Turkmensahra

  ترکمنصحرا

جاي نازمحمد پقه در صحرايمان خاليست



شيرمحمدي
shirmohammadi@web.de
جمعه، 18 شهريور 1384 
 
سويجاک بولسانگ
جان سنينگ کي، اوز ارکيمه قوي مني
گرک بولسا بازارا سال، يوي مني
ها ياغشي من، ها يامان من عزيزيم
سويجاک بولسانگ، شو دورشوما سوي مني
 
نازمحمد پقه شاعر ملي ترکمن در سال 1338 (برابر با سال 1959 ميلادي) در روستاي "اوچ دپه"  ترکمنصحرا ديده  به جهان گشود. پدرش هنرمند بود و ناز محمد پقه از کودکي با دوتار (تامديرا) او  آشنا گشت و زندگي و تفکرات او را تحت تاثير گذاشت.  او خود در اينباره گفته بود: "منينگ رباغي لاريم آتامينگ هينگيللان آيديم لاريندان اوغور آلان دير".
در افکار او از همان نوجواني نواي "تامديرا" و قدرت کلام  "آيدم" ريشه دوانيد. در زمان رژيم شاه جزو مبارزين ترکمني بود که در آق قلا عليه رژيم مبارزه کرد. او فردي سياسي بود ولي نه با گرايش هاي افراطي، زيرا با روحيه او سازگار ي نداشت. نازمحمد پقه  دنياي شاعرانه اي داشت و از ظلم  زمانه و جباران به آن پناه مي برد. در آخرين سال تحصيلات او در دبيرستان همزمان بود با سرنگوني رژيم سابق محمد رضا شاه پهلوي.
او در دبيرستان "مختومقلي" آق قلا روزنامه ديواري منتشر مي کرد و به روشنگري در ميان هم کلاسي هاي خود  مي پرداخت.
فرق ناز محمد پقه با روشنفکران سياسي ديگر منطقه در آن بود که او روحيه شاعرانه قوي داشت و شخصي با احساس بود و بدين خاطر در عمق سياست فرو نرفت. هر چند دستي به سياست داشت ولي نگذاشت که آن دست بسوزد و با آن دست توانست مبارزه خود را در عرصه اي ديگر ادامه دهد.
او آثار کلاسيک نويسندگان و شاعران ايران و جهان را مي خواند. بويژه آثار کلاسيک هاي ترکمن را با عشقي عجيب مطالعه مي کرد. آثار نويسندگان و شاعران ترکمن ترکمنستاني را نيز مطالعه مي کرد. با شاعر ايشچي ، شاعر ترکمن افغاني نيز دوست بود که يکسال پس از درگذشت ناز محمد پقه او نيز دار فاني را وداع گفت. از ميان شاعران ترکمن معاصر کريم قربان نپس را بيش از حد دوست داشت و برخي از اشعارش را نيز حفظ کرده بود و آن را  براي دوستانش مي خواند. اگر تسلط او به زبان و ادبيات کلاسيک و معاصر ترکمن نبود موفق به بيان استادانه دنيايي از تخيل، رنگ و تصاوير و همچنين تفکرات فلسفي در رباعيات خود نبود. در آن روزگار سخت بيکاري و ناداري و مشاهده آنهمه بي عدالتي که گهگاهي به فکر مهاجرت نيز  مي افتاد، قلم او و "دنياي او" يار و ياورش بودند و شايد هم اگر دنياي شاعرانه اش نبود توشه راه را بسته، مهاجرت مي کرد. راهش دراز بود ولي عمرش کوتاه ...
او بود که با نخستين مقاله هاي خود در رسانه هاي سرتاسري ايران فراتر از استان گلستان و ترکمنصحرا فرياد ترکمن ها را به گوش ديگر ايرانيان و حتي در خارج از کشور رساند. او راه را براي نويسندگان ترکمن به مطبوعات سرتاسري گشود.
نازمحد پقه از ممنوعيت نامگذاري نام هاي ترکمني در ديارش رنج مي برد، از فقر ترانه سراهاي ترکمنها "بخشي ها" مي نوشت و تاثير خوبي نيز در ميان روشفکران ترکمنصحرا داشت. بدنبال درگذشت ناز محمد پقه هفته نامه "گرگان امروز" نيز توقيف شد. او سردبيري اين هفته نامه را به عهده داشت.
در 24 شهريور سال 1381هنگامي که "ناز" دار فاني را وداع گفت جامعه ادبي ترکمنصحرا يکي از شخصيت هاي برجسته خود را از دست داد. در ازاي خدماتش سايتي گشودند. اين اولين سايت يک نويسنده، شاعر و ژورناليست ترکمن بود که به پاس خدماتش گشوده مي شد. جايگاه او هنوز هم بويژه در عرصه خبرنگاري و شعر در ترکمنصحرا خاليست. نازمحمد پقه به زبان ترکمن در ايران خدمت بزرگي کرده است. زيرا او بود که درست زمانيکه در ميان نويسندگان ترکمن "فارسي نويسي" رسم شده بود اولين و آخرين کتاب رباعي اش: "سويجگ بولسانگ ..." را نوشت. تسلط او به زبان مادري اش و استفاده او از زبان ترکمني براي بيان احساسات دروني، افکار و تخيلات خويش بي درنگ ما را مسرور از شادي مي کند و اين باور را در ما زنده مي کند که به "ترکمني" بنويسيم و زبان مادري خود  را که از آبا و اجدادمان به ما به ارث رسيده را بايد جاويدان نگهداشت و به آن افتخار کرد.
متاسفانه هنوز جامعه ادبي ترکمن و مسئولين و مقامات ادارات محلي در ارج گذاري به اين شخصيت و شاعر ملي ترکمنصحرا از خود همت نمي گذارند. تاکنون هيچ "بنيادي" بنام او گشوده نشد، مدرسه اي يا کوچه اي به نام ناز محمد پقه نامگذاري نشد. کدام مسابقه مقاله نويسي يا شعرگويي در ترکمنصحرا در سپاس از خدمات وي برگزار شد؟
جاي او در ميان يارانش خاليست.
جاي او در صحرايمان خاليست.
يادش گرامي باد !
ياتان يري ياغتي بولسين!


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد