نوربردي ايري
سه شنبه، 6 اردیبهشت 1384
norberdi@hotmail.com
بحث انتخابات رئيس جمهوري در ايران با شتاب تمام پيش ميرود و ديگر
مسائل ايران را زير شعاع خود قرار داده است. رسانه هاي گروهي ايران طوري خود
را مشغول انتخابات کرده اند که وقت بسيار کمي هم به مسئله ي اعتراضات مردم عرب خوزستان
نداشتند.
بگذريم هدف چومموگ امروز نيش زدن نيست، بلکه گزارش کنفرانسي است که
امشب يکي از برادران کانديداي رئيس جمهوري، در شهر اراک داشتند ( آقاي معين ) در
اين کنفرانس چند ده نفر حضور داشتند و مخصوصآ حضور نمايندگان احزاب ديگر نظر همه
را جلب ميکرد. با حضور پيدا کردن برادر معين حاضرين صلواتي بلند فرستادند و آقاي
معين نيز از مهمانان حاضر تشکر کرد .
حاج آقا معين صحبتهاي خود را به اصلاح و اصلاحات متمرکز کرد و تلاش
نمود حاضران را قانع کند که ايشان رئيس جمهور بهتري خواهد بود و از مردم خواست تنها
با يک نام به صندوقهاي رائي بروند و آن معين است .خلاصه بعد از پايان صحبتهاي آقاي
معين نوبت به سئوال و جوابها رسيد . يکي از حاضرين در کنفرانس که يکي از همراهان
آقاي معين نيز بود پيشنهاد کرد که سئوالها به شکل نوشته ارائه شود تا به سئوالهاي
مشابه جوابهاي ( مختلف ) داده نشود .
حاضرين با اين طرح مخالفت کردند و پيشنهاد دادند که سئوالها به شکل
مستقيم از طرف سئوال کننده طرح شود تا بحثها شکل دو طرفه به خود گيرد. آقاي معين
پيشنهاد را پذيرفت شايد چاره ي ديگري هم نداشتند چون چند دقيقه ي پيش دموکرات بودن
خود را دم به دم به رخ مردم ميکشيد.
سئوال اول را اصولگرايان طرح کردند:
سئوال –آقاي معين شما در صحبتهايتان دم به دم از اصلاحات
گفتيد، آيا رژيم اسلامي احتياج به اصلاحات دارد ؟ اگر دارد اين وظيفه ي فقه هااست
يا شما ؟
جواب – سئوال خوبي بود. خيلي از هموطنان ما اين بحث اصلاحات
را درست متوجّه نيستند . اصولآ من و هيچ کس ديگر از برادران اصلاح طلب نگفتيم
رژيم اسلامي را ميخواهيم اصلاح کنيم بلکه اين مردم هستند که بايد اصلاح شوند آقاي
خاتمي هم که رئيس جمهوراست همه اش تلاش کرد مردم را اصلاح کند وبه آنها کمک
کند تا وظيفه ي خود را در برابر دولت و امت اسلامي بهتر درک کنند. اگر شما آرايشگاه
هم برويد آقاي آرايشگر سر شما را اصلاح نميکند بلکه موي سر شما را اصلاح ميکند اينجا
اگر دقت کنيد رژيم اسلامي سرشماست و شما موي آن ميباشيد ،من بايد آرايشگر با
تجربه اي باشم تا بتوانم بدون آسيب رساندن به سر ، موي سر را اصلاح کنم
.سئوال کننده به اطراف خود نگاهي کرد و گفت من اين اصول شما را قبول ندارم ، آقاي
معين که آدم حاظر جوابي است خيلي صريح گفت شما با وجود اينکه اصولگرا هستيد هيچ اصولي
را نه قبول داريد و نه پايبند هستيد..و... .سئوال دوم را برادران تهديدگر طرح
کردند . ..سئوال . آقاي معين امروز آقاي رفسنجاني رهبر حزب ما تهديدگرايان طرح کردند
اگر اختلافات کانديدهاي حاضر کاهش نيابد خود مجبور خواهد بود زهر تلخ رياست جمهوري
را سر کشد ، اگر آقاي رفسنجاني تهديدهاي خود را عملي کند آيا شما صحنه را ترک خواهيد
کرد ؟
جواب – آقاي معين لبخندي زد و گفت اين آقاي رفسنجاني هم مرا به ياد
جوانيهاي من مياندازد . من وقتي بيست ساله بودم همسايگي ما يک بچه ي ده ساله با خانواده
ي خود زندگي ميکرد بچه ي تخسي بود هر وقت با ما کاري داشت ما را صدا ميزد اگرما نميآمديم
ميگفت نترس بيا کارت ندارم . کار آقاي رفسنجاني هم دارد شبيه کار پسر همسايه ي ما
ميشود . اگر کسي با قدرت قدم جلو نگذارد من ميآيم ، اگر دعواها فروکش نکند من خواهم
آمد، اگر منافع ملّي ايجاب کند من چاره اي جز آمدن ندارم ...مرا مجبور نکنيد
جام زهر رياست جمهوري را سر کشم...و.....هزار امّا اگر ديگر... آقا بيا نترس ما کارت
نداريم ، شما که قبلآ هم بوديد و الآن هم هستيد .از بلند شدن صداي آقاي معين آقاي
تهديدگر ناراحت شد و گفت آفاي معين مثل اينکه جنابعالي خود احتياج به اصلاحات عميقتري
داريد .....
امّا سئوال سوم را برادران آبادگر که کارت نمايندگي برادران محافظه
کار و ديگر راستگرايان را در سينه ي خود داشتند طرح کردند .سئوال – بنام خداي منّان
... آقاي معين اصلاحّيون هشت سال در قدرت بودند و تمام هشت سال را از اصلاحات حرف
زدند .... چرا شما وقت ملت را دراين هشت سال با حرف زدن از اصلاحات تلف کرديد ؟
جواب ... ببين برادر اين کاملآ درست است که ما هشت سال اول را از
اصلاحات ( حرف ) زديم و اين اصول هر کاري است. ولي ما در هشت سال دوم حرف نخواهيم
زد بلکه فغط ( صحبت ) خواهيم کرد . برادر آبادگر از جواب آقاي معين لبخندي زد و گفت
شما هم که با ما فرقي نداريد . هشت سال اول را از توبره ميخوريد و هشت سال دوم را
از آخور ...
بعد نوبت سئوال حزب نابودگران بود . البته در مورد اين حزب توضيح
کوتاهي لازم است داده شود . اين حزب بوسيله ي ملا حسني رهبري ميشود و در ايران به
عنوان صادق ترين حزب شناخته ميشود .دليل صداقت آنها را در سادگي برنامه ي آنها جستجو
ميکنند . اين برادران برنامه ي ساده و دو ماده اي دارند .
1 – خارجي - آنها اعتقاد دارند دنياي امروز اگر بخواهد پاسخگوي
نيازهاي امروز باشد تنها راهش اين است که دنيا بوسيله امامي رهبري شود که بوسيله
فقهه هاي شيعه جهان انتخاب شده باشد. و کليد تمامي بمبهاي اتمي ، بيولوژيکي ، ميکروبي
و شيميائي را به ايشان بسپارند تا امنيت جهاني تضمين شود .
2 – داخلي – ايران کشوري است اسلامي و بوسيله امام خامنه اي رهبري
ميشود و ايشان هستند که صواب را از گناه و حرام را از حلال تشخيص ميدهند در نتيجه
اين همه دنگ و فنگ انتخابات تنها براي حيف و ميل کردن بيت المال ميباشد و گناهي است
نا بخشودني و کبيره .
در هر صورت من قصد تبليغ اين حزب را نداشتم بگذريم . برادر نابودگر
سئوال خود را اينگونه طرح کرد. پس اگر اينطور است چرا اينهمه از پول بيت المال
خرج انتخابات ميکنيد؟ آقاي معين که خود را به اينگونه سئوالها آماده نکرده بود لبخندي
زد وگفت برادر بالاخره دنياي خارج و سازمانهاي بين المللي هم وجود دارد . بگذار من
داستاني براي شما تعريف کنم من جوانيهايم به سينما زياد ميرفتم من فيلم هاي صمد را
خيلي دوست داشتم روزي صمد و قوچ علي به تبعيت از باقر زاده به شهر ميروند و
در آنجا براي خود کاري دست و پا ميکنند از قضاي روزگار قوچ علي شديدآ مشغول کار بودکه
نظر صمد را بخودش جلب کرد. صمد که علاقه اي به کار نداشت به قوچ علي ميگفت
کار نکن ، کار نکن ، ولي خودت را طوري نشان بده که داري کار ميکني ... بله برادر
نابودگر داستان انتخابات ما هم قضّيه اش شبيه قضيّه ي صمد و قوچ علي ميباشد ما هم
انتخابات نميکنيم ولي خود را طوري نشان ميدهيم که داريم انتخابات ميکنيم ... برادر
نابودگر حرفي براي گفتن نداشت فقط زير زباني گفت الحق که لاک پشت را به جاي فولکس
واگن ميفروشيد ... از ميان حاضرين پير مردي دستش را بلند کرد و گفت من از طرف ملّيون
هستم ( جبهه ي ملي و نهضت آزادي) آقاي معين گفت سئوالتان را بيان داريد پير مرد گفت
آقاي معين همانگونه که خود ميدانيد امروز خطر تجزيه ي ايران از هر زماني ديگر بيشتر
شده شما براي جلوگيري از تجزيه شدن ايران چه برنامه اي داريد؟ آقاي معين دستي به
صورتش کشيد و در جواب گفت دشمنان امّت اسلامي چشم ديدن زندگي برادرانه ما را ندارند
و در سراسر تاريخ ايران آنها حداکثر تلاش خود را براي تجزيه ي ايران بکار گرفتند
ولي امت مسلمان هميشه هوشيار به عوامل نفوذي آنها ميدان ندادند. ما براي جلوگيري
از رخنه ي دشمنان خارجي بايد کشوري يک دل ، يک رنگ ، يک زبان ، يک رهبر ، يک فرهنگ
،يک لباس ،يک نام ، و بالاخره يک اّمت بسازيم تا اندازه ي سوراخ سوزن نيز جائي براي
نفوذ خارجيها وجود نداشته باشد . و در کنار همه ي اينکارها ما زحمت رهبري مناطق مرزنشينان
غيور و هميشه بيدار را خود به جان ميخريم و رواج فرهنگ همبستگي مثل سينه زني و
قمه زني و ديگر مراسم هاي امت اسلامي را در مناطق مرزنشين فراموش نميکنيم .
وقتي دشمنان اسلام اينها را ميبينند به مخمصه ميافتند و با دست پاچگي کارهائي مثل
جريان احواز راه مياندازند و از خارج آدم ميفرستند... بگذريم... ولي آخرين سئوال
امشب را حزب بي پناهان وقت داشتند. يادآوري شود اين حزب اولين روز پيروزي انقلاب
تشکيل شد و اولين و بزرگترين حزب قانوني در ايران ميباشد ( از هر چهار ايراني سه
ايراني عضو اين حزب ميباشد .) اين حزب به شکل جبهه اي اداره ميشود و اعضاي اصلي اين
جبهه را سنّيها و زنان ايران تشکيل ميدهند البته احزاب کوچکتري مثل يهوديها ، ارمنيها
، مسيحي ها و .... غيره نيز در آتش اين جبهه ميسوزند . چون اين حزب قديميترين و بزرگترين
حزب قانوني است نمايندگان آنهابه شکل گروهي آمده بودند .اولين سئوال را يک زن ايراني
طرح کرد : آيا شما در دامن يک زن بزرگ شديد يعني مادري شما را بزرگ کرد؟ آيا مادري
که شما را بزرگ کرد و به شما خوردنّ ، راه رفتن ، خنديدن ، دوست داشتن ، را آموخت
نيمه انسان بود ؟ آقاي معين از شنيدن سئوالهاي اين زن به خود ميپيچيد دستي به مويش
و گاهي نيز به ريش و گاهي نيز به چشمش ميکشد بعد از سکوت فراوان گفت که اين
تقصير من نيست که زنان نميتوانند در ايران رئيس جمهور شوند بلکه اين قانون اساسي
است که اين محدوديت را ايجاد کرده و خود به خوبي ميدانيد قانون اساسي ما قانون الهي
است و بنده ي خدا نميتواند دستي بر آن برد . اين سئوال آقاي معين را خسته کرده بود
و گفت خواهر بهتر نيست شما از نيمه ي حقوق خود براي رئيس جمهور شدن من استفاده کنيد
؟..بعد ادامه داد... اگر از حزب بي پناهان کسي سئوالي دارد طرح کند چونکه وقت جلسه
مدتهاست که تمام شده اين بود که برادري از سنّيها دستش را بلند کرد و پرسيد من نميخواهم
سئوال خواهرمان را که خيلي به جا بود تکرار کنم ولي خودم سئوالي داشتم و آن اين است
اگر شما انتخاب شويد به ملتهاي ترکمن ، کرد ، بلوچ ، و.... چه خواهيد کرد؟ راستش
را بخواهيد من چيزي را به عنوان ملت نميشناسم چيزي که من ميشناسم امّت اسلامي است
من همه ي آنها را بايک چشم نگاه خواهم کرد هر چند پيري نور چشمم را گرفته .
اين کلمه ي ملت ها امروز مد شده اين چيزي است که براي اختلاف انداختن خارجيها ، انگليسيها
و آمريکائيها راه انداختند . نگاه کنيد به غائله ي احواز از 700 نفري که دست گير
شدند 650 نفر اعتراف کردند که خارجيها گولشان زده و يا خود از خارج آمده اند برادران
تنها را ه حفظ انقلاب اتحاد است... و... اتحاد . برادر معين که مشغول اندرز حاضرين
بود يکي ازبي پناهان گفت ما ملتهاي با جمعيت کمتر به اصلاح طلبان رائي داديم ولي
شما کاري نکرديد؟ آقاي معين که خسته و عصباني به نظر ميرسيد نگاهي به سئوال کننده
کرد و گفت ما به شما قول ( داديم ) و شما به ما رائي (داديد) پس بي حساب شديم جمعيت
حاضر خنده اي کرد و مسئول کنفرانس از حاضرين تشکر کرد و ختم جلسه را اعلام نمود.