاحديد حکومتها و بعنوان کم خطر ترين يا مطيع ترين افراد ممکن موفق به کسب اجازهء کانديداتوري ازجانب فيلترهاي سيستم و شوراي نگهبان متوليان قدرت ميشوند و به تعبير ديگر آنها بيش از آنکه به مردم شبيه باشند سعي در اثبات شباهتشان به متوليان حکومت وهمدلي خويش با آنها دارند! بديهي است از اين افراد نميتوان توقع مطالبهء حقي از مسئولان سيستم داشت! زيرا اين تفکر که به ايشان القائ گرديده (وامداري به شوراي نگهبان ومتوليان قدرت ، نه به انبوه ملت!) مانع مبارزه براي اعادهء حق الناس عليه تضييع کنندگان قدرت سوار اين حقوق ميباشد.
بنابراين مردم نيازمند نمايندگان واقعي خود هستند که درصورت لزوم تا سرحد تبعيت ازايشان بتوانند پيش روند ،اين موضوع بسيار حائز اهميت است ليکن بايستي براي چند سئوال پاسخي مکفي بيابيم:

اولا"اين تعداد چه کساني باشند، ثانيا" چند نفر باشند، ثالثا"چگونه انتخاب شوند، رابعا"برمبناي کدام دستورالعمل ومانيفستي کارکنند؟
خامسا" درکجا مستقر باشند؟ سادسا"قدرت و ضمانت اجرائي آنها چگونه تامين شود؟
با درک فلسفهء وجودي اين جمع که من دوست ميدارم عنوان "کنگرهءملي قوم ترکمن" داشته باشد و علت آنرا خواهم گفت، به ميزان قابل توجهي پاسخهاي مناسب در يافته خواهند شد.
اين کنگره که بعنوان فرزندان مردم ما وکالت افتخاري و نمايندگي سمبليک دارند فراگير تر از يک گروه - سازمان يا حزب خواهدبود واز نامش پيداست وابسته به شخصي خاص نميباشند بديهي است حکومتها نيز چنين ارگان يانهادي را موازي با مجلس دلخواه خود شمرده وبا آن همکاري که نه!،مقابله نيز خواهد نمود!.والبته اين موضوع ميتواند نشانهءمهم دانستن ايجاد آن از منظر دولت باشد! به همين علت ميتوان به موثر بودن آن اميد بست!.

در واقع هد ف از تاسيس چنين کنگره اي تمرين تبعيت عمومي از نهادي مردمي وروشنفکري است - اين بنا ميتواند عملا مجمع روشنفکران مردمي باشد که با رسيدن به راهکارهاي مناسب ومفيد به راهبرد مردم وروشنفکران يا سمت وسو دادن خواست و ارادهء ايشان در مسير مطالبات وبستر مبارزات ميپردازد. حداقل ايجاد اين نهاد بعنوان تجربه اي تاريخي در هدايت مردم (چه موفق بشود و چه نشود) سنگ زيرين اولين يا بارزترين تلاشها براي رسيدن به اتحاد ملي ترکمنهاست!،اين کنگره شايد نتواند قدرت اجرائي ورسمي داشته باشد ليکن به مثابه پرچمي خواهد بود که مردم را حول محور خويش جمع ميکند،بزرگترين سرمايهءآن صداقت و پشتکاروازخودگذشتگي اعضايش وبزرگترين ضمانت اجرائي اش پيروي مردم از توصيه ها ورهنمودهايش خواهد بود!.

وقتي نيروئي توان اينرا داشته باشد تا با يک رهنمود راي چندين ميليون نفر را همسو کند اين بزرگترين وحائز اهميت ترين قدرتها وضمانت اجرائي است.نمونهء تاريخي کنگرهء آفريقا که نلسون ماندلا با رهبري معنوي آن توانست مجلسي مشروع و در تبعيد را ايجاد کند وحرکت مردم راجهت ببخشد ميتواند الهام بخش ما در اينمورد باشد.

*اعضاي آن بايستي صادق وازخود گذشته وروشنفکر ترکمن باشند که مقبوليت اجتماعي در داخل وخارج داشته باشند.
*همهء افرادي از قوم ترکمن که چنين ويژگي هائي را داشته باشند ميتوانند و بايد عضو آن باشند.
*انتخاب آن با ابراز وفاداري و قسم خوردن براي مبارزه جهت احقاق حق قوم ترکمن و نيز رايزني هاي بعدي ميسر است.
*مانيفست و راهکارهاي آن ميتواند در جريان عمل و بحث هاي طولاني و کارشناسي تدوين وتعيين گردد، اصلا رسالت آن همينست!.
*محل استقرار آن صد درصد بايستي در خارج از مملکت باشد (منظور استقرار هيئت رئيسهء آنست).
*ضمانت اجرائي تصميمات کنگره ميزان پيروي مردم از آن ونفوذ ومشروعيت اين نهاد مردمي است که بايستي درعمل تقويت شود.


درمورد اين طرح بايستي بيشتر بحث وگفتگو شود ليکن چنانچه با اصل ضرورت آن موافق باشيد اجازه بدهيد پيشنهاداتي را بعنوان رهنمود مطرح کنم تا لغزشها تقليل يابد :

1-به راه خود ونتيجه بخشي آن ايمان داشته باشيد.
2-خودرا گرفتار تئوري زدگي وبدبيني هاي نيهيليستي وبازدارنده نسازيد وبه روش عمل گرائي (پراگماتيسم)روي بنهيد.
3-از عناويني چون خلق ترکمن که ايجاد سوئ ظن وتحريک ساير اقوام علي الخصوص دولت به سبب شائبهءچپ افراطي بودنتان ميکند حتي المقدور استفاده نکنيد زيرا تداعي کنندهء تندروي ها وتفکرات سازماني وحزبي خاص ميباشد(ادبيات چپ کلاسيک است).
4- همواره ابراز وتاکيد نمائيد که خواهان حفظ تماميت ارضي کشور هستيد واز اينکه هر بار ويک خط درميان! اين موضوع را يادآوري کنيد خسته نشويد زيرا بسيار وفوق العاده موضوع مهمي است ،هنوز اکثريت مردم نميدانند ميان فدراليسم وتجزيه طلبي زمين تا آسمان اختلاف است.
5-حتي الامکان از همسوئي با گروههاي مسلح قوميتي مثل کومله وغيره دوري کنيد زيرا روشهاي مليتاريستي وخشونت طلبانه نتيجهءمعکوس دارد.
6- لزومي ندارد با ورود به حوزهء بحث هاي کلان مثل ولايت فقيه وغيره خود رادچار مشکلات بيشتري کنيد رسانه هائي که دراينمورد مينويسند وميگويند به وفور موجود اند وبجاي اين موضوع تمام قواي خود را صرف توليد روشها وراهکارهاي دفاع واعادهء حق مردم رنجديدهء خود نمائيد.
7-ارتباط خود با يکديگر وداخل را گسترش وتعميق بخشيد وجهت خروج از انزوا وانفعال برنامه هاي جمعي واردوهاي خانوادگي ترتيب دهيد.
8-مسائل وفعاليتهاي اقتصادي را فراموش نکنيد وصندوقي را بدين منظور تاسيس کنيد وماهيانه مبلغي را درآن بريزيد.

همانگونه که اشاره شد اين تنها طرحي از يک پيشنهاد است و هنوز ميتوان و بايستي دربارهء آن گفتمان (ديسکورس) داشت ، ميتوانيد و بسيار خواهشمندم نظر بدهيد.


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد