Turkmensahra

  ترکمنصحرا

چومموگ (10)



نوربردي ايري
Norberdi@hotmail.com
جمعه 29 آبان، 1383
 
هر روز واژه هاي جديدي به فرهنگ فارسي اضافه ميشود. براي کسانيکه فارس زبان نيستند فهميدن اين واژه ها زياد هم آسان نيست.
در اين رابطه من خود را مجبور ديدم درک خود را در مورد چند واژه بيان دارم تا شايد دانش زبان فارسي خود را با ديگران قياس زده باشم. در هر صورت شما هستيد که مرا تصحيح خواهيد کرد.
زيرا درک واژه ها در دنياي مدرن بايد بسيار دقيق باشد. عدم درک درست واژه مي تواند انسان کوچک را به بي راهه کشاند.
 
1- واژۀ خرده فرهنگ يا خرده فرهنگها: اين واژه به تازگي به وسيله ي حجت السلام عسگري فقيه معاون امنيتي گلستان کشف شد و در ترکمن صحرا مثل نقل و نبات در اجلاس مختلف و رسانه هاي گروهي استفاده ميشود. خرده فرهنگها خطاب به ملتهائي خوانده ميشود که مجموعاً بيش از هفتاد درصد مردم ايران را تشکيل ميدهند. اين واژه در بر گيرندۀ خرده زبانها، خرده قومها و خرده مردمي ميباشد که در وجب به وجب خاک ايران سکونت دارند.
در زمانهاي قديم بجاي واژۀ خرده فرهنگها از واژۀ هائي چون شيران مرز نشين، غيوران هميشه بيدار و يا عقابان تيزبين استفاده مي کردند. با رشد جامعه و با رشد تکنيک و صنعت و با بالا رفتن سطح سواد رهبران ايران اين واژه نيز شکل جديدتر و مدرنتر و پيچيده تري بخود گرفته. بعضي وقتها لازم باشد اين خرده فرهنگها و قومها را رنگين کمان هم مي گويند.
 
کارشناسان حفاظتي گرگان که سالهاي زيادي را در رابطه با خرده فرهنگها مطالعه کرده اند اعتقاد دارند در شرايط مشخص و ويژه اين خرده فرهنگها مي توانند بسيار خطرناک باشند و در تکه پاره شدن ايران مي توانند نقش مأثري داشته باشند. در ادامه همين حفاظتي ها بنا به تحقيقات خود به اين نتيجه ي مهم رسيده اند که اين خرده فرهنگها بايد شناسائي شوند و نقطه هاي مشترک و مختلف آنها به خوبي ارزيابي گردد تا نقطه ي مشترک آنها شديداً شکسته شود و نقطه هاي اختلاف آنها شديداً تقويت گردد. البته يادآوري شود در مورد خرده فرهنگها کارشناسان ديگر نيز نظرات مشابه اي ارائه ميدهند و نقطه نظر اين گروه از کارشناسان روي يک موضوع بسيار جدي متمرکز مي باشد. از خرده فرهنگها و خرده قومها در رهبري مناطق خود شديداً بر حذر بود.
همچنين آنها معتقدندکه تحقيقات کارشناسانه ثابت کرده که اگر خرده قومي هر چه فقيرتر باشند نيازشان به دولت مرکزي و دولت منطقه اي بيشتر ميشود. آنها بذر مي خواهند، آنها کود مي خواهند، آنها آب مي خواهند، آنها برق مي خواهند، آنها آباداني مي خواهند و آنها وام مي خواهند ... همه ي اين نيازهاي ضروري وابستگي آنها را به دولت و مسئولين منطقه بيشتر مي کند در نتيجه اين خرده قومها گداي دولت ميشوند. آنها هر چه بيشتر دستشان به سوي دولت درازتر شود به همان ميزان هم وطن پرست تر خواهند بود زيرا نياز مردم و اقتصاد دولتي صورت و مخرج يک مسئله هستند.
ولي از همه مهمتر تحقيقات يکي از کارشناسنان خرده فرهنگها از حوزۀ علميه قم مي باشد، اين کارشناس که نمي خواست نامش فاش شود که سالهاي زيادي از عمر پر بار خود را در کار پژوهش و تحقيق خرده قومها گذرانده اعتقاد دارد دو مقوله ي بسيار مهم را در رابطه با خرده قومها و فرهنگها بايد جدي گرفت.
 
مهم اول: مسئله زبان مي باشد. ما به اين برادران و خواهران خرده فرهنگ نبايد اجازه دهيم به زبان خود مدارس داشته باشند و از رسانه هاي گروهي مخصوصاً راديو و تلويزيون به زبان خردۀ خود استفاده کنند. زيرا اگر به زبان خردۀ خود بنويسند به زودي به زبان خردۀ خود فکر خواهند کرد. من در تحقيقات طولاني خود به اين مطمئن هستم که هر کس به زباني مسلط باشد بصورت اتومانيک به همان زبان هم فکر خواهد کرد در نتيجه جلوگيري از يادگيري آنها به زبان خود به ما کمک  مي کند که آنها زبان عمده فرهنگ را ياد بگيرند و به زبان ما فکر خواهند کرد. در نتيجه خرده قومها هم جزء جدائي ناپذير عمده فرهنگها خواهند شد و در آغوش گرم ما جاي خواهند داشت و دست در دست هم ايران را خواهيم ساخت.
 
ولي مهم دوم: مسئله رأي و انتخابات مسئولين ميباشد. چون اين خرده فرهنگها آنقدر هم که ما مي گوئيم زياده خرده نيستند اگر ما به آنها امکان رأي آزاد در انتخابات استاني بدهيم آنها قدرت را در استانها و مناطق خود خواهند گرفت، اين مسئله به آنها اعتماد به نفس خواهد داد. و فاجعه ي جدائي درب خانه ي ما را خواهد زد. ما امروز بهترين روش انتخابات را داريم، آنها در انتخابات مجلس شرکت مي کنند و نمايندگان آنها در ميان گلّه ي نمايندگان مجلس گم ميشوند. يعني خودي ميشوند. پس بعد از جلوگيري از زبان ما بايد مسئولين استاني را  به شکل انتصابي ادامه دهيم. زبان و رأي به نظر من به عنوان يک پرفسور و کارشناس مسائل خرده فرهنگها بسيار بسيار مهم مي باشد. بگذار سخنم را به عنوان يک کارشناس کوتاه کنم اگر مي خواهي بر خرده فرهنگها، خرده قومها و خرده زبانها حکومت کني بايد زبان و رأي آنها را از ريشه قطع کني. ديگر آنها شير بدون يال، اسب بدون زين خلاصه منطقه شبيه بيمارستان بدون دکتر خواهد شد.
 
2- واژه ي رشته ي دشمن شناسي: رشته اي است که به تازگي به وسيله ي آقاي گرمه اي مسئول بسيج زندۀ هميشه شهيد استان گلستان پايه گذاري شد.
دانشجوياني که در اين رشته پذيرفته ميشوند قدي کوتاهتر از بقيه ي دانشجويان دارند. اين دانشجويان بر خلاف قد کوتاه خود داراي ريش بلندي مي باشند.
 براي پذيرش در اين رشته داشتن ديپلم ضروري نمي باشد. مهم اينست که طبقه ي دوّم در اجارۀ مسئولين حفاظتي باشند. وظيفه ي اصلي اين دانشجويان شکار دانشجويان و استاداني است که خود را به حق دانشجو و استاد مي دانند و به دانشجو و استاد بودن خود احترام مي گذارند و تلاش مي کنند وقت خود را در کسب علم و دانش صرف کنند و در زندگي شخصي و اجتماعي خود احساس مسئوليت مي کنند.
کار دانشجويان رشته ي دشمن شناسي بسيار طاقت فرسا و خطرناک مي باشد. آنها مسئول هستند که از جيغ و پيغ دانشگاه با خبر باشند و همه ي سوراخها را بو کشند. تا بتوانند تحصيلات خود را بخوبي و با سر بلندي به پايان رسانند. در آغاز اين رشته به شکل آزمايشي در شهرستان گرگان بکار گرفته شد و سريع کارائي بالائي از خود نشان داد و مثل علف هرز به دانشگاههاي سراسر کشور گسترش پيدا کرد.
امروز تقريباً در تمامي دانشگاههاي ايران رشته ي دشمن شناسي با کارائي بسيار خوب به کار دشمن شناسي خود ادامه ميدهند. کارشناسان مسائل دانشجوئي حوزۀ علميه قم معتقدند اين رشته تحصيلي بسيار کارا و مأثر بوده و در آيندۀ بسيار نزديک از طرف دولت ايران براي هر چه بهتر و مأثرتر کردن اين رشته بودجه ي هنگفتي بکار گرفته خواهد شد. اين کارشناسان يادآور ميشوند در تاريخ ايران اين اولين رشته ي تحصيلي است که از شهرستانها به ديگر نقاط ايران گسترش يافته و دانشجويان بسيار زيادي را از جمع جوانان بيسواد و مستضعف که قبل از رواج اين رشته امکان ادامه ي تحصيل نداشتند.
اين گروه از کارشناسان از دولت مصّرانه مي خواهند تجربه ي طلائي و بسيار مأثر خود را در همايش هاي بين المللي در اختيار جهانيان قرار دهند. آنها اعتقاد دارند در دنياي گلوبال امروز تجربه ها مرزهاي ملي را بايد بشکند اين دولت اسلامي است که در اين رابطه وظيفه خود را به کمال به انجام رساند. اين دست آورد انقلاب است و نبايد دنياي گلوبال را از اين تجربه محروم کرد.
 
3- واژه ي پالايش دانشگاه: اين واژه بر خلاف واژه هاي بالا به وسيله ي متخصصان و کارشناسان امنيتي تهران کشف و بکار گرفته ميشود. روش کار پالايش دانشگاهها نيز شباهت زيادي به پالايش نفت دارد. ولي بر خلاف پالايش نفت مواد اوليه و خام اين پالايشگاه را استادان، دانشجويان و کارمندان دانشگاهها تشکيل ميدهند. بعد از پالايش دانشگاهها مواد بدست آمده از آن به چند گروه کاملاً جداگانه تبديل ميشوند.
 
بخش بزرگي از اين پالايش شده ها مستقيماً از دايرۀ مصرف خارج ميشوند. و بخش ديگر آن بعد از پالايش مي توانند در دانشگاها بمانند ولي بعد از اتمام دورۀ دانشگاهي از جذب بازار کارمحروم خواهند بود و بخش آخر آن که به شکل بسيار دقيق پالايش شده و روي آن کار زيادي مصرف گشته بعد از اتمام دورۀ پالايش در ارگانهاي مهم دولتي براي چربتر کردن چرخ دولتي مورد بهره برداري قرار خواهند گرفت.
يکي از استادان دانشگاه تهران آقاي صالحي اعتقاد دارد که پالايشگاه دانشگاهها با پالايشگاه نفت خام تفاوت بسيار بزرگي دارد. ايشان اعتقاد دارند در پالايش نفت کشور ما نفت خام را به خارج کشور فرستاده و در خارج از ايران تصفيه شده و به شکل بنزين و روغن ماشين با قيمت بسيار بالا به ايران وارد مي کنيم ولي در پالايش دانشگاهها ما خودکفا هستيم ديگر مواد خام را به خارج از کشور نمي فرستيم بلکه خود استادان و دانشجويان را در همين جا تصفيه مي کنيم. ايشان در ادامه اضافه مي کند متأسفانه چون اين پالايشگاه تازه کار مي باشد و مختص به کشور ما و دست آورد انقلاب اسلامي است اين خطر وجود دارد که بعد از پالايش دانشجويان و استادان چيزي براي يادگيري علم و دانش در دانشگاهها باقي نماند.
در هر صورت اين زياد نگران کننده نيست زيرا ما امروز صدها هزار تحصيل کردۀ دانشگاهي پالايش نشده داريم که در خيابانها دست فروشي مي کنند. شايد ما آنها را خيلي وقت پيش پالايش مي کرديم، در آن صورت آنها نام دست فروشان با تحصيلات بالا را يدک نمي کشيدند بلکه تبديل به دست فروشان دبيرستاني ميشدند که هزينه اي هم بار دولت اسلامي نمي شد. در هرصورت در مورد واژۀ پالايش دانشگاهها مثل بقيه ي واژه ها در ميان کارشناسان اختلاف زيادي موجود مي باشد.
 
ولي کارشناسان با تجربه اعتقاد دارند که نظر قطعي ميزان ثمر بخشي اين پالايشگاه را نسلهاي آينده برآورد خواهند کرد. اين کارشناسان اعتقاد دارند پالايشگاه دانشگاهي در دنيا و ايران اسلامي مقوله ي بسيار تازه اي مي باشد. ما قبلاً فيلترهاي صافي داشتيم ولي پالايش کشف جديدي است. در نتيجه ارائه نظر قطعي در مورد آن بسيار مشکل مي باشد. ولي کارشناسان امور آموزش حوزۀ علميه قم اعتقاد دارند پالايش دانشگاه نبايد فقط به تهران محدود شود بلکه به سراسر ايران اين پروژه را گسترش داد. اين کارشناسان نگران هستند و اعتقاد دارند که رهبران ايران بسياري از پروژه ها را در پايتخت کشور متمرکز کرده اند و ديگر شهرستانها از پروژه هاي بسيار خوب و سودآور محروم مي باشند. آنها نظر بسيار مساعدي دارند که امکانات کشوري بطور مساوي در سراسر کشور تقسيم شود.
 
در هر صورت طفلکي چومموگ فکر ميکند ترکمنصحرا از سهم پالايش دانشگاه هم بي نصيب خواهد بود چونکه ترکمن صحرا دانشگاهي ندارد که در آن پالايشي صورت دهيم. اگر ما نيز مثل عمده فرهنگها دانشگاهي داشتيم مي توانستيم حداقل به پالايشگاه دانشگاه دل خوش مي کرديم. شايد براي منطقه بجاي پالايش دانشگاه پالايش زبان، فرهنگ، هنر، ادب را در نظر گرفته اند. تنها چيزي که نمي شود فهميد کار خداست.
در هر صورت در ده ها سال آينده ما پي خواهيم برد که ما صاحب کدام پالايشگاه حواهيم بود.


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد