نوربردي ايري
norberdi@hotmail.com
چهارشنبه 20 آبان، 1383
باانتخاب دوباره آقاي جرج بوش به رياست جمهوري ايالات متحده ي آمريکا اولين سئوال
براي همه اين است سرنوشت روحانيت ايران چگونه خواهد شد؟
به
نظر اينجانب اين سئوال درستي است. دقيقآ با درک وضعيت جهان و منطقه سئوالي منطقي
و حقيقي ميباشد و به نظر ميرسد در اين بحثها تمامي ايران بايد شرکت کنند تا فردا
اگر اتفاقي بيفتد براي ما غير مترقّبه نباشد. چرا
مردم آمريکا در يک انتخابات آزاد به آقاي جرج بوش راي اعتماد دادند؟
اصولا کشوريکه که در بحران بسر ميبرد و در گير جنگ ميباشد مذهب نقش جدّي در اتحاد
مردم دارد و به همين ميزان هم در تحولات کشور تآثير بسزائي ميگذارد. اين ويژگي
در انتخابات ايالات متحده خود را به روشني نشان داد .
در
انتخابات آمريکا سه شعار "راديکاليزم مذهبي"، "امنيت ملي" و "مبارزه
ي پيگير عليه
تروريسم" بر تمامي مشکلات ايالات متحده سايه افکند و از طرف ديگر دمکراتها نيز
مايل نبودند مشکلات اقتصادي آمريکا را که تورم، کسري بودجه ي 500 ميليارد دلاري،
رشد فقر، عدم بالانس تجارت خارجي و فرار کارخانه هاي صنعتي از کشور... به بحث
عمومي بکشند. در نتيجه با
شعار اخلاق، امنيت و تروريسم آقاي بوش توانست راي بسيار زيادي کسب
کند و در مسند قدرت باقي بماند. راي اعتماد به بوش
در واقع تآئيد سياستهاي بوش ميباشد. آقاي رئس جمهور نيز در سه عرصه ي ياد شده
بعلاوه مسئله ي انرژي خود را موظف خواهد ديد که با دست باز حرکت کند زيرا ايشان
مشکل انتخاب مجدد را ندارد. جمهوري
اسلامي ايران در هر سه شعار آقاي بوش بعلاوه انرژي بخوبي جايگاه ويژه اي دارد:
1.
از نظر مذهبي - کشور ايران کشور اسلامي ميباشد و بوسيله ي "شيعه ي دوازده امامي"
اداره ميشود و کابينه ي آقاي بوش مخصوصآ "راستگراي افراطي" شناخت عميقي از شيعه
ي
دوازده امامي دارند و وجود دولت شيعه را خطر بزرگي براي ادامه ي حيات اسرائيل
ميداند.
2 .
تروريسم - دولت بوش و کسانيکه به ايشان راي اعتماد دادند معتقد هستند که دولت
ايران بزرگترين حامي تروريسم بين المللي ميباشد و رهبران شيعه
ي ايران مسلمانان شيعه را در سراسر دنيا از نظر مالي و آموزشي و نظامي کمک
ميکنند.
3 .
از نظر امنيتي - امريکا و اروپا ايران را خطر بزرگي ميدانند، زيرا آنها اعتقاد
دارند ايران در آينده ي نزدبک به بمب اتمي دست خواهد يافت در نتبجه ايران
ميتواند براي عملي کردن شعار "مرگ بر آمريکا" و ريشه کن کردن اسرائيل عملآ وارد
عمل شود از طرف ديگر آنها معتقد هستند اگر رهبران مذهبي ايران به بمب اتمي دست
يابند هيچ قدرتي توان جلوگيري از فعاليت آنها را نخواهد داشت.
4 .
مسئله ي انرژي - ايران کشور بسيار غني ميباشد ده در صد ذخيره ي نفتي دنيا، نوزده
در صد ذخيره ي گاز جهان، شش در صد ذخاير مس دنيا
و
پنج در صد روي دنيا در خاک ايران انبار ميباشد. با بالا رفتن مصرف انرژي و
پر هزينه تر شدن استخراج آن فشار زيادي به کشورهاي صنعتي وارد ميکند مخصوصآ
بزرگترين مشتري انرژي ايران را ژاپن و چين تشکيل ميدهند .
اين
مسئله باعث ميشود که آمريکا و اروپا در تقسيم انرژي ايران خود را کنار زده حس
ميکنند مخصوصآ رشد اقتصادي و رشد مصرف انرژي و مستحکم کردن پاي چين در ايران
اروپا و آمريکا را در مخمصه قرار ميدهد. با تحليل کوتاه بالا آمريکا و اروپا در
يک جبهه قرار ميگيرند من فکر ميکنم مصاحبه ي هفته ي گذشته سفير فرانسه در آمريکا
آقاي ژان لويت حکايت از اين همبستگي ميکند. ايشان ميگويد اروپا و آمريکا در
رابطه با خلع سلاح ايران به صورت متشکل عمل ميکنند و راه ديگري هم نداريم.
بگذريم بعضي از تحليل گران اروپائي و ايراني همه ي اين جار و جنجالها را براي کسب
امتياز اروپا و آمريکا ميدانند و فکر ميکنند ايران با خط زدن ماده ي 44 قانون
اساسي و با خصوصي کردن نفت و انرژي ايران ميتواند جلو خطر را بگيرد. به نظر بنده
اين گروه از تحليلگران نظم نوين جهاني را درک نکرده اند و يکطرف سکه را مي
بينند و فراموش ميکنند که مسئله ي امنيت آمريکا و اروپا و حيات اسرائيل براي
اروپا و آمريکا بسيار مهمتر ميباشد. تنها دولتيکه امنيت اسرائيل و آمريکا را
علنآ تهديد ميکند رژيم "شيعه ي" ايران ميباشد. در نتيجه تا زمانيکه رژيم مذهبي
در ايران حکمروائي ميکند آمريکا و اسرائيل احساس امنيت نخواهد کرد. اين بحث و جدل
ها که بين اروپا و نمايندگان رژيم ايران در جريان است فقط براي اين ميباشد که
دولت ايران را چند ماهي بازي دهند و آنها را در انظار جهاني گناهکار معرفي کنند
تا در آينده در اجلاس عمومي شوراي امنيت سازمان ملل و يا در مواقع حملات هوائي
اسرائيل به نطنز با بوشهر توجيهي از قبل براي افکار عمومي داشته باشند. تحليل
دولتهاي اروپا و آمريکا را آيت الله خامنه اي و مشاور ايشان آقاي ولايتي بخوبي
درک ميکنند به همين دليل هم خامنه اي در نماز جمعه مردم را به اتحاد ملي دعوت
ميکند و از طرف ديگر دست بسيجي ها را در سرکوبي مردم باز ميگذارد، زيرا آقاي
خامنه اي بخوبي ميداند اگر ايران غني کردن اورانيوم تا ابد هم قطع کند اروپا
و آمريکا به رهبران جمهوري اسلامي ايران و به قول و قرار هاي آنان اعتماد نخواهند کرد. در اينجا لازم است به
يک مسئله بسيار مهم
اشاره کرد بر خلاف رژيم صدام، ايران و دانشمندان ايراني و فيزيکدانان ايراني خود
مستقلآ بدون کمک اروپا و آمريکا علم غني کردن اورانيم را دارند. در نتيجه ايران
با اتکاء به فيزيکدانان ايراني ميتواند در خفا به غني سازي اورانيم دست زند اين
امر خواب شيرين آمريکا و اسرائيل را بهم ميزند. با تکيه بر اين تئوري من فکر
ميکنم آمريکا و اروپا تمامي توان خود را بکار خواهد گرفت تا حکمرانان ايران را بر
کنار کنند. روش بر کناري رژيم ميتواند شکلهاي مختلف بخود گيرد از حملات هوائي به
مراکز صنعتي و نظامي ايران تا محاصره ي اقتصادي و جلوگيري از فروش نفت خام ايران
و يا شکلهاي ديگر که امروز به فکر ما خطور نميکند.
به
نظر من مقاومت رژيم در مقابل اين دولتها فقط به مردم ايران صدمه بيشتري خواهد زد.
امروز رژيم ايران تبليغات زيادي پيرامون حقوق ملي و بين المللي خود راه انداخته
است و مرتب روي اين موضوع پافشاري ميکنند که دانش هسته اي حقوق ملي و جهاني ايران
است. بدين ترتيب فراموش ميکنند مردم ايران و ملت ترکمن هم حقوق ملي و بين المللي
دارند. ما به عنوان يک ملت اجازه نداريم به زبان خود کلاس درس داشته باشيم، حتي
اجازه نداريم اسم فرزندان خود را خود انتخاب کنيم، نميتوانيم مسئولين محل زندگي
خود را خود انتخاب کنيم، اجازه نداريم حزب سياسي ايجاد کنيم .
به
نظر من جمهوري اسلامي ايران دو راه بيشتر پيش روي خود ندارد:
1. راه اول بر اساس استحکام اهرم های سرکوب و استبداد استوار است
و برای مثال پیشنهاد می گردد که حوزه ي علميه قم براي مردم رئيس جمهور انتخاب کند
و تمامي قدرت را به يکباره به "امام" منتقل کنند و تمامي قراردادهاي بين المللي
را فسخ کنند و شعار "مرگ بر امريکا" و "مرگ بر
اسرائيل" را در عمل به اجراء در آورند. اين راه براي ايران و مردم آن بسيار خطرناک و فاجعه آميز ميباشد.
2 .
راه دوم راه سربلندي و عاقلانه ترين راه ميباشد که ايران با يک راي گيري همه گير
و سراسري خود را کنار کشد و راه را به دمکراسي و قدرت واقعي مردم باز کند و دولت
جديدي با انتخاب مردم به شکل موقّت قدرت را در دست گيرند. شعار و وظيفه ي اوليه
آنها توقف دائمي غني کردن اورانیوم و دمکراتيزه کردن کشور در چهارچوب قوانين حقوق
بشر و انتخاب رهبران استانها به وسيله ي رائي مستقيم خود مردم استانها.
تنها
با پذيرش راه دوم رهبران شيعه ايران ميتوانند جلو فاجعه واقعي را بگيرند. رهبران
ايران مطمئن باشند آنها از نظر نظامي، اقتصادي و از نظر پايگاه توده اي توان
مقابله با قدرتهاي بزرگ را نداريد و مقاومت شما فقط و فقط به مردم ايران زيان
خواهد رساند. قدرت
را به مردم باز گردانيد و بدانيد دمکراسي و رعايت حقوق بشر تنها راه نجات ايران
ميباشد .