نوربردي ايريسه شنبه،
27 ارديبهشت
1384norberdi@hotmahl.com
شورش در انديجان ازبکستان و عدم حمايت دنياي آزاد از شورش مردم
و سکوت مرگبار آنان در مقابل کشتار مردم بي گناه انديجان حکايت از ترس آنان از حرکت
مردم ميباشد . اگر اين کشتار در کشوري اتفاق افتاده بود که دولت آن با آمريکا، روسيه،
اروپا و چين همسوئي نداشت تا امروز چندين بار سازمان ملل اجلاس مختلف برگذار ميکرد
و اروپا ، آمريکا و روسيه ساعت به ساعت دولت حاکم را محکوم ميکردند و از اهرمهاي
فشار خود استفاده نموده و مردم را در زير بال خود ميگرفتند و توده ي سرکوب شده را
به ادامه ي شورش دعوت ميکردند. تا آنجائيکه منافع خود ايجاب ميکند با نام دموکراسي
به نيروهاي مخالف رژيمهاي ديکتاتور کمک مالي و سياسي ميکنند تا در رهائي مردم شريک
باشند . مثال گرجستان ، اکرائين نشان بارز آن ميباشد . ولي مسئله دولتهاي آسيائي
، هم پياله با قدرتهاي بزرگ به ميان ميايد بزرگترين آدمکشان و آدم خوران قهرمانان
بزرگ مبارزان تروريسم بين المللي ميشوند .
يک لحظه فکر کنيد آدم کشي در سوريه 700 جسد انسان بيگناه را در خيابانهاي
دمشق رديف ميکرد چگونه خشم دنيا را بر مي انگيخت و انزجار خود را از ديکتاتوري سوريه
نشان ميدادند .... ولي افسوس تا زمانيکه آدم خوران سر در آخور بزرگان دارند با دستان
باز نه تنها آنها ميتوانند صدها انسان بي گناه را به خاک و خون کشند بلکه ميتوانند
مردم را دسته دسته آتش زنند .
تروريست کيست ؟ آيا مردمي که از گرسنگي ، بي حقوقي به شکل مسالمت
آميز به پا خواسته و به بي عدالتيها اعتراض ميکنند و يا آناني که مسلح به پيشرفته
ترين اسلحه ها مردم را مثل خرگوش به گلوله ميبندند و اسيران خود را در روغن داغ مياندازند.
دنيا بخواهد يا نخواهد آقاي کريم اف و هم پياله هاي ديکتاتور آنها
رفتني هستند و به زنجير کشيدن مردم در عصر پيشرفته ترين تکنيکها ديگر غير ممکن ميباشد
. کساني که امروز به دنبال استعمار جديد با حمايت از ديکتاتورها و سکوت در مقابل
کشتار وحشيانه مردم بيگناه ميکنند و فکر ميکنند غلظت نفت بيشتر از خون مردم بيگناه
است راه به جائي نخواهند برد .
عصر پايان بيحقوقي ها و آزادي انسانها و ملتهاست .
با کمال تآسف بزرگان دنيا نميخواهند عصر جديد را به پذيرند و تسليم
رشد سياسي ، اجتمائي جامعه شوند .
عصر جديد عصر رقابت ، عصر شکستن انحصار صنعت و تکنيک ، عصر شکستن
مرزهاي اطلاعات ، عصر در هم شکستن مرزهاي سرمايه و توليد ، عصر رهائي ، عصر علم و
بيداري ، ميباشد . ديگر عصر ديکتاتوري و فرمان راندن روزهاي آخر خود را طي ميکند
بايد اين تحول را پذيرفت و خود را با آن همساز کرد چه سازمان ملل و چه کشورهاي صنعتي
هر کس با دنياي جديد خود را همساز نکند بازنده ي آينده ميباشند .