نازمحمد پقه"روزنامه زن"پيروزي انقلاب
اسلامي فرصتي به دست داد تا مردم ايران بتوانند بدون توجه به نژاد ، زبان و بر
اساس آيه مبارکه: "ياايهاالذين آمنوالنا خلقناکم من ذکر و انثي وجعناکم شعوبا و
قبائل لتعارفوان اکرمکم عندالله اتقکيم." "در جهت احياي فرهنگ رو به اضمحلال خويش
گام هاي اساسي بردارند."مشروعيت چنين حقي
در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران که بزرگترين دستاورد انقلاب و گرانبهاترين
ميراث شهداي گلگون کفن مي باشد، نيز پيش بيني گرديده است.اما در اين گوشه
از سرزمين ما ، قوم ترکمن هنوز هم براي به دست آوردن حقوق مشروع و قانوني با
سازمان ثبت احوال در گير هستند. چرا که اين سازمان با تدوين کتابچه اي از نامها
امکان گسترش فرهنگ نامگذاري بين اين قوم را سلب نموده است.آزاز محمد بهلکه
که جهت دريافت شناسنامه براي فرزندش به اداره ثبت احوال شهرستان علي آباد
کتول مراجعه کرده است. در اين باره مي گويد: ""آتلان" نامي است ترکمني براي پسر و
به معناي "مهيا شدن" و "با اسب آماده حرکت شدن است." ولي ثبت احوال با اين نام
مخالف است و متصدي امر از ثبت آن در شناسنامه امتناع مي کند." وي مي افزايد:
"آنها براي نامگذاري کتابچه اي را آماده کرده اند که حتي يک نام ترکمني در
آن کتابچه چند صد صفحه اي يافت نمي شود. بنابر اين به نوعي ما را مجبور مي کنند
که نام غير ترکمني انتخاب کنيم. و با اين مساله که در روند اين کار چه بر سرر
هويت و فرهنگ قومي ما خواهد آمد، کاري ندارند.صدائي از اتاق
رئيسدر همين اثنا
صدائي از درون اتاق رئيس، تمام مراجعه کنندگان را به سوي خود جلب مي کند. صدا مي
گويد: "آقاي رئيس اين عمل عين تهاجم فرهنگي است. يعني چه که نمي شود؟ اين کتابچه
که همه اش نام هاي فارسي يا عربي است. من ترکمن، دلم مي خواهد نام دخترم يک نام
ترکمني باشد. من نمي توانم اسم دخترم را منيژه و مژگان و شهناز و معصومه و عاليه
و خيرالنسا، بگذارم."صدا دوباره با
بغضي در گلو ادامه مي دهد: "آقاي رئيس اگر شما حاضري که اسم فرزندانت را مانوئل و
وانوشکا و کاترين و بتي بگذاري من هم حاضرم." و از اتاف رئيس بيرون مي ايد.خودش را "بردي
نظري" معرفي مي کند و مي گويد: "آلان دخترم سه ساله است ولي هنوز نتوانسته ام
برايش شناسنامه بگيرم. نمي دانم اشکال در کجاست. من مي خواهم اسم دخترم را
"آيسودا" بگذارم آيسودا يعني تصوير ماه در آب. ولي اداره ثبت احوال
را و رئيس آن را هنوز که هنوز است نتوانسته ام متقاعد کنم. تقاضاي کتبي
دادم اما تهران نيز با اين اسم موافقت نکرد. اکنون "من و ثبت احوال و اين دختر بي
نام!"اين مساله بحث
همه روزه قوم ترکمن است با سازمان ثبت احوال و ادارات متبوع آن در منطقه ترکمن
نشين.آئين نامه ها
چه مي گويند؟براي اطلاع بيشتر
کم و کيف اين مساله به سراغ محمد آثين فر رئيس اداره ثبت احوال شهر آق قلا مي
رويم. وي مي گويد: "ما مجبوريم که طبق آئين نامه هاي اجرائي سازمان ثبت احوال
کشور کار کنيم و شما از اين بابت بر ما خرده نگيريد."وي مي افزايد:
"محض اطلاع بايد بگويم که قضيه از دو مشکل ناشي مي شود. اول اينکه ما
مجموعه نام هاي ترکمني را که مورد تائيد سازمان ثبت احوال کشور بلاشد
نداريم و مشکل دوم برمي گردد به خود مردم ترکمن. به عنوان مثال شخصي نام خود
يا فرزندش "ايل ياز" بوده است که با با تقاضاي کتبي تغيير نام داده و "مجتبي" نام
گرفته است. بنابر اين طبق نامه شماره 1412 ط- 24-694 سازمان ثبت احوال کشور ما
نمي توانيم نام " ايل ياز" را در شناسنامه متقاضي ثبت کنيم.همه اينها در
حالي است که طبق مفاد ماده 20 قانون ثبت احوال انتخاب نام با اظهار کننده است.در ادامه اين
گزارش نظر عيد محمد اونق کارشناس امور فرهنگي ترکمن ها را در اين مورد جويا شديم.
وي گفت: "در اين مورد دوست دارم که به آيه 13 از سوره حجرات اشاره کنم. آنجا که
خداوند مي فرمايد: "من شما را خلق کردم به شعبه ها و قبايل مختلف تا بشناسيد
همديگر را و... وي ادامه مي
دهد:" اگر قرآن کتاب آسماني ما است و عقيده داريم که عميق است و گسترده، پس
"لتعارفو" هم عميق است. بحث "لتعارفو" بحث رنگ چشم، رنگ پوست، فيزيک و ظاهر نيست،
بلکه بحث معرفت پيدا کردن به اقوام مختلف است. بحث بهادادن به فرهنگ و باورهاي
آنهاست و بحث به رسميت شناختن حقوق اساسي آنان.""اونق" همچنين مي
گويد: "ترکمن ، بلوچ، عرب، کرمانچ و ... تنوع خلقيت را نشان مي دهد و از آنجا که
زندگي مبنا و عرض و طولش امتحان و آزمايش است. اگر به اين تنوع خلقت بي اعتنا
باشيم در صف عصينانگران قرار خواهيم گرفت. بنابراين به رسميت شناختن حقوق اساسي
اقوام مختلف و احترام به فرهنگ و باورهاي آنها در دايره امتحانات الهي قرار
مي گيرد."وي در پايان مي
گويد: "حق ان است که حق اين اقوام را ادا کنيم. حال من نمي دانم سازمان ثبت احوال
کشور بر نقش ايراد مي گيرد يا بر نقاش."