Turkmensahra

  ترکمنصحرا

 

آيا خورشيد ما هم طلوع خواهد کرد ؟



نوربردي ايري
norberdi@hotmail.com
جمعه 30 مرداد 1383

وقتي کو چک بودم بزرگترين مشغو ليات و سرگرمي من و دو ستان هم سن سالم تماشاي طلو ع و غروب خورشيد بود .
هر روز صبح آفتا ب سرخ مثله صو رتي که سيلي خورده باشد از پشت مسجد روستا بالا ميامد و ميتوانستيم حدس زنيم که خورشيد چقدر خسته است و عصر ها هم روي درختي مي رفتيم همان خورشيد را ميديديم چگونه خسته .. کوفته .. فرسوده .. و غمگين از بخته سياه ما خود را يواش يواش پشته قبرستان محل مخفي ميکند و از ديدگان ما دور ميشود و به دنبال خود شب تاريکي به يادگار ميگذارد . که فقط زوزه سگان محل را ميشود تشخيص داد .
امروز ديکر خورشيد سيلي خورده نيز صورت سرخش را به ما نشان نميدهد هرچه مانده تاريکي و زباله اشغالها و صداي زوزه سگان گرسنه ميباشد ... منطقه اي که به وسيله استغمار گران اداره ميشود گرمي خورشيد را در پشت خود احساس نخواهد کرد .
و سرخي صورت خورشيد را نخواهد ديد . زيرا سيل اشک چشمان مردم را کور و يا کم سو کرده است و استعمارگران با تمام قدرت با شلاق خود بر سر مردم ميکوبند . آنهارا به زير ميکشند ...زير لگد ميگيرند ...توهين ميکنند ...کوچک ميکنند ...از هر امکان دولتي براي بدبختي مردممان استفاده ميکنند .
زبان جوانانرا از ته ميکشند و صدا و قلم اعتراض را کنار ميزنند و بجاي ان بساط اعتياد را پهن ميکنند . دختران جوان روي خود نفت ريخته وخود را به آتش ميکشند ...کهنسالان خون جگر ميخورند و عاجز از واکنش و مقاومت ميشوند . بيکاري ....خرد کردن ....کوچک کردن....مسئو ليت ندادن ....اعتياد ...تجاوز به حيثيت انسانها را بجائي ميرسانند که جوان در خدمت و اسلحه بدست که براي خدمت به همان دژخيمان فراخوانده شده چشم به تمامي تاريکيها ميبندد و آزار دهندگان را به رگبار مسلسل ميبندد و بدين ترتيب روي زندگي جوان خود آب سردي ميکشد. خبر آن را نه روزنامه اي مينويسد نه تلويزيون ونه رادئوي و نه گزارشي از جريان به بيرون درز ميکند .
جواني در زندان گرگان اسير است. بزگترين گناه او دفاع از خود ميباشد. او را به دار خواهند کشيد بدون اينکه لب از لب تکان دهند. جوان نگونبخت را در زير شديدترين شکنجه ها خواهند گرفت تا عقده خود را خالي کنند. تا درس عبرتي براي ديگراني باشد که تحمل رنج جهنمي را ندارند . تا در فضاي آرام به جنايات غير انساني خود ادامه دهند .
ترکمنصحرائي که هيچ وقت در صحراي گلزار خود يک کيلو زباله نداشته امروز به زباله دان ديگران تبديل شده از آق قلا تا کمش دپه را مردم زباله دپه نام گذاشتند. زماني در نپه هاي آنجا مردم کوميش (يعني نقره) مي يافتند و آنجا را کميش دپه نام نهادند. اکنون ديگر مي توان زباله يافت.
با نام صنعتي کردن آق قلا کارخانه هاي کوچک و بزرگ درست کردن ولي بدون کارگران ترکمن .
امروز ترکمنصحرا را به شکل واقعي خود "دشت گرگان" کرده اند . دشتي که در آن حق حيات  انساني را گرفته اند. اين است معني واقعي دشت گرگان. دشتي که هر گونه خواستند مي تازند و تازيانه ميزنند .
چه کسي جرئت ميکند در اين دشت سرکوب شده بپرسد گناه جوان زنداني چيست ؟
ايا ايشان حق ندارند در يک دادگاه منصفانه در کنار وکيل خود نشسته از خود دفاع کند ؟
کيست که بپرسد چرا جواني که تمامي آينده خود را پيش روي خود داشته دست به ماشه اسلحه برده ؟
کيست که بپرسد جوابگوي اين همه بيکاري کيست ؟ کيست که بپرسد جوابگوي اين همه اعتياد به مواد مخدر کيست ؟
کيست که بپرسد چرا جوانان منطقه دست به خود سوزي ميزنند ؟ کيست که بپرسد مسئو ليت اين همه بي عدالتي ها با کيست ؟
کيست که بپرسد چرا مسئولين منطقه غير ترکمن هستند ؟ کيست که بپرسد چرا مسئولين آموزشي منطقه غير ترکمن هستند ؟
کيست که بپرسد گناه ملت ما چيست که اين همه بي عدالتي بر ما روا ميدارند ؟
آيا ما نميتوانيم صداي خود را بقدري بلند کنيم که صداي ما را همه ارگانهاي حقوق بشر در سراسر دنيا بشنوند ؟
نمايندگان ترکمن مجلس ميدانند و با تمام وجود خود حس ميکنند تا زمانيکه منطقه به شکل "استعماري" اداره ميشود هيچ تحولي مثبت در منطقه صورت نخواهد گرفت .. صحبت کردن از چگونگي جلوگيري از گسترش ايدز در ايران و يا صحبت از صنايع کوچک ايران هيچ سودي نخواهد داشت. به جاي اين همه مصاحبه هاي بي حاصل يک بار مصاحبه کنيد و يا از تريبون مجلس استفاده کنيد و به شيوهء اداره منطقه اعتراض کنيد .
به رنگين کمان رئس جمهور باور نکنيد زيرا ما رنگي در اين رنگين کمان نداريم . اگر کسي هم رنگي را متعلق به ما بداند باور داشته باشيد سياهترين رنگها متعلق به ما ميباشد.
اگر خدائي در اسمان تاريک ما وجود دارد امروز وقتش رسيده به زمين سوخته و تاراج شده ما سري بزند و به اين همه بي عدالتي ها ... کتک زدنها ...توهينها ... وکوچک کردنها پايان دهد .
من از خداي بزرگ ميخواهم به جوان اسير آق قلا که در بازداشتگاه گرگان بسر مي برد از هيچ کمکي دريغ نکند ...ما بنده سرکوب شده شما هستيم و به کمک شما احتياج داريم .


[ نسخه قابل چاپ ] [ اين متن را با ايميل بفرستيد ] [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد