Turkmensahra

  ترکمنصحرا

فراگرد پويايي و زايش ادبيات تركمن
از دلِ پرسمان هاي اجتماعي دوران



نويسنده : رحيم کاکائي
rahimkakai@yahoo.de
جمعه 15 آبان سال 1383


در دوراني كه در دل اروپا عصر بورژوازي آغاز شده بود، در ايران و مناطق آسياي مركزي تاريخ در سراشيب خود بود. اقتصاد كشور و اين نواحي گسسته ، استثمار و بهره كشي فئودالي عامل همه شوربختي ها ي مردم ، روستاها و دهقانان بود كه بنياد و زيرساخت كشور و منطقه را ناتوان و درهم مي كوبيد.
تاريخ اين دوران ، تاريخ خيزش درد آگين دهقانان ازجمله تركمن ها دربرابر دولت استبداد و فاسد صفويان است. افزايش ميزان ماليات ها كه روستاييان و رعايا مي بايست هم به حاكمان منطقه وهم به حكومت مركزي مي پرداختند و مضاف برآن بيدادگري و خودكامي شاهي، ناخرسندي همه گيردرسطح كشورايجادكرده ، ساختار حكومت صفوي را سست و زوال آن را در پيش گرفت.
پس ازدولت صفوي نوبت به نادرشاه مي رسد كه وي نيز بسان مستبدان صفوي براي اينكه نانداني دربار وحكومت خراب نشود، ماليات هاي سنگيني برگُرده ملت ، رعايا ودهقانان مي بندد. وصول اين ماليات ها دراين دوران با شكنجه، بريدن زبان و درآوردن چشم ها وتاراج دهقانان و روستاييان به همراه بود. دراين دوران نابهنجار سياست اقتصادي شاهان بر استثمار بيشتر دهقانان و سركوب مخالفين اين سياست همراه شده بود.
مرگ هر شاه خودكامه قاجار، آغاز دوره اي از فروپاشي اقتصادي بود. به همراه اين نيز، استثمار فئودال ها وكلان زمينداران زير پوشش سنن پدرشاهي شدت مي گرفت. توده هاي دهقاني كه ياراي پرداخت خراج هاي سنگين و بنيان كن هستي آنان در اين آوردگاه بيداد را نداشت در وارهيدن از استبداد به خيزش هاي اجتماعي دست مي يازيد.
تركمن ها نيز دراين عصربيداد و تيره گي در بيمگاه رنگساييده و بي سامان خود در دوره تضاد هاي اجتماعي زيست داشتند. در دوران حيات تركمن ها، سده هفده ميلادي را مي توان سده آغاز تار ومار تركمن ها و تبعيد و سركوب آنان بدست شاهان قاجار وخان هاي خيوه بشمار آورد. دراين سده تركمن ها از سوي استعمار تزاري روسيه ولشكركشي آن مورد سركوب و اذيت و آزار بسياري شدند.
در نزد تركمن ها سه كس بيش از ديگر ان مورد نفرت بود. ابوالغازي ( به انتقام گيرنده ازتركمن ها مشهور بود )، شيرقازي خان هاي خيوه و سپس نادرشاه بود. اين سه كس از جمله كساني بودند كه گوي سبقت را درظلم و ستم و تار و مار تركمن ها ازديگران ربودند. در نيمه قرن هفدهم در استرآباد خيزش بزرگي در وارهش از استبداد انجام مي گيرد. در اين خيزش تركمن ها نيز بهمراه قاجارها شركت مي كنند. متاسفانه اين قيام به شكست ميانجامد و به دستور حاكم وقت استرآباد به گفته شاهدي « ازكله هاي بريده شده ، تپه ها به وجود مي آيند.»
