نوربردي: چومموگ 13 (طنز)
کار امروز را به فردا نگذار
!
نوربردي ايري
جمعه، 26 فروردین 1384
norberdi@hotmail.com
بلاخره کار طاقت فرسا و شبانه روزي آقاي نيازوف را خسته کرده و ايشان
را واداشته که چهار سال ديگر راه را براي جوانان باز کند .ما ترکمنها
روزگار عجيبي داريم تا يکي پيدا ميشود و تمامي مسئوليتها را به تنهائي به جان ميخرد
کار را از دستش نميگيريم تا کمر طرف زير فشارکارزياد
شکسته شود و يا اينکه عقل سليمش را از دست داده سر از بيابانها در بياورد
و فرياد زند ملت ديگر بس است کارها را خود به نحوي سر و سامان دهيد
....
در ايران اسلامي مسئوليت تمامي کارها را برادران شيعه به گردن گرفته
اند ما فقط جريمه ي خطاها را ميپردازيم.از خطبه
هاي نماز جمعه تا درس مدارس و کار وکاسبي
...بند و بست....توليد و تهيّه ي مواد مخدر.....حفاظت ماهيان دريا و کشتن جوانان
ماهيگير........خلاصه برادران شيعه زحمت اداره ي منطقه را خود به کمال تقبل کرده
اند و تمامي زحمات ريز و درشت را بدون اينکه با سئوالهاي خود آزاري به ما دهند کاملآ
به شيوه و پسند خود پيش ميبرند. اين برادران اجازه نميدهند مردم بومي دست به سياه
و سفيد بزنند .
در عراق نيز برادران عرب و کرد سر خدمت به ترکمنها سر همديگر را ميشکنند
برادران کرد و عرب آنقدر مهربان و دل سوز هستند که به خاطر کمک و رهبري و سر و سامان
دادن کارهاي ترکمنها دست به تقلبها و حّقه بازيهاي قانوني و غير قانوني ميزنند .
در افغانستان هم فقط خدا ميداند که وضع برادران ترکمن چگونه است.
کدامين ملت براي رهبري و کمک کردن به ترکمنها چنگ و دندان تيز کرده و خون جگر ميخورند
.
براستي که ما سرنوشت عجيبي داريم . آقاي نيازوف که الان نزديک 14
سال به تنهائي تمامي مسئوليت ها را به جان خريده و به تنهائي نان همه ي مردم ترکمنستان
را ميدهد و با کوشش خستگي ناپذير خود حقوق ماهانه ي مردم را به 25 دلار رسانده و
با نوشتن کتابها و شعر ها راه چاره را به مردم نشان ميدهد و نوشته هايش به وسيله
شرکتهاي انسان دوست جهاني به زبانهاي رنگارنگ ترجمه و چاپ ميشود و باعث خرسندي آقاي
رفسنجاني و ديگر مارگيران ايران ميشود . امروز با کمال تآسف بايد گفت طاقت صفر مراد
طاق شده و شکايت از سنگيني کار ميکند .
چومموگ به ياد دارد صفرمراد وقتي به اصرار و التماس مردم ترکمنستان
پاسخ مثبت داد و رئيس جمهور دائمي ترکمنستان شد پير مردي سر حال و بشّاشي بود در
هر محفلي زير پاي هر کسي تني تکان ميداد دلار ميريخت آوازه ي دلار پاشي صفر مراد
زبان زد همه و باعث فخر فروشي ما ميشد ... با گذشت زمان يواش يواش زيادي و
مشقّتبار بودن کار بر قلب جوان پير مرد سنگيني کرد. موي سفيد و نوراني رهبر
که ياد آور پاکي پنبه و سفيدي آرد ترکمن بود تبديل به زغال سوخته اي شد...
يک لحظه انصافآ خود را به جاي صفرمراد بگذاريد. شب با موي سفيد و
نوراني خود ميخوابيد فردا صبح خروس خوان با موي سياه بيدار ميشويد. چه حالتي به شما
دست ميدهد ؟
بايد خداوند يک نفر را خيلي نفرين کرده باشد و براي آزارش با موي
سياه به بازار شايعه فروشان عرضه کند .
سياه شدن رنگ موي صفرمراد و کار سنگين و طاقت فرساي ايشان در سرنوشت
مردم ترکمنستان تآثير بسيار منفي گذاشت آقاي نيازوف به مردم ترکمن مشکوک شد و شبها
خواب ميديد مردم ترکمنستان زلفهاي رهبر را رنگ سفيد ميزنند و دور آقاي نيازوف جمع
شده آتش روشن ميکنند که شايد کدورتهاي قلب رهبر صفر را مراد کند. خواب ديدنها کابوسهاي
دائمي صفرمراد را از مردم ترساند، تنها راه عاقلانه اين بود که مردم ترکمنستان را
در کوزه اي جاي دهد و در آن را چوب پنبه کند... امروز بعد از سالها صفرمراد اين مرد
کوشا وهمه فن حريف بدون اينکه از وضعيّت قرقيزستان تآثيري گرفته باشد و يا ترسي به
دل راه داده باشد از مردم ترکمنستان شکايت ميکند و آنها را شديدآ تهديد ميکند که
چهار سال ديگر انتخابات دمکراتيک راه بيندازد.
اين قول چهار سال ديگر رهبر ياد آور وضعيت اسفبار من ميباشد.
من هروقت تصميم گرفتم سيگار را ترک کنم ، گفتم از شنبه ي ديگر سيگار
بي سيگار ، شنبه هاي خدا پاياني نداشت 30 سال است که قول شنبه ها را ميدهم ولي هنوز
هم سيگار را ترک نکرده ام. شايد تجربه ي من کمک خوبي براي رهبر باشد... کسيکه ميخواهد
کاري صورت دهد بايد همان روز شروع کند نه شنبه ي ديگر و نه چهار سال ديگر .
ولي تصميم من با تصميم بزرگان يک فرق اساسي دارد شنبه هاي من سريع
از راه ميرسيدند ولي چهار سال آنها احتياج به 208 شنبه دارد.
در هر صورت مردم ترکمن مهمان نواز هستند ما چهار سال ديگر شايد شما
را مهمان خود کرديم تا ببينيم چهار سال شما با شنبه هاي چومموگ چه تفاوت اخلاقي دارد.