Turkmensahra

  ترکمنصحرا

چومموگ (11)



 
آقاي محمدي گلپايگاني رئيس دفتر رهبري در جمع نخبگان ترکمنصحرا (استان گلستان ) ميگويد: شب و روزي نيست که رهبري انقلاب توفيقات شما را از خداوند نخواهد .( چومموگ رهبران ايران هميشه ما را با نيايش خود شرمنده کرده اند. انشاالله در موقع مناسب ما هم براي آنها دعا خواهيم کرد).
 
نوربردي ايري
سه شنبه 10 آذر، 1383
norberdi@hotmail.com
 
هفته هاي پيش مسئولين ترکمنصحرا براي نخبگان ترکمن جلسه اي سرهم کردند و حاضرين کنفرانس در مورد همه چيز صحبت کردند جز چگونه گي رهبري منطقه. و در پايان کنفرانس به نخبگان ترکمن پيشنهاد شد که هرکدام از حاضرين تا اجلاس بعدي ده نفر نخبه ي ترکمن را جذب کنند و جمع حاضر را به چهارصدنفر برسانند.
در واقع امر اين جلسه فقط براي جلوگيري از تشکيل کنفرانسهاي مستقلانه ي نخبگان ترکمن صورت گرفته است .
ولي اين هفته نوبت کنفرانس نخبگان اصلي يعني نخبگان سراسر استان بود. که بزرگان بسيار بزرگي در اين کنفرانس شرکت کردند و سخنها راندند .
براي اينکه از اجلاس و سخنراني برادران نخبه ي استان درک نا درستي نشود من سعي خواهم کرد سخنان عزيزان را به زبان ساده ي دهاتي خود توضيح دهم تا جلو تمامي شايعات را سد محکمي ببندم .
صحبت را مثل هميشه نماينده ي رهبري در منطقه، آقاي نورمفيدي آغاز کردند. ايشان گفتند: "... حوادثي در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي در استان براي ايجاد اختلاف به وقوع پيوست که هدايت کنندگان آن از خارج از استان بودند." منظور آقاي نامفيدي از خارج از استان يعني شهرهاي قم .. مشهد ... شاهرود .. يزد...ميباشد. آقاي نامفيدي در ادامه ميگويد زندگي توام باصميميت و همزيستي آميز شيعه و سني در گلستان را نه تنها الگويي براي کل کشور بلکه الگوئي براي جهان اسلام است. جدّي نگيريد حاج آقا شوخ طب است و شوخي ميکند وگرنه ايشان عينک دارند که ببينند يکي از مسئولين درجه ي اول ترکمنصحرا (استان گلستان ) سنّي نيست. ترا خدا حاجي آقا حاکميت شيعه ها را  در  عراق در سر نپرورانيد. چومموگ فکر ميکند عمامه ي عراقي ها بسيار بلندتر از سر شما ميباشد.
سپس نوبت به برادرمان آقاي نوريزاده ميرسد . بدون اينکه به اطراف خود نگاهي کند وقوع انقلاب اسلامي را شگفت ترين حادثه قرن مي شمارد. واقعآ حق داري آقاي نوريزاده دنياي امروز شگفتيهاي زيادي دارد اگر خدا به شما صبر دهد در آينده شگفتيهاي زيادي خواهيد ديد . آقاي نوريزاده در ادامه ميگويد اين انقلاب را از دستبرد دستان مرموز و خبيث دشمنان داخلي و خارجي حفاظت و پاسداري شود. اشتباه نکنيد از دشمنان داخلي منظور نوريزاده روحانيت شيعه است و  دشمنان خارجي هم من فکر ميکنم که خود خدا باشد. چون خداي بزرگ هيچ وقت دل خوشي از روحانيت از خدا بيخبر نداشته ... بعد از آقاي نوريزاده نوبت به آقاي تقوي رسيد .ايشان مسئول سياست گذاري ائمه جمعه ي کشور ميباشد و تفکر خود را به برادران صلح دوست روحانيت سنّي نيز ديکته ميکند .
ايشان ميگويد روحانيت يک ارتش فکري ، فرهنگي و عقيدتي  است. صد افسوس ايشان فراموش ميکند اضافه کند که "روحانيت" ارتش اقتصادي و ارتش رشوه خواري نيز ميباشد . ايشان در ادامه ميگويد روحانيت با استفاده از سنگر مرجعيت و فتوا توانسته است مشکلات عظيم بوجود آمده در طول تاريخ را مرتفع و ملت ايران را حفظ نمايد. اين صحبتهاي آقاي تقوي مرا به ياد آقاي اي محمدي مياندازد که سالها پيش ميگفت ( ايراني گوسفند نيست احتياج به شبان ندارد).
وي در پايان سخنان خود ميگويد. من معتقدم که دين ميتواند زندگي مردم را اداره کند . منظور حاجي آقا به نام دين ميتوان بر گرده ي مردم سوار شد .
آخر از همه نوبت آقاي گلپايگاني رئس دفتر خامنه اي بود که گفت: "شب و روزي نيست که رهبر انقلاب توفيقات شما را از خداوند نخواهد." طفلکي دعا نويس اينقدر غصّه ي ما را خورده که عقل از سرش پريده به خداي کريم قسم ما حاضر به آزار رهبري نيستيم و اصلآ نميخواهيم ايشان بخاطر ما شب و روز به دامن خدا پناه برد. فقط يک بار به لشکر خود در ترکمنصحرا دستور دهد که به تهران عقب نشيني کنند. وي در ادامه گفت هيچ قشري مانند روحانيت دشمن ندارد از اين رو شناخت دشمن مهمترين وظيفه ي اين قشربايد باشد. گلپايگاني تازه به استان آمده و نميداند قشرهاي زيادي در استان روي دشمن شناسي کار ميکنند.
چومموگ پيوستن قشر روحانيت را به جمع لشکر دشمن شناسان خوش آمد ميگويد. در هر صورت بدون استثناء همه ي سخنرانان از رهبر دعانويسان عاجزانه خواستند که به ترکمنصحرا قدم رنجه کند. چومموگ به اين چشم انتظارها پيشنهاد ميکند زياد عجله نکنيد و کمي حوصله بخرج دهيد تا چند وقت ديگر رهبر شما در سراسر ايران دنبال سوراخ موش خواهد گشت کار خدا را چه ديدي شايد ايشان احتياج به مهمان نوازي ما هم پيدا کند .
و يک پيشنهاد برادرانه به آقاي نوريزاده دارم مواظب باش کلاه آقاي نقشبندي را  سر شما هم نگذارند زيرا کلاهيکه سر آقاي نقشبندي گذاشتند به اندازه اي بزرگ بود که جلو چشمش را گرفت و مانع ديدن مردم و مذهبش شد . آمين


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد