وضعيت هنر و ادبيات در ترکمنصرا و آينده ي آن (بخش
دوم)
راه چاره چيست ؟
نوربردي ايريشنبه،
31ارديبهشت
1384
norberdi@hotmahl.com
در شرایط فعلی ما برای حفظ و غنی کردن هنر و ادبیات خود از حداقل
امکانات برخوردار هستیم. در این شرایط ما چاره ای جز تهاجم نداریم و از کمترین امکانات
بیشترین استفاده را بکنیم .
1 – همانگونه که در بخش قبلی هم گفتم ما در جامعه ی سرمایه داری زندگی
میکنیم و فرهنگ سرمایه بر تمامی بخشهای جامعه ی ما رسوخ کرده است در این چنین جامعه
ای هرچیزی که سود آور نباشد به مرور به کنار خواهد رفت . ما با در نظر گرفتن این
واقعیت به سوی حل مشکل خود برویم به معنی دیگر هنر و ادبیات خود را سود آور کنیم
تا بتوانیم پاسخگوی نوآوریها و نیازهای جدید باشیم. برای سود آور شدن باید
قدرت سازماندهی ، قدرت تبلیغات و قدرت عرضه ی هنری ، ادبی و فرهنگی داشته باشیم در
یک کلام بازار یاب باشیم .ترکمنها و مخصوصآ آن بخش از ترکمنها که از کوچه و پس کوچه
ی بازار و بازار یابی و تبلیغات سر در میآورند باید وارد عمل شوند . هنرمند ترکمن
مخصوصآ بخشیها و سازندگان ، شاعران و دیگر عزیزان خود را به مجالس عروسیها
و مهمانیهای خصوصی محدود کرده اند ما باید این عادت را عوض کنیم و به کنسرتهای مختلف
در سراسر ترکمنصحرا بکشانیم و با فروش بلیطهای ورودی میتوانیم هم برای هنرمندان درآمدی
ایجاد شود و هم برگذار کنندگان کنسرت درآمدی خواهند داشت و به این طریق به هنرمندان
خود امکان خواهیم دادکه هنرهای جدیدخود را به مردم درسطح وسیعتری معرفی کنندو سرمایه
ی نو آوری و وقت لازم را برای نو آوری در اختیار داشته باشند .
قبل از پیروزی انقلاب بخشیها کمتر در عروسیها حظور داشتند بلکه در
مناطق مختلف در شهر و روستا کنسرتهای محفلی اجراء میکردند ولی در آن زمان بلیط ورودی
یا فروش کاستها رایج نبود بلکه حاظرین به میل خود ترانه ای را در خواست میکرد ودر
مقابل ترانه ی درخواستی خود پولی را پرداخت می نمود . ما مجبوریم این کار را امروز
به شکل مدرنتر سازمان دهیم . و محدوده ی آن را به شاعران و ادیبان و دیگر هنرمندان
گسترش دهیم .
امروز اگر هنرمندان ، ادیبان ، شاعران و نخبگان فرهنگی و ادبی نتوانند
برای عرضه ی هنرخود بازار یابی کنند و از روشها و امکانات جدید برای عرضه ی هنر خود
استفاده نکنند هنر ، ادبیات ، و فرهنگ ما روز به روز بدون اینکه خود بدانیم فراموش
خواهد شد .
2 – مهمترین مسئله ای که نخبگان هنری ، ادبی و فرهنگی باید روی آن
بحث و اندیشه کنند ، پیدا کردن راه حلی برای بر قرار کردن رابطه با ترکمنهای افغانستان
و ترکمنستان میباشد . شاید در امروز مشخص با وضعیت رهبری ایران و ترکمنستان کار زیادی
نتوانیم صورت دهیم ولی در آینده ی نزدیک خیلی چیزها عوض خواهد شد . ما تلاش کنیم
روی بازار مشترک هنری ، فرهنگی و ادبی بین کشورها فکر کنیم تا بتوانیم در بازاری
بزرگتر هنرمندان و نخبگان فرهنگی و ادبی ترکمن بتوانند دست آوردهای جدید خود را در
سه کشور عرضه کنند و به سوی نو آوری همه به کمک هم اندیشه کنند .بدون ایجاد کنسرتهای
مشترک و فروش دست آوردهای هنری ترکمنها در هر سه کشور هنر و ادبیات در ترکمنصحرا
ضربه ی جبران ناپذیری را متحمل خواهد شد .
زیرا امروز فرهنگ ، ادبیات و هنر در ترکمنصحرا کاملآ در محاصره ی
مرکز میباشدو هنر ّ فرهنگ و ادبیات ما در دو راهی قرار گرفته است امکان تحرک و نو
آوری را از آن سلب کرده اند و هیچ امکان حیات به جز فداکاری خود نخبگان آن باقی نمانده
است .
3 – برگذاری جشنوارههای موسیقی و هنر و شعر ترکمنهای جهان میتواند
برای ترکمنهای سراسر کره ی خاکی از عراق تا افغانستان و ترکمنستان بسیار مهم و با
هزینه ی کم توان دستیابی بر آن را داریم . مهم این است سازمان یافته حرکت کنیم
.
سخن آخر
ادیبان ، هنرمندان ، شاعران و نخبگان فرهنگی امروز وظیفه ی بسیار
سنگینی را بر دوش دارند . دیروز مردم ترکمن زندگی ساده ای داشت و با رسانه
های گروهی ایران و دنیای خارج رابطه ای نداشت با رشد سرمایه داری و استفاده ی وسیع
از رسانه های گروهی ایران و جهان مردم ترکمن را امروز در دو راهی قرار داده است از
یک طرف از هنر ، ادبیات و فرهنگ ترکمنی امکان استفاده و نوآوری را سلب کرده اند و
از طرف دیگر با باز شدن پای رسانه های گروهی مرکز در ترکمنصحرا مردم مخصوصآ جوانان
ترکمن به فرهنگ مرکز روی میآورند بدون اینکه امید و یا امکانی برای نوآوری در ادبیات
، هنر و فرهنگ خود داشته باشند . این امر آنها را در پذیرش فرهنگ و هنر و ادبیات
مرکز و دنیای صنعتی در کنار فرهنگ ، هنر و ادبیات ترکمن به التقات میکشاند .
ادبیات و هنر هیچ مرزی نمیشناسد و متعلق به مردم خاصی نمیباشد بلکه
به رشد جامعه و رشد اقتصادی مردم بستگی دارد و هنر و ادبیات با تحول اقتصادی مردم
و استفاده ی بیشتر از دست آوردهای جدید بشری فرم میگیرد .
دیروز حکایات و روایات بعدها رادیو وتلویزیون امروز انترنت و تلفن
سیار همه ی اینها فرهنگ و هنر و ادبیات زمان خود را شکل میدهند و هیچ کس نمیتواند
آنها را نفی کند و یا نا دیده بگیرد . ولی فاجعه آنجاست که فرهنگ مرکز و فرهنگ صنعتی
با نفی فرهنگ ، ادبیات و هنر خود به همراه باشد آنچه که رهبران ایران پیش میبرند
نابودی فرهنگ ، هنر و ادبیات ما و جای گزینی فرهنگ فارسی و شیعه ی ایران میباشد .
ما مجبوریم از حالت دفاعی بیرون آییم و دست به حمله ی فرهنگی و هنری بزنیم امروز
مرز مقاومت و تسلیم در عرصه ی فرهنگ ، هنر و ادبیات بسیار به هم نزدیک است .