وضعيت اقتصادي دهقانان تركمن كه برروي زمين كارمي كردند، بلحاظ فقدان ابزار كشاورزي كه سخت ابتدايي و كمبود آب كه نقش بزرگي را بازي مي كرد و مسبب بسياري جنگ ها مي شد، دشوارگذر بود. به همان سان نيز توليد كشاورزي بسيار پايين مي بود. ازسوي ديگراين كمبود آب دردشت هاي بي آب و علف نفاق و چند دستگي بين قبايل تركمن وزد وخورد بين آنان را بوجود مي آورد.اين مسئله برخي ازتركمن ها را مجبور به كوچ دوباره مي كرد. ازدل چنين اوضاع اقتصادي _ سياسي ، جنگ وگريز ها ونفاق است كه شاعران و بنيادگذاران ادبيات تركمن پا به عرصه وجود مي گذارند.
انديشه ها و آرزوهاي اكثريت اين شاعران ادبيات تركمن، انديشه اي انسانگرايانه و براي داد عليه بيدادبوده است. روح شاعرانه و منطق خردآنان براي درك هستي با زيباترين انگاره هاي انساني بيان مي شده است. محتوي اين آرزو و انگاره، زندگي آسوده و زيبا همراه با عدالت براي مردم نگون بخت زمان شاعران و رهايي آنان از اسارت استبداد شاهان و خان ها بودند. درونمايه نوشته هاي آنان به واقعيت زندگي نزديك تربود تا به تخيل. درونمايه وگوهر اشعار اين شاعران پاسخ و قضاوتي بود تاريخي عليه ستم و بيدادگري اجتماعي ستمگران تاريخ .
شاعران تركمن خود شاهد زنده خيزش هاي روستايي عليه حكام خودكامه و فئودال ها و نبرد سهمگين طبقات در همه عرصه هاي اجتماعي _ افتصادي زمان خود وشاهد دوران گسترش انديشه هاي مستقل و رهايي بخش در ميان تركمن ها بودند. نمي توان گفت كه همه قبايل تركمن چاروادار بودند.
گوگلان ها درقرن شانزده ازكوچ نشيني دست كشيده، اسكان مي يابند و يكي ازجمعيت هاي شهرزيست نواحي شمال خراسان راتشكيل ميدهند. منطقه اي كه گوگلان ها در آنجا به كشت مي پرداختند، منطقه پر آب و علف رود گرگان بود. ابريشم بافي و قالي بافي صنعت عمده اين منطقه بود. البته به اين اسكان يافتگي گوگلان ها، فرهنگ ايران نيز تاثير خود را مي گذاشته است. تماس گوگلان ها با فارس ها در اوضاع و شرايط متنوع برآن مي داردكه گوگلان ها زبان فارسي را بياموزند. آموزش زبان فارسي راه ادبيات و علم را براي گوگلان ها باز مي كرده است.
ادبيات تركمن در بسياري، داستان هاي منظوم شفاهي نسل پيشين است كه در مفاهيم نوين بيان ميشوند. زيستگاه تركمن ها همسان برخي قبايل ديگر ترك ، بمانند قرقيز ها نبود كه تنها به منطقه تيان شان محصور بوده و از تاثير نفوذ فرهنگ بيگانه درامان باشد. طبيعت اوغوزها ( تركمن ها ) دركوچنده گي آنها در قرون هفتم تا نهم ميلادي بود.
ادبيات تركمن تا دوران مختومقلي يا حداكثرتا قرن هيجده، ادبياتي به زبان جغتايي است. به نوشته ذبيح الله صفا دركتاب تاريخ ادبيات در ايران ، اگر« تزوك تيموري » مجعول نباشد، بايد آنرا يكي ازاولين آثار منثور بسيار مهم به زبان تركي جغتايي دانست. طي سده ها برخي واژه هاي زبان جغتايي به زبان فارسي نيز نفوذ پيدا مي كند،كه تا دوران قاجار نيز بكاربرده ميشد.
هستي ادبيات تركمن تنها مستند به فضاي نزديكي آن به مناطق فرهنگي آسياي ميانه نيست، بلكه ازتهيج فرهنگي است كه منبع آن دردرون اين خلق است.
درتاريخ ادبيات فارسي كم نبودند تركمنان پارسي سرا كه مهارت بسياري درسرايش اشعار فارسي داشتند. مانند جهانشاه (قرن هشتم هجري) يكي ازپادشاهان قراقوينلو كه پادشاه نيرومندي بود، شعرفارسي و تركي را استادانه مي سرود ودر شعر« حقيقي » تخلص مي كرد و نسخه آن در موزه انگلستان باقي است. تركمن ها به محيط فرهنگي بزرگ ايراني _ تركي آسياي مركزي تعلق دارند.
منظومه هاي حماسي مردمي تنها نمودگاري هستند كه خويشاوندي تنگ اتنيكي _ زباني تركمن ها را با ديگر ترك هاي اوغوز به روشني نشان مي دهد. منظومه هاي حماسي تركمن ها مانند، گوًراوغلي (كوًر اوغلي ) يا امثال آن، در نزد ديگر قبايل ترك بجز آذزبايجان و ترك عثماني بسيار كم ديده مي شود. يا حماسه هايي مانند، « يوسف و زليخا » ، « زهره وطاهر» ، « ليلي و مجنون»، « هورلوقغا و همراه » و همچنين« شاه صنم و غريب » كه درزمان شاه عباس اول ظاهر مي شوند، تنها براي ترك هاي عثماني وآذربايجاني معروف وشناخته شده هستند؛ يا داستان اصلي وكرم، عشق نافرجام يك جوان مسلمان به نام كرم به يك دختر مسيحي ارمني به نام اصلي است_ درداستان تركمني اين اثر بگونه اي نيرومند با جوهري اسلامي پديدار مي شود. درحالي كه در داستانهاي حماسي ازبكها ، قزاق ها و قرقيزها سخني از اين نمود ها نيست.
در نثر ازبكي نمود كوًراوغلي (گوًراوغلي ) بصورت قطعات نثر پراكنده است ، درحاليكه درگوًراوغلي تركمني بصورت نثر مسلط است. ترانه سرايان تركمن ها همانند ازبكها باخشي ناميده مي شوند ( واژه اقتباس شده چيني : زبان چيني كهن، پاك _ شي « دانشمند، فاضل »)و درنزد ترك هاي عثماني و آذربايجاني عاشق. تفاوت آنها با ترانه سرايان خلق هاي مشابه دراين است كه قهرمان هرسروده اي يك عاشق است، يك بخشي يا عاشق خود موضوع سروده خودرا درعرصه گسترده اي انتخاب مي كند.

برخي نمايندگان پيشين ادبيات تركمن

برهان الدين سيواسي سده چهارده، بمثابه نماينده پيشين ادبيات تركمن است، هرچند كه نياي وي به آناتولي كوچيده بودند و خودديوان خويش رابه تركي عثماني نوشته است. شاعر وفاييكه در قرن پانزده زندگي مي كرد، تركمن بود و به زبان جغتايي مي نوشت. از وي بمثابه جانشين خوجه احمد يسوي ( بعد ها درتركستان مدرسه اي به اين نام ايجاد شد) اثري به نام نوراسلام معروف است كه قديمي ترين اثرادبي اسلامي تركمن است. شاعر بزرگ آذربايجان سعيد عمادالدين نظامي كه نماينده صوفيگري افراطي بود، برخوجه احمد يسوي ، وفايي ، غايبي و . .. تاثير بسياري گذاشته بود. درونمايه انديشه هاي آثار اين شاعران بيشتر صوفيگرايانه و دور از زندگي واقعي بود.
شاعر قرن هفده دولت محمد آزادي سراينده غزل و رباعي و استاد اشعار خلق هاي خاور است. اثر« وعظ آزادي» نيمه قرن هفده از او است. وي عليه بي عدالتي وظلم وستم شاهان بوده و آرمان شاعر ايجاد دوستي بين قبايل تركمن و دولتي واحد از آنها بود. معروفي شاعر قرن هيجده با اثر معروف خود« يوسف و احمد». آثاري مانند خوجم بردي خان، شاه بهرام و گل وبلبل دررديف داستان هاي مردمي قرن هيجده قرار مي گيرند.
نخستين شاعري كه به زبان تركمني نوشته و بمثابه پي گذار ادبيات كلاسيك تركمن داراي ساخت كامل شعري اين زبان ارزش دارد،مختومقلي با تخلص« فراغي» است. مختومقلي انساني انديشمند وفرهيخته بود. شاعر، ادبيات وفولكلورِكشورهاي همسايه و اعراب را مي شناخت. وي در جنبش هاي سياسي، قبايل تركمن را همواره به اتحاد فرامي خواند وخان ها ، روساي قبايل وروحاني نمايان وابسته به آنها را سرزنش مي كرد. علاوه براين وي درآن زمان درحقيقت شاعر همه آسياي مركزي تا پيش از انقلاب اكتبر روسيه بود. دراشعار او سرشتي غمناك وجود دارد، كه متاثر ازاوضاع زمان خود او است. مختومقلي بمثابه نخستين در شعرتركمني و پايه گذار ساختارغوشغي (جغتايي و ازبكي: قوشوق: « شعر») بود و براي همه ترك ها شكل شعرملي مشترك بوجودآورد.
شاعر شيدايي كه هم دوره مختومقلي است درحفظ زبان تركمني كوشش مي كند. وي دربرابر آسيميلاسيون زبان تركمني مقاومت مي كند. درقرون هفده وهيجده با كوشش برخي نويسندگان ترك عرب گرا تلاش شد كه زبان هاي تركي عربي زده شود و از اين رو واژه هاي عربي بدست اينان در متن هاي تركي بيشتر رواج مي يافت. شيدايي در برابر اين جريان به مخالفت برمي خيزد. گرچه اكنون واژه هاي بجا مانده از دوران نفوذ اعراب در دستور زبان تركي واردشدند، ولي نوعي شكل تركي به خود گرفتند. شيدايي به داستان و حماسه هاي مردمي شناخت داشته و قصه اي عاشقانه از وي به نام « گل و صنوبر» بجا مانده است.
پس ازمختومقلي مي توان قربان دردي ذليلي و سپس سيد نظر سيدي را درسال هاي پاياني قرن هيجده نام برد. ذليلي هم عصر سيدي است. ذليلي ادامه دهنده راه شاعر كبير تركمن مختومقلي است. وي در جنگ عليه خان خيوه شركت مي كند وبيش از هفت سال اسير مي گردد. وي ميهن دوستي بزرگ بود. اين احساس در نامه ها و اشعار وي پيدا است .
ذليلي در مكاتبات خود با شاعر سيدي سختيِ هستي اسارت بارخود را توصيف مي كند. شعر« آه، ميهن من» از اواست. سيدي سردار و قهرمان مبارزه با شاهان مستبد ايران است. وي مردم را همواره به اتحاد فرامي خواند. سيدي رابطه بسيارنزديك و دوستانه اي با ذليلي داشت و داراي انديشه هاي ميهن دوستانه بسيار بارزي بود. وي شاعري است رزمنده وخود بارها درمبارزه عليه امراي بخارا نيزمسلحانه شركت داشته است. سيدي ادامه دهنده سنن مختومقلي است و حتي گامي بيشتر به جلو در نزديك كردن زبان كتابي به مردم برداشت.
در قرن نوزده شاعرستم ديده، محمد ولي كمينه نويسنده آثاري چون« تهيدست» و« قاضي من» به جهت شاعرمردم شوربخت بودن و طنز منظوم اجتماعي خود وملانفس براي غزل خود معروف هستند. گوهر انديشه كمينه بلندپايگي شرافت انساني درستيز با جنايت حاكمان وقت بود.كمينه كالبدگشاي جهاني است كه در آن آزمندي وستم زمينداران ، تهيدستي و شوربختي مردم فقير حاكم است. ملانفس وكمينه شاعراني انسان گرا، عدالتخواه و فئودال ستيز ومخالف روحانيان وابسته به فئودال ها بودند. ملانفس موًلف داستان مشهور« زهره و طاهر» (رماني درنظم) است. اين اثر داستان عشق غم انگيز زهره دختر شاه به طاهرِجوان است. ملانفس استاد غزلهاي عاشقانه است.
از مسكن قليچ يا ملا قليچ داستان هاي « باتيرنفس » ، « بك زاده و قربان » مشهورترين آن هستند كه متاسفانه از شاعر همانند پيشينيان خودنسخه خطي از نوشته وي به دست نيامده است.
محتاجي(آنا قليچ) شاعر غزلسرا ي تركمن، كه موضوعات اصلي غزل هاي وي عشق و طبيعت است. ميراث نسخه خطي وي حفظ نشده است و بيشتر آثار وي دربيان شفاهي آن بدست ما رسيده است. نزديك به چهل شعر از وي وجود دارد.
كمينه، سيدي، ذليلي، ملانفس، محتاجي و مسكين قليچِ غزلسرا و نوازنده، بمثابه بارزترين و درخشان ترين نماينده جناح دمكراتيك ادبيات تركمن سده نوزده هستند. به ادبيات تركمن همچنين بايرام شاعر،كوًر ملا، ملا مورت ( الله بِرِن خوجه نياز اوغلي) و دردي قليچ تعلق دارند.
درآثار اين شاعران انگيزه هاي اعتراض عليه نظام موجود بسيار شديدتر بودند و پس از انقلاب اكتبر نوشته هاي اين نويسندگان گسترش وسيع يافت. دردي قليچ يكي از آغازگران شعرِ دوران تركمنستان شوروي است. وي از كودكي بينايي خود را از دست مي دهد. دردي قليچ در آثار خود زندگي دشوار و پررنج دهقانان تركمن را تا انقلاب اكتبر بازگو مي كند. اشعار« تهيدستان »، « اغنيا» و« آلاچيق» او مشهور است. شعراي نامبرده بمثابه پيونددهنده مختومقلي و ادبيات شوروي بودند. ديرتر تكامل ادبيات تركمني شوروي به همان سبك آغاز شد.
مرحله نوين ادبيات تركمن ازسالهاي دهه بيست قرن بيستم كه نقش بسيار ارزنده اي را در ادبيات نوين تركمن بازي مي كند، آغاز مي شود. مرحله بعدي آن دردوران شوروي با آثار نويسندگاني چون ك. بورونف ، آ. قاوشوتف ، يا. ناصرلي ، آ. آلاميشيف و ديگران وبا آثار شاعران جواني چون آتا ساليخ ؛ آ. مِرگِنف ؛ ن. آنا قليچ و دوردي قليچ درسالهاي جنگ كبير ميهني مي آغازد كه درپيكار قهرمانانه خلق با اشغالگران فاشيست و در جبهه زحمت و پيروزي دركار بازتاب مي يابد.
در پيوند با رمان و داستانِ اين دوران ، آثاري چون رمان تاريخي به زبان تركمني ب. كربابايف به نام « گام تعيين كننده » و داستان او« آي سلطان از سرزمين پنبه » و رمان « نفت داغ » ، قاوشوتف با رماني به نام « در دامنه كوپت داغ » درباره زندگي دهقانان ؛ داستان ها و حكاياتي از ب. سِيتاكف . قربان صحت اف و آ. دورديف و ديگران ؛ آثار شاعراني ( سربازان جبهه جنگ كبير ميهني) چون ر. عليف ، چ. آشيروف ، ن. پومما ، ش. ككيلف و نويسندگان و درام نويساني همچون آ. قاوشوتف ، گ. مختارف وارد صحنه ادبيات شوروي تركمن مي شوند. از مهمترين نثر نويسان نوين آن دوران مي توان: آ. قاوشوتف ، حاجي اسماعيلف، بكي سِيتاكف ، ق. قربان صحت اف و حسين مختاروف و در سا ل هاي اخيردر شعر كريم قربان نفس اف را نام برد.


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد