نوربردي ايريدوشنبه، 19 اردیبهشت 1384
norberdi@hotmail.com
خبر کوتاه بود، سه هزار نفر از نوجوانان در مدارس ترکمنستان به زبان
فارسي درس ميخوانند و در دانشگاههاي مختلف ترکمنستان در رابطه با زبان فارسي
تحقيق و پژوهش صورت ميگيرد تا نقش آن در همبستگي ملتها و دولتهاي منطقه جايگاه خود
را پيدا کند.
تا اينجا هيچ مشکلي براي هضم خبر براي خيلي از ايرانيها پيش نميآيد.
ولي اين خبر را وقتي ترکمني از شهروندان ايران ميخواند تآسف همه ي وجودش را ميگيرد
و زمين و زمان بر سرش خراب ميشود. در کشوري که دو ميليون ترکمن زندگي ميکند ولي سه
نفر دانش آموز به زبان ترکمني ندارد ...در کشوري
که بيش از صد سال ترکمنها را در خدمت خود دارد ولي در هيچ دانشگاهي زبان آنها تحقيق
و پژوهش نميشود ...
در کشوري که زبانهاي مختلف خارجي از آفريقا تا آمريکاي لاتين تدريس
و پژوهش ميشود ولي هيچ سرمايه و انرژي براي تحقيق و پژوهش براي زبانهاي ملتهاي تشکيل
دهنده ي خود صورت نميگيرد.
کساني زبان فارسي را شکر ميخوانند
که ياد گيري و آموزش زبانهاي اقليتهاي ايران را مساوي با به خطر انداختن
امنيت ملّي کشور ميدانند.
ما در کدامين دنيا و در کدامين کشور شهروند هستيم در عصري که
انسان بر همه چيز فائق آمده. زمين ، آسمان و دريا را درنورديده . دنياي انترنت تمامي
مرزها را شکسته ما هنوز هم "شکر بودن" زبان خود را به رخ هموطنان خود ميکشيم و زبان
هموطن خود را با شمشير قطع ميکنيم. وحشت تمام بدن انسان را ميگيرد وقتي زبان مادري
اقليتهاي ملي را در ايران خطري براي امنيت ملّي کشور بدانند.
چه مي شد آقاي نيازاف که خود را رهبر ترکمنهاي سراسر جهان و سردار
ترکمنها ميداند يک بار از رهبران ايران ميخواست شما که 3000 ترکمن از ترکمنهاي ترکمنستان
را در کلاس فارسي خود جا داده ايد و در دانشگاههاي ترکمنستان در رابطه با نقش و جايگاه
زبان فارسي تحقيق و پژوهش ميشود . سه نفر از ترکمنهاي ايران را اجازه ميدادند در
مدارس ايران زبان مادري خود را ياد بگيرند .
هيچکس مخالف اين نيست که شهروندان ترکمنستان زبان فارسي و يا هر زبان
ديگري را ياد ميگيرند و آموزش ميبينند. ولي وقتي زبان ترکمني در ايران از فروش مواد
مخدر هم خطرناکتر خوانده ميشود اين کلاسها معني ديگري پيدا ميکند.
چگونه ميتوان پذيرفت زبان فارسي در ترکمنستان شکر باشد ولي زبان ترکمني
در ايران عامل جدائي ، دو دستگي و خطرناک خوانده شود و جلو ياد گيري آن رابگيرند.
يک ترکمن در مدارس ايران انگليسي ، عربي ، اسپانيائي ...و..... را ميتواند ياد بگيرد
ولي حق ندارد در کشور خود زبان مادري خود را آموزش بيند. اين جاست که زبان فارسي
براي من شمشيري است که بر زبان من کشيده ميشود و عاملی می شود که روز به روز زبان
مرا کمرنگتر ، ضعيفبر می کند و در نهايت تیشه به ریشه آن می زند.