نوربردي ايريسه شنبه، 13
ارديبهشت 1384 Norberdi@hotmail.com
به پا خواستن مردم عرب خوزستان و اعتراض شديد آنان بر وضعيت موجود
زندگي و جامعه ي خود و سرکوبي شديد ملت عرب بوسيله ي ارتش و نيروي انتظامي رژيم که
باعث کشته و زخمي شدن صدها هموطن عرب و دستگيري تعداد بيشماري گرديد .
همه انتظار داشتندحرکت اعتراضي مردم خوزستان درس خوبي براي
مرکز نشينان باشد تا بتوانند زمينه هاي حقيقي اين اعتراضات را مطالعه کنند .
ولي دولتمردان ايران به سلاح قديمي "چماق جدائي طلبي" پناه برد ،
و قديميترين ، شناخته شده ترين و آسانترين راه حل را انتخاب کرد .
از بالاترين مقام دولتي تا مسئولين استاني دنبال دست هاي بلند و نا
مرئي خارجي ميگردند و بر طبل تبليغات خود ميکوبند .. که... ، مردم عرب خوزستان مردمان
شريف و غيوري هستند و هيچ مشکلي ندارند بلکه اين احزاب خارج نشين عربها ، انگليسيها
، آمريکائيها و کانال تلويزيوني الجزيره است که آتش بر دامن مردم مظلوم خوزستان ميريزند
. و مسئولين کشوري پي در پي بر جعلي بودن نامه ي آقاي ابطحي رجوع ميکنند در صورتي
که آنچه آقاي ابطحي در نامه اش نوشته بند، بند آن حتي عميقتر ، فاجعه آميزتر از آن
دهها سال در ايران عملآ اجراء ميشود .
رئيس سازمان امنيت ايران آقاي يونسي و ديگر مسئولين ايران به افليت
هاي ملّي ايران هشدار ميدهند که در دامن دشمنان خارجي نيافتند و چهار چشمي
بيدار و هوشيار باشند که عوامل خارجي دنبال اختلاف انداختن و تجزيه ي ايران
ميباشند و هزاران داستاني ديگر که همه ي ما با آن بزرگ شديم .ملتهاي بي پناه ايران
براي قيام ، شورش ،و اعتراض به تحريک خارجيها احتياجي ندارند . بلکه خود سياست مداران
ناعادل ايران چه دوران شاهنشاهي و چه در دوران "امام شاهي" بانيان آن بوده است .
رهبران ايران در سراسر تاريخ صد سال گذشته ي ايران اقليتهاي ملّي
را سرکوب کردند و آنها را از تمامي حقوق انساني محروم نمودند. اگر دولتهاي ايران
صادقانه به وضعيت ملتهاي ايران توجّه ميکردند و در جهت حل مشکلات آنها شجاعانه و
برادرانه قدم ميگذاشتند و به ملتها اعتماد ميکردند. امروز در عصر الکترونيک و ميکرو
تکنيک هيچ محدوديتي براي هيچ انساني لازم نبود آقاياني که دنبال دستهاي خارجي ميگردند
و در رابطه با اعتراضات مردم عرب خوزستان مسئوليتي را نمي پذيرند بايد منتظر طوفاني
عمومي تر و بزرگتر در هر گوشه ي ايران باشند دليلش دخالت خارجيها نيست بلکه ناتواني
رهبران ايران در جوابگوئي خواستهاي مردم ايران و اقليتهاي ملّي ايران ميباشد . اگر
باور نداريد
نگاهي به سرنوشت ترکمها بکنيد تا عمق فاجعه روشن شود و آقاي معين
نيز دنبال شکايات کتبي از طرف اصلاح طلبان ترکمن بوده ميتواند به چند مورد پائين
مراجه کند:
1 – انسان زماني ميتواند از استعدادهاي خود به کمال استفاده کند که
به زبان مادري خود مسلط باشد ، ترکمنها در ايران از اين امکان و نعمت خدا دادي
محروم هستند .
2 – هشتاد در صد شهروندان استان گلستان ترکمن هستند ولي نام استان
هيچ رابطه اي با ترکمنها و ترکمنصحرا ندارد .
3 – هشتاد در صد شهروندان استان گلستان ترکمن هستند ، ولي کمتر از
يک درصد مسئولين درجه ي اول منطقه را ترکمنها تشکيل ميدهند .
4 – دولت ايران و منتصبين آنها در استان گلستان از هر فرصتي براي
تغيير نامهاي ترکمني شهرها و روستاها استفاده ميکنند .
5 – قوانين ثبت و احوال جمهوري اسلامي در منطقه محدوديتهاي جدّي براي
نام گذاري نوزادان ترکمن ايجاد ميکند در هزاران هزار موارد نام ترکمني مورد پذيرش
مسئولين قرار نگرفته و قرار نميگيرد .
6 – ترکمنصحرا منطقه ي بسيار غني ميباشد و قدمت شهرهاي آن بيش از
صد سال ميباشد . متآسفانه عدم سرمايه گذاري و غير صنعتي ماندن شهرها باعث شده است
اقتصاد شهرهاي ترکمنصحرا در عصر تکنيک وابسته به اقتصاد روستاهاي اطراف خود باشد
.
7 – شاعران ، نويسندگان ، هنرمندان ، و نخبگان فرهنگي و ادبي ترکمنها
نه تنها به هيچ کمکي دسترسي ندارند بلکه با محدوديتهاي فراواني روبرو هستند . دولت
ايران براي به فراموشي سپردن فرهنگ و سنّت ترکمنها فرهنگ سينه زني ، و يادگيري مراسم
هاي شيعه را ترويج ميدهند.
8 – ترکمنصحرا منطقه ي کشاورزي ، دامداري ، صيادي و قاليبافي ميباشد
دولت ايران هيچ سرمايه اي براي مدرنيزه کردن در اين رشته ها نکرده بلکه با انتقال
مواد خام توليدي منطقه به مناطق ديگر باز دارنده ي اصلي مکانيزه و صنعتي شدن منطقه
گشته است .
9 – امروز جوانان ترکمن در شهر و روستا با تحصيلات عالي بيکار هستند.
در صد بيکاري در ترکمنصحرا بيشتر از هر جاي ايران ميباشد . بعضي از اين لشگر بيکاران
براي تهيه ناني بر سفره ي خود دل به دريا ميزنند و به صيد غير قانوني روي ميآورند
. نيروهاي نظامي رژيم بجاي دستگيري و محاکمه ي آنها در دادگاهي عادل و بي طرف در
حضور وکلاي خود ، آنها را شکار ميکنند و جا به جا ميکشند . به مغز هيچ انساني خطور
نخواهد کرد انساني را بخاطر صيد چند طلاجي به قتل ميرسانند .10
– ترکمنصحرا دانشگاهي ندارد و آنچه که امروز به عنوان دانشگاه استفاده ميشود جوابگوي
نيازهاي علمي امروزي را ندارد بخش بزرگي از استادان اين دانشگاهها را دبيران دبيرستانها
تشکيل ميدهند .
11 – بيش از بيست و شش سال است رهبران حکومت ايران بر طبل دمکراسي،
آزادي بيان ، آزادي قلم ، آزادي احزاب ، آزادي رسانه هاي گروهي و آزادي انتخاب مسئولين
منطقه ي زندگي خود ميکوبند . ترکمنها و ترکمنصحرا از اين حقوق انساني و به حق خود
شديدآ محروم ميباشند .12
– امروز اگر صادق باشيم بودجه ي جاري استان را به يک کارشناس اقتصادي بسپاريد و بگذاريد
بي طرفانه قضاوت کند . فاجعه ي تقسيم نا عادلانه ي دارائي و بودجه ي استان براي همه
روشن خواهد شد امروز بودجه شهرستان گرگان بيشتر از بودجه ي سراسر مناطق ترکمن نشين
استان گلستان ميباشد ...
بي اعتمادي ، مسئوليت ندادنها ، غارت بردن دارائيها ، سرکوبي و بي
رنگ کردن فرهنگ و سنّت مردم ترکمن ، جلوگيري از يادگيري زبان مادري ، نداشتن رسانه
هاي گروهي به زبان خود ، تقسيم ناعادلانه ي ثروت در استان ، عدم انتخابي بودن مسئولين
منطقه ... و ... و ... آيا همه و همه ي اين بي عدالتيها براي شورش مردم کافي نيست
؟
آيا مردم سرکوب شده و بي پناه احتياجي به تحريک خارجيها دارد ؟ آنچه
که مردم را به شورش دعوت ميکند دندانهاي بلند و دستان آهنين رژيم ميباشد.