Turkmensahra

  ترکمنصحرا

مشکل ترکمنصحرا مشکل سياسي است



نوربردي ايري
norberdi@hotmail.com
شنبه 18 مهر سال 1383
 
در هفته ي گذشته ما شاهد يک طرح و يک مقاله در سايت ترکمنصحرا بوديم. هر دو نوشتار از جنبه هائي بسيار جالب و بسيار افشاگرانه مي باشد.
مقاله اي به قلم برادرمان آق محمد نيازي نوشته شده و گزارش کامل و جامعي از آق قلا و ترکمنصحرا مي باشد. آق محمد صداي سوزناکي از قلب ملتمان بر خواسته و هيچ خوانندۀ ترکمني نمي تواند از کنار آن بگذرد بدون اينکه پنجه ي تأسف دلش را خونين نکند.
مقاله تلاش کرده از تمامي جنبه ها اعمال قدرت رژيم را در منطقه افشاء کند از کاشتن امام جمعه هاي دست پرورده تا استخدام غير ترکمنها در ادارات و شغلهاي کليدي و صدها چرا و اما که برادران طرح کرده.
مقاله ي دوّم هم از جانب دو نفر از برادران محمود پايدار و رحيم بابائي نوشته شده که در واقع طرحي براي دگرگوني مثبت در منطقه مي باشد. اگر به طرح برادران مکانيزه کردن کشاورزي و اصطبلي کردن دامداري را اضافه کنيم طرحي است که پايه هاي اميدوار کننده اي براي آيندۀ بهتر و ايجاد کار در منطقه در يک کلام گذاري به صنعتي کردن منطقه مي باشد. ولي صد افسوس گوش شنوائي در مسئولين منطقه و کشوري وجود ندارد. که به اين طرحها توجه کند و با اين طرحها برخورد کارشناسانه و آينده نگرانه نمايد .
برادران کارشناس که طرحهاي مختلف را در سالهاي متداول ارائه داده اند هنوز روي آن طرح ها از طرف دولت جوابي دريافت نکرده اند. اگر هم گاهاً جوابي دريافت نمودندقانع کننده و کارشناسانه نبوده است همين مسائل برادران طراح را به تعجب انداخته و از خود مي پرسند چرا آقاي خاتمي به اين طرح ها توجه نمي کند و هزاران چراي ديگر را به ميان مي کشند. من قطعاً مي توانم بگويم مسئولين منطقه و مسئولين کشوري در جهت پاسخ دادن به اين چراها نيستند و توان پاسخگوئي به سوالات برادران را ندارند. من در زير سعي مي کنم چند جواب ساده به اين چراها پيدا کنم که درک بي جواب ماندن چراها براي ما روشن شود.

۱- ما مسلمانان سنّي هستيم.
رژيم حاکم بر ايران متعلق به مسلمانان شيعه مي باشد و کشور را با ديدگاهها و انديشه هاي شيعه ي دوازده امامي رهبري مي کنند. در نتيجه فضائي براي سنّي ها در ايران باقي نمي ماند. رژيم ايران رژيم مدني و منتخب همه ي مردم ايران نمي باشد به اين ترتيب از قدرت رهبري کمال استفاده را مي کند تا در تمامي مناطق سنّي نشين از کارمندان غير سنّي استفاده کند و اگر گاهاً اينجا و آنجا فرماندار و يا بخشدار سنّي مشغول کار هستند آنها نيز بوسيله ي شيعه ها کاملاً در کنترل مي باشند. يعني اين کارمندان سنّي و دولت مشکل مار و قورباغه را دارند که هر وقت مار دهانش را باز کند قورباغه بدون اينکه خود بخواهد در معدۀ کثيف مار جاي مي گيرد.
اگر به اطراف خود به دقت نگاه کنيد در هر شهر سنّي نشين مي توانيد آن را مشاهده کنید. بعنوان مثال به مقاله ي "آق محمد نيازي" در سايت ترکمنصحرا مراجعه کنيد، در شهر آق قلا غير ترکمني زندگي نمي کند ولي 90 درصد شغل هاي کليدي را شيعه ها مسئوليت پذير هستند. مذهبي بودن رژيم اين نقطه را براي ما روشن مي کند که اين رژيم مدني نيست زيرا رژيم مدني رژيمي است که دستگاه رهبري شهر و شهرستان و استاني و در وجه بزرگتر کشوري را شهروندان همان شهر و همان استان و همان کشور انتخاب مي کنند ولي رژيم غير مدني احتياجي به اين انتخابات ندارد اگر مي گويند نمايندۀ مجلس داريم و يا رئيس جمهور داريم اينها هيچ تأثير در قدرت حاکم بودن شيعه ها ندارد زيرا در هر صورت آنها امام، شوراي نگهبان و شوراي مصلحت نظام را بالاي همه چيز (قانون اساسي ـ مجلس ـ دولت) دارند ما اگر با تحليل بالا موافق باشيم به اين نتيجه مي رسيم که تا زمانيکه رژيم شيعه در ايران حاکم است جائي براي دولت مدني و دمکراسي که شهروندي بتواند رهبران منطقه اي و شهري خود را خود انتخاب کند و زمانيکه تشخيص دادند انتخابشان اشتباه بوده در انتخاب بعدي عوض نمايند باقي نمي ماند. اين پايه ي دمکراسي و رشد و ترقي است که هر شهروند در هر جائي که زندگي مي کند حق دخالت در زندگي خود داشته باشد اين هم فقط با انتخاب آزاد مجلس در سطح کشوري، در انتخاب استانداري در سطح استاني و در انتخاب فرمانداري و به همين ترتيب تا زمانيکه کشوري با اين سطح مدنيت خود را نکشانده فاصله ي بسيار زيادي با دمکراسي خواهد داشت.
رژيم ايران براي اينکه با اين وضعيت موجود يعني حفظ حاکميت شيعه ادامه دهد مجبور است امام جمعه هاي رنگارنگي در مناطق سنّي نشين راه بيندازد و بسيجي هاي زيادي را تربيت دشمن شناسي بدهند، به افراد با نفوذ رشوه دهند و از هر امکاني براي اختلاف انداختن استفاده کنند. انسانهاي لايق ولي معترض را استخدام نکنند يعني هر ترفندي که کمک کند مناطق سنّي نشين را تسليم کند بکار مي گيرند. حالا ما هزار طرح بدهيم، حالا ما هزار بار فرياد بزنيم ، چشمها کور و گوشها کر مي باشد زيرا گوشي نيست که ما انتخاب کرده باشيم.

۲- ما ترکمن هستيم .
ترکمن بودن و سني بودن در ايران امروز بطور مساوي عمل مي کند. ما نه تنها سنّي هستيم بلکه به روش ديگر زندگي مي کنيم به روش ديگر بچه هاي خود را نام گذاري مي کنيم به روش ديگر لباس مي پوشيم و به زباني ديگر حرف مي زنيم و به روشي ديگر به مسائل اطراف خود نگاه مي کنيم و فرهنگ و آداب و رسوم کاملاً متفاوتي داريم تا زمانيکه ما سنّي و ترکمن هستيم. تأثير در رهبري منطقه نخواهيم گذاشت چون در دنياي رژيم شيعه ايران سنّي و ترکمن بودن خود بخود جرم اعلام نشده اي مي باشد. به همين دليل هم تمامي مسئولين درجه ي اوّل استان را غير ترکمنها قبضه کرده اند و 95 درصد مسئولين شهرهاي ترکمنصحرا را آنها رهبري مي کنند.من فکر مي کنم آنها مي دانند چکار مي کنند و هر کاري که مي کنند آگاهانه مي کنند.


۳- هم مرزي بودن با ترکمنستان.
همانطور که گفتم ما ترکمن و سنّي هستيم روي اين دو مشکل، مشکل صد ساله را هم اضافه کنيم ما در همسايگي با ترکمنستان زندگي مي کنيم. در نتيجه در رژيم سابق و رژيم شيعه ي امروز ما چه بخواهيم و چه نخواهيم هر اعتراض ما به رژيم مصادف با جاسوسي به کشور همسايه به حساب مي آيد. شايد در مطبوعات خود اعلام نمي کنند ولي در دستگاه امنيتي آنها اين مسئله را به دقت دنبال مي کنند و کوچکترين حرکت ترکمنهاي ايران را با شش چشم مواظب هستند. اين ۳ موضوع بالا جرم بسيار سنگيني براي ملت ما مي باشد. رژيم جمهوري شيعه ي ايران رژيمي نيست که با مناطق سني و ترکمن نشين دل بسوزاند بلکه علاقه ي شديدي به رهبري استعماري و تحقير و مسخره کردن  مردم مان دارد.

نتيجه:
رژيم ايران بوسيله ي روحانيت شيعه که اعتقادي شديدي به رهبري امامت دارد رهبري ميشود. در نتيجه قدرت را از مردم سلب مي کند. اين امر در مناطق سنّي نشين مخصوصاً در ترکمنصحرا حالت نژادپرستانه پيدا مي کند، همه چيز از بالا صورت مي گيرد تا اين حد که مردم عاجز از نامگذاري بچه هاي خود مي باشند. اين چنين رژيمي در اينچنين مناطقي نه تنها سرمايه گذاري نخواهد کرد و يا امکانات سرمايه گذاري را فراهم نخواهد کرد بلکه تمامي تلاش خود را بکار خواهد گرفت که از سرمايه گذاري مردم نيز جلوگيري کند. براي هر کارشناس و محقق اقتصادي واضح است که ترکمنصحرا منطقه ي بسيار مناسبي براي بسياري از پروژه هاي صنعتي مي باشد، از صنعت پتروشيمي، صنعت دريا، صنايع کشاورزي ، صنايع قالي بافي، صنايع دامپروري و صدها و صدها صنايع ديگر.
مشکل در منطقه کمبود طرح نيست بلکه مشکل منطقه مشکل سياسي است که مردم منطقه در فرم گيري سياسي منطقه نقشي ندارند. تا زمانيکه مردم منطقه در فرم سياسي منطقه نقشي نداشته باشند نقشي در روند رشد و يا گسست منطقه نخواهند داشت.
من با همين ديدگاه انتخابات مجلس را تحريم کردم و امروز نيز انتخابات رئيس جمهوري را تحريم مي کنم زيرا براي ما مهم انتخابات استانداري و فرمانداري و يا مقامات و ارگانهاي محلي خواهد بود. غير از اين هر انتخاباتي باشد هر تعداد نماينده در مجلس داشته باشيم کار بجائي نخواهيم برد فقط اميد مردم را به رژيم بيشتر خواهيم کرد و بعد از مدتي خود نيز افسرده خواهيم شد.
برادر عزيز آق محمد نيازي از مردم آق قلا شاکي است چرا متحد نيستند، اوّلاً مردم آق قلا اعتمادي به نقش نمايندگان در روند زندگي آنها ندارند، ثانياً مردم آق قلا حداکثر رأي را به آقاي آمانزاده دادند. ولي نمي دانم چرا بعضي از دوستان نمي خواهند واقعيت را بپذيرند، آق قلا و گرگان دو دنياي جداگانه اي هستند. اين ناعادلانه است که مرکز استان را در رقابت با يک شهر 25 تا 30 هزار نفري قرار داد.
 من در دوره انتخابات هم گفتم آقاي آمانزاده شانسي ندارد اين نه تقصير مردم آق قلا است و نه تقصير آقاي آمانزاده بلکه اين تقسيم بندي اشتباه و ناعادلانه حوزه هاي رأي گيري مي باشد که از بالا صورت گرفته. است.
ارائه طرحهاي کارشناسانه و دلسوزانه بسيار جالب است و من اميدوارم اينگونه طرحها هر روز بيشتر و علني تر صورت گيرد زيرا هيچ چيزي بهتر از آن نيست که با ارائه طرحهاي عملي رژيم را افشاء کرد. ولي اين افشاگري ها در يک نقطه بايد خود را سازمان دهد و به شکل جريان سياسي قد علم کند بدون سازمانيابي سياسي و فشار دادن به حکومت جمهوري اسلامي، انتخابات محلي چه در استان و چه در سطح شهرها هيچ کمکي به ما نخواهد کرد. براي رژيم اين خطر جدي نيست که افراد به صورت انفرادي حرف بزنند و طرح بدهند و يا افشاء کنند. حکومت جمهوري اسلامي ايران زماني از روشنفکران منطقه چه در گنبد چه در بندرترکمن و چه در آق قلا نگران خواهد شد که آنها به شکل يک جريان سياسي و سازمان يافته خود را نمايش دهند. همانقدر که خيلي ها براي اختلاف انداختن بين مردم تلاش مي کنند ما نيز بايد تلاش کنيم مردم را متحد کنيم براي اتحاد مردم هم فقط ترکمن بودن کافي نيست، منافع تک تک انسانها را نيز بايد در نظر گرفت به همين دليل انسانها در احزاب مختلف با خواستهاي متفاوت در کشورهائي با حکومت مدني خود را سازمان مي دهند و رهبران شهر و استان و کشور را مردم انتخاب مي کنند.


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد