فدراليزم دوستان ترکمن
و بلوچ برچه تحليلي استوار است؟
نوربردي ايري
جمعه، 28 اسفند 1383
norberdi@hotmail.com
امروزه به جرأت مي توان گفت نيروهاي سياسي ترکمن صحرا و دوستاني که
با مسائل سياسي خود را درگير کرده اند و علاقه مندند در سرنوشت خود تأثير گذار باشند
شعار فدراليزم شعار پذيرفته شده و بسيار آگاهانه به نظر ميرسد. ولي متآسفانه هيچيک
از دوستان و گروهها هنوز تعريف مستفلانه از فدراليزم در ايران ارائه ندادند. شعار
فدراليزم دوستان به تعريف و تحليلهاي کلّي جهاني استوار مي باشد. غافل از اينکه هر
شعاري براي کشوري و يا يک منطقه ارائه ميشود به واقعيتهاي کشور و منطقه و ويژگيهاي
آن استوار باشد. بدون شناخت کامل ويژگيهاي کشور، مي تواند شعار فدراليزم و يا هر
شعار ديگر بدون خواست قلبي طراحان آن در عمل با نتيجه عکس روبرو شود.
من بارها نوشتم فدراليزم بخودي خود چيزي جزء روش ادارۀ يک کشور و
يا منطقه نمي تواند باشد و ميزان بهره گيري از فدراليزم دقيقاً به ميزان دمکراسي
و تعميق و نهادي شدن آن در جامعه بستگي دارد. اين امر مي تواند در دولتهاي
غير فدرال هم صدق کند. اگر در کشوري دمکراسي ، حقوق بشر و حق تعيين سرنوشت انسانها
نهادي شود ديگر مهم نخواهد بود که کشور چگونه اداره ميشود زيرا دولت هر چه باشد دولت
منتخب و وابسته به مردم (در تاريخ ايران هيچوقت دولت وابسته به مردم نبوده بلکه هميشه
مردم وابسته به دولت بوده) بايد با سه شعار بالا خود را هماهنگ کند. هيچکس در تئوري
نمي تواند با شعار فدراليزم مخالف باشد در نگاه اول مخالفين فدراليزم مي تواند مخالفين
زيادي را در مقابل خود داشته باشد. شايد شعاري براي ايران در تئوري خوب يا درست به
نظر رسد دليلي ندارد براي ترکمنها و يا بلوچها نيز خوب باشد. زيرا هر تئوري بايد
در عمل خود را نشان دهد که به چه ميزان مناسب و يا موّفق بوده است. براي اينکه و
قبل از اينکه تئوري در عمل پياده شود بايد منطقه اي که تئوري لازم است در آن فرود
آيد به دقت بررسي و شناخته شود تا در موقع فرود تئوري بر زمين خدا خداي نکرده با
انفجاري روبرو نشود. نيروهاي سياسي ترکمن و بلوچ يا ملتهاي با جمعيت کم قبل از اينکه
تئوري يا سياستي را بپذيرند و تبديل به شعار کنند بايد تحليل مشخص از ايران و از
ترکيب: مذهبي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي تاريخي ...و... آن تعريف مشخصتري را ارائه
دهند. زيرا ممکن است شعاري براي ترکهاي آذربايجان، کردها و فارسها خوب باشد ولي اين
شعار براي ترکمنها تأثير منفي داشته باشد. هيچکس نه امروز و نه فردا نمي تواند تضميني
براي برابرحقوق ملتها بدهد.
تجربه ي عراق براي ترکمنهاي فدرال تجربه ي بسيار خوبي مي باشد. ترکمنهاي
عراق از نظر تعداد و روش زندگي شباهت زيادي به ترکمنهاي ايران دارد، ترکمنهاي عراق
در منطقه ي بزرگ و غني پراکنده هستند و بيش از هشتاد درصد ترکمنهاي عراق مثل ترکمنهاي
ايران در روستاها زندگي مي کنند. ترکمنهاي ايران نيز مثل ترکمنهاي عراق عاري از شهرهاي
چند ميليوني مي باشند بعلت فشار زياد و کمي جمعيت و پراکندگي در روستاها مقاومت سازمان
يافته براي آنان بسيار مشکل بوده و خواهد بود. همان مشکلي که ترکمنهاي عراق با آن
روبرو هستند. امروز در عراق فدراليزم به نوعي بين عربها و کردها پذيرفته شده است
ولي در اداره ي منطقه ي ترکمن نشين عراق بدون اينکه از مردم منطقه سئوالي کرده باشند
اختلاف نظر جدّي دارند .
اين امر چه درسي به ترکمنهاي ايران ميدهد؟ آيا دوستان به اين واقعيت
و تجربه فکر کرده اند؟
به نظر بنده ما بايد واقع بين باشيم و اين واقع بيني به ما کمک خواهد
کرد که ما شعارهائي را استفاده کنيم که به کمک آن به آزادي و حق تعيين سرنوشت خود
نزديکتر شويم.
ما اگر از اين زاويه به بحث فدراليزم وارد شويم مخصوصاً تجربه ي عراق
را در مد نظر گيريم به نتايج و راه حلهاي ديگري فکر خواهيم کرد. ايران کشور چند مليتي
مي باشد اين حقيقتي انکار ناپذير مي باشد.
ولي ترکيب و تعداد جمعيت ملتها بسيار متفاوت مي باشد. ملتهائي چون
ترکهاي آذربايجان و فارسها بيشً از 80 درصد جمعيت ايران را تشکيل ميدهند. آنها ما
چه بخواهيم و چه نخواهيم از مذهب مشترک برخوردارند، در ايران مذهب هميشه نقش
سنگين و بعضاً تأيين کننده در سياستگذاران ايران بازي کرده است و در آينده نيز تأثيرگذار
خواهد بود.
من با در نظر گرفتن اين ويژگيها و تاريخ ايران از شعار فدراليزم خود
را پرهيز مي کنم و در عوض سياستي را بيشتر مي پسندم که بتواند ما را با ديگران همترازتر
کند.
ما ترکمن ها در ايران از نظر تعداد آنقدر زياد نيستيم که بخواهيم
روند توافقهاي ديگران را تهديد کنيم. من به حمايت ديپلماتيک کشور برادر ترکمنستان
هم در امروز مشخص هيچ حسابي باز نمي کنم. زيرا در آقاي نيازاف اين کيفيت را نمي بينم
نه تنها براي دفاع از منافع سياسي ترکمنها از تريبونهاي جهاني استفاده نخواهد
کرد بلکه آقاي نيازاف ترکمنصحرا ي دمکراتيک را خطري براي خود احساس خواهد کرد.
ما بايد روي طرحهائي کار کنيم که براي ما و ملت ترکمن قابل دسترس
باشد.
از نظر بنده امروز ايران از استهانهاي مختلف تشکيل شده اين
شيوۀ اداره ي کشور تقريباً براي همه ي ايرانيها قابل هضم و مدت طولاني با اين تقسيم
بندي ايران اداره شده است. ما ترکمنها نيز با تقسيم استان مازندران به دو استان در
استاني زندگي مي کنيم که با رأي مردم و دمکراتيک مي توانيم رهبري منطقه را مسالمت
آميز در دست گيريم و از حقوق برابر با ديگر استانها برخوردار باشيم. با اين ديد است
که قدرت گيري استانها مي تواند پايه ي کار آيندۀ ما باشد و تلاش کنيم شعار انتخابي
بودن مسئولين استان و بخش و شهرها را دامن زنيم. تا بدين ترتيب ما ملتهاي با جمعيت
زياد و پراکنده در سراسر ايران را به استانهاي کوچکتر تقسيم خواهيم کرد در نتيجه
استانها هستند که از حقوق برابر برخوردارند نه ملتها. اگر ما همانگونه که فدراليستهاي
ترکمن و بلوچ طرح مي کنند ايران را به شکل ملتهاي فدرال اداره کنند از نظر تئوري
در نگاه اول قابل فهم و عاقلانه و انساني به نظرميرسد ولي در عمل بر سر تصاحب ما
نيز مثل ترکمنهاي عراق دعوا خواهد بود.
زيرا دو ملت فارس و ترکهاي آذربايجان در سراسر ايران پراکنده هستند
و از نظر تعداد هر يک از اين ملتها بيش از 15 برابر ترکمنها مي باشد. در نتيجه مشکل
خواهد بود آنها را به برابر حقوق بودن قانع کرد. زيرا ما در کشوري زندگي مي کنيم
که با شعار" هر که بامش بيش برفش بيشتر" زندگي مي کنيم. اين امر در سياست نيز عمل
مي کند. براي اينکه ما بتوانيم بام خود را برابر با بام ديگران کنيم بايد بام آنها
را به قسمت هاي کوچکتر تقسيم کنيم تا برف بام همه يکسان شود. اگر قرار باشد
در کشور ايران با ملتهاي فدرال حقوق همه برابر باشد همين برابر حقوق را به استانها
ميشود منتقل کرد... هدف نهائي دوستان فدراليست شکستن قدرت مرکزي است به نظر بنده
تنها راه شکستن قدرت مرکزي خلع سلاح اقتصادي و انتقال قدرت اقتصادي به مردم و استانهاميباشد.
دولت مرکزي چه فدرال و چه متمرکز تا زمانيکه به تنهائي و بدون رقيب صاحب تمامي اقتصاد
کشور است مردم وابسته به دولت و کارمند و فرمانبردار دولت خواهد بود .با انتخابي
شدن مسئولين استان و واگذاري قدرت محلّي بر آنها در بلند مدت اين استانها خواهد بود
که تمام قدرت سياسي، جذب سرمايه گذاري، هزينه ي بودجه، آموزش،
تحقيق، پيشرفت و ترقي را در اختيار خواهد داشت. اين طرح به طور مشخص معايب
و محاسني را حامل خواهد بود يکي از معايب آن ترکمنها کماکان در کوتاه مدت در چند
استان مختلف زندگي خواهند کرد ولي در دراز مدت اين مسئله هم به شکل مسالمت آميز با
استان همسايه حل خواهد شد.
ولي محاسن آن بسيار زياد مي باشد.
- ملتهاي بزرگ را در استانهاي کوچک با حقوق برابر با
امکانات رقابتي آزاد تقسيم خواهد کرد.
- ترکمنها نيز مثل بقيه ي استانها دو زبانه خواهد بود زبان
ترکمني ديگري زبان سراسري خواهد بود.
- ترکمنها اين امکان را خواهند داشت که از ميان احزاب و سازمانها
رهبران استاني و بخش و شهرهاي خود را انتخاب خواهند کرد.
- ترکمن صحرا و ترکمنها اين امکان را خواهند داشت که بودجه ي خود
را در واحدهاي لازم سرمايه گذاري کنند و براي عدالت اجتماعي در جامعه با ايجاد ادارۀ
تأمين اجتماعي قوي دست مردم را بگيرند.
- استان ترکمن صحرا نيز مثل بقيه ي استانها مشکل زبان و مدارس و رسانه
هاي گروهي را به روش خود حل خواهد کرد.
اين بحث از نظر بنده لازم است از جانب ترکمنها و بلوچهاي ايران دامن
زده شود. زيرا در کشورهائي مثل ايران با تاريخ خونين که خشن ترين سرکوبي ملتها را
به همراه داشته و سرکوبي تقريباً به شکل فرهنگ در آمده بسيار اهميت دارد. زيرا ما
چه بخواهيم و چه نخواهيم بسيار مشکل خواهد بود در روند تحولات ايران تأثير تعيين
کننده داشته باشيم موافق و يا مخالف بودن ما با طرحي دمکراتيک و يا غير دمکراتيک
تأثير جدي در روند تصميم گيري کشورنخواهد داشت بدون رأي ما و بدون همکاري ما
نيز ديگران مي توانند خر مراد را پيش ببرند.
فراموش نکنيم "خواستن هميشه توانستن نيست" براي توانستن بايد امکانات
لازم را در اختيار داشت و امکانات ما در عمل بسيار ضعيف مي باشدزيرا همانگونه که
ما براي حقوق بهتر براي خود طلب مي کنيم بقيه ي ملتها ترکهاي آذربايجان، کردها و
فارسها نيز براي حقوق بهتر تلاش مي کنند باور داشته باشيم که هيچ ملتي براي حقوق
برابر با ما مبازره نخواهد کرد.
بلکه همه ي انسانها و ملتها براي حقوق بهتر و بيشتر مبارزه مي کنند
. ما بايد نگران باشيم هزينه ي حقوق بهتر و بيشتر ديگران را ترکمنها و بلوچها نپردازند
... در ارائه ي شعارها و طرحها و امضاء کردن بيانيه ها بايد بيشتر دقت کرد
بايد ديد چيزي که براي ديگران مناسب است دليل بر مناسب بودن در ترکمن صحرا هم خواهد
بود. يک بار ديگر مي گويم تجربه ي عراق را فراموش نکنيد مطالعه ي روند تحولات در
عراق مي تواند درس خوبي براي همه ي ما باشد.