وضعيت هنر و ادبيات در ترکمنصحرا
و آينده ي آن(بخش
اول)
نوربردي ايريشنبه،
31ارديبهشت
1384
norberdi@hotmahl.comمن قبل
از هر چيز تولد مختوم قلي شاعر و اديب بزرگ ترکمنو شرق
زمين را به همه تبريک ميگويم و مقاله ي خود را با
شعري از شاعر تقديم دوستان ميکنم .
ماختوم قلي سزله هرنه بلنينگ
اوزيگه کمليگ بيل آيتماني اولنيگ
تاراشلا شاقلاتغين کونگله گلنيگ
سندن سونکيلره يادگار بولسين .
با ايجاد کانون و ستاد در ترکمنصحرا در اوايل انقلاب هنر و
ادبيات ترکمن جهش بسيار چشمگيري از خود نشان داد . موسيقي ترکمني رايج گرديد ، دختران
ترکمن به لباسهاي ملّي خود روي آوردند ، شاعران ترکمن شعر هاي نو سرودند ، بخشيها
محبوب شدند و آهنگ سازان آهنگهاي نو نواختند و مسابقات واليبال زيبائي خاصّي به عروسيها
در شهر و روستاها بخشيد...... . با وجود اينکه هيچيک از هنر هنرمندان ترکمن در رسانه
هاي گروهي ايران جائي نداشت . هنر و ادبيات ترکمني توانست در کوتاهترين مدت
راه ده ساله را طي کند . در يک کلام هنر و ادبيات ترکمني امري همه گير در شهر و روستا
گرديد .امّا اين امر چند سال اول انقلاب بود . ايران و رهبران آن در تناقضي بسيار
جدي بسر ميبرد از يک طرف دولت مرکزي هر روز نيروي قشري ، سنّي ستيز و ضد هنر و ادبيات
قويتر ميشد و از طرف ديگر دولت هنوز کنترل کامل بر سراسر ايران رانداشت . در ترکمنصحرا
زير سايه ي ستاد و کانون هنرمندان ترکمن ميتوانستند هنر خود را در عروسيها و ديگر
اماکن ممکن در خدمت مردم بگذارند . با سرکوبي کانون و ستاد و با فروکش کردن قدرت
اين ارگانها و تحکيم هر چه بيشتر نيروي قشري شيعه در مرکز و ترکمنصحرا سپاه پاسداران
دخالت مستقيم در برگذاري مراسم هاي عروسي و محفلها کردند . آنها اغلب با خشونت بخشيها
و نوازندگان را در عروسيها و محفلها دست گير ميکردند و بسياري موارد داماد را
اسير و عروسيها را به هم ميزدند. اين اذيت و آزارها در پروسه مردم را خسته و خسته
تر ميکرد و بجاي دعوت کردن بخشيها و شاعران و نوازندگان بيشتر تمايل داشتند با نوارهاي
گوناگون عروسي ها را در محل بسته و يا اتاق هاي منزل خود برگذار کنند .
اين پروسه مدتهاي طولاني ادامه پيدا کرد . امروز تقريبآ جاي بخشيها
و نوازندگان اصيل را موسيقي هاي جديتر و فارسيتر گرفته است . در کنار همه ي اينها
سرمايه داري و روابط سرمايه در ايران و ترکمنصحرا رشد ميکرد و دست آوردهاي جديدي
را عرضه ميکرد و نوآوريهاي جديدي را طلب ميکرد .با رشد سرمايه داري و با عرضه ي کالاهاي
رنگارنگ ميزان هذينه ي مردم نيز بيشتر و بيشتر ميشد. ولي رشد روابط سرمايه در منطقه
به معني رشد سرمايه ي مردم نبود . فقر ، تنگ دستي روي آوردن به کارهاي حلال و حرام
امري بسيار عادي گشت .قبل از انقلاب و زمان انقلاب کارمند معمولي حقوقي متوسط 600
دلار ماهانه داشتند امروز حقوق 150 – 200 دلار در سطح حقوق خوب به حساب مي آيد در
نتيجه کارمند با حقوق 600 دلار قبل از انقلاب و اوايل انقلاب ميتوانست از اوقات آزاد
خود در بخشهاي مختلف هنري ، فرهنگي و ادبي خود را مشغول کند . بالا بودن تورم و بالارفتن
هزينه ي زندگي در پروسه اين وقت اضافي را از انسانهاي اشتغال ميگرفت و آنها را به
سوي شغلهاي چندگانه ميکشاند و وقتي آزاد براي اوقات بيکاري نميگذارد .همه ي اين مسائل
رشد ادبيات و هنر را براي ترکمنها تنگتر و تنگتر ميکرد و مسائل هنري ، ادبي و فرهنگي
را به سوي محفلهاي کوچکتر ميکشاند و از مشتاقان آن که سالهاي اول انقلاب هزاران هزار
انسان را در شهر و روستا به خود جلب کرده بود به محفلهاي کوچکتر کشانده شد .در جامعه
ي سرمايه داري هر چيزيکه که سود آور نباشد عمر طولاني نخواهد داشت . اين هر چيز ميتواند
کشاورزي ، صنعت ، دامپروري ، هنر ، ادبيات ، و.......غيره ... باشد . اگر تا امروز
هنر و ادبيات ترکمني سر پا مانده به دليل سود آور بودن آن نبوده بلکه تنها
به دليل همّت هنرمندان ، نخبگان فرهنگي و شاعران از خود گذشته ميباشد .زيرا بندرت
شاعري يا نويسنده اي و يا بخشي يا نوازنده اي با چاپ اثر هنري خود و فروش آن
در ترکمنصحرا سرمايه اي براي ادامه ي حيات خود دست و پا کند . در نتيجه جواناني که
به سوي هنر و ادبيات و موسيقي ترکمني کشيده ميشوند کمتر و کمتر ميشوند . اين عقب
نشيني جوانان ترکمن نه تعجب آور است ونه غير منتظره زيرا همه براي گذران زندگي پر
هذينه ي خود احتياج به در آمدي دارند تا بتوانند چرخ زندگي خود را بچرخانند و براي
آينده ي طولاني تر نيز برنامه اي داشته باشند . توجه کوتاه به زندگي شاعر بزرگ ترکمن
آقاي آهونبر بيانگر بخش بزرگي از حقايق هنري و فرهنگي ما ميباشد . شاعري که چندين
ده سال را شعر سروده بدون اينکه توانائي چاپ آثار خود را داشته باشد در کمال تنگ
دستي و تنهائي دارفاني را وداع گفت . يا شاعر جوان و بسيار بزرگ و هوشمند ترکمنهاي
ايران استاد عيد محمد اونق با تمامي تلاش خود هنوز هم قادر نيست کتاب شعر خود را
نشر دهد . اگر نشر آثار شاعران ترکمن در ايران سودآور بود و ميتوانستند هزاران هزار
نسخه ي آثار هنرمندان بفروش ميرفت احتياجي به دارا و يا دست تنگ بودن هنرمند نبود
زيرا خود چاپخانه ها دنبال اثار هنري آنان براي گرفتن امتياز چاپ ميدويدند چون براي
ناشران سودآور نيست خود شاعران و نويسندگان بايد هزينه ي بالاي آن را مقبول کنند
و سر آخر با دنيائي از کتابهاي نا فروخته به ميان بجه هاي خود بر ميگردند .
عدم رشد و نوآوري در هنر و ادبيات ترکمنهاي ايران و عدم سود آور بودن
آن به عوامل چند گانه اي بستگي دارد که من در زير به دو علت اصلي آن اشاره خواهم
کرد .
1 – رهبران ايران تاريخآ با جلوگيري از ياد گيري زبان مادري در مدارس
اولين و بزرگترين ضربه را به فرهنگ ، هنر ، شعر و موسيقي ترکمنها ميزند 99 در صد
مردم ترکمن در ايران نميتوانند از آثار هنري و فرهنگي هنرمندان ترکمن در سطح نوشتاري
استفاده کنند . شعر شاعران و کتاب نويسندگان ...و...ترکمن که به زبان ترکمني با حروف
عربي و يا لاتين نوشته ميشود فقط براي تعداد بسيار کمي قابل استفاده است . اين امر
باعث ميشود نويسنده يا شاعر و يا آثار فرهنگي به زبان ترکمني براي توليد کنندگان
آن سود آور نباشد . در نتيجه هيچ هنرمندي نميتواند هزينه ي نوآوري را سر هم کند .
2 – با پيروزي انقلاب در ايران مخصوصآ بعد از سالهاي 1365 رشد سرمايه
در ايران شتاب سريعي به خود گرفت و مشخصات بارز آنرا در مصرف انرژي ، خطوط مواصلاتي
راهها ي آسفالت و شوسه و تلفن ، و احداث مدارس ميتوان شمرد . تا پيروزي انقلاب کمتر
روستائي در ترکمنصحرا از انرژي برق استفاده ميشد و خطوط مواصلاتي چه از نظر راهها
و چه از نظر مخابراتي در وضع اسفباري بسر ميبرد بين شهرهاي ترکمنصرا جاده ي آسفالت
وجود نداشت و روستاهها ازبي راهي رنج ميبردند . مخابرات در سطح بسيار ابتدائي بين
شهرها وجود داشت روستاها عاري از مخابرات ، بود . تعداد دبيرستان در شهرها انگشت
شمار بود ودر روستاها دبيرستاني وجود نداشت . ولي بعد از انقلاب تا سال 1375 نود
و پنج 95 در صد ترکمنصحرا از انرژي برق استفاده کردند و مدارس در تمامي روستاها و
دبيرستان در بيشتر روستاهاي مرکزي به کار گرفته شد و راهها ي آسفالت به امري عادي
تبديل گشت .
ايجاد مدارس در روستاها تمايل مردم را به مدارس بيشتر کرد امروز به
جرئت ميتوان گفت نود 90درصد خردسالان ترکمن دختر و پسر به مدارس ميروند و 80
در صد مردم ترکمن با سواد هستند .ايجاد راهها فاصله ي شهر و روستا را کمتر کرد
و عرضه ي کالا را آسان نمود و فرهنگ شهر و روستا را به هم نزديک کرد . و استفاده
ي برق بهره گيري از رسانه هاي گروهي مثل راديو ، تلويزيون ، انترنت و فيلمهاي خارجي
و داخلي رادر مردم بيشتر نمود بدين ترتيب مردم ترکمن به شکل کاملآ يک طرفه
به سوي فرهنگ ، هنر ،و ادبيات مرکز به شکل التقاتي کشيده شدند بدون اينکه امکان
دست يابي و رشد و نو آوري در فرهنگ خود راداشته باشند و يا امکان ارزيابي و
مقايسه ي فرهنگ مرکز و فرهنگ صنعتي غرب و فرهنگ خود را داشته باشند .... اين
امر ناشي از بند اول بحث ما ميباشد و بسيار خطرناک و کشنده است.زيرا تا پيروزي
انقلاب يا تا سالهاي 1362 اگر فرهنگ وادبيات و هنر ترکمني در ميان مردم قوي بوده
دسترسي داشتن مردم به راديو ترکمنستان و رواج نبودن سواد فارسي و عدم دسترسي به رسانه
هاي گروهي مرکز و خارج از کشور بوده امروز همه ي شهروندان ترکمنصحرا در شهر و روستا
دستگاه تبليغاتي مرکز را در اتاق پذيرائي خود دارند و هر فرهنگ و هنري را لازم ديدند
بدون رقابت بخورد مردم ميدهند